
حفظ حریم تشیع در استعمال تعابیر و جملات
ضرورت تأمل در ریشهها و پیامدهای حوادث
نگاه دقیق به تاریخ اسلام و وقایع معاصر، ما را از تحلیلهای سطحی و ظاهرگرایانه نسبت به رخدادهای اجتماعی، سیاسی و دینی برحذر میدارد. حضرت آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) با تأکید بر این مسئله، هشدار میدهند که بدون شناخت نیات پنهان و اهداف باطنی، انسانها در دام تحریف حقیقت و قضاوتهای اشتباه گرفتار میشوند. ایشان با طرح نمونههایی از عاشورا، جنگ ایران و عراق و برخی تحولات سیاسی، بر ضرورت تمایز بین ظاهر و باطن، و لزوم حفظ حرمتها و مرزهای فکری در مکتب اهلبیت تأکید میکنند. این سخنرانی، دعوتی است به بصیرت، احتیاط در قضاوت و پاسداری از حریم معارف ناب تشیع.
حفظ حریم تشیع در استعمال تعابیر و جملات
توضیحات:
نگاه دقیق به تاریخ اسلام و وقایع معاصر، ما را از تحلیلهای سطحی و ظاهرگرایانه نسبت به رخدادهای اجتماعی، سیاسی و دینی برحذر میدارد. حضرت آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) با تأکید بر این مسئله، هشدار میدهند که بدون شناخت نیات پنهان و اهداف باطنی، انسانها در دام تحریف حقیقت و قضاوتهای اشتباه گرفتار میشوند. ایشان با طرح نمونههایی از عاشورا، جنگ ایران و عراق و برخی تحولات سیاسی، بر ضرورت تمایز بین ظاهر و باطن، و لزوم حفظ حرمتها و مرزهای فکری در مکتب اهلبیت تأکید میکنند. این سخنرانی، دعوتی است به بصیرت، احتیاط در قضاوت و پاسداری از حریم معارف ناب تشیع.
حفظ حریم تشیع در استعمال تعابیر و جملات
12[میگویند:] «در این کتاب تحریف شده، حرف آقا را تحریف کردند.»
کدام [حرف]؟ کجا؟ والله ما یک کلمه را جا نیانداختیم.
«این حرفهای آقا را برداشتند ترجمه کردند و تحریف است!»
دست شما درد نکند. شما خودتان در این کتاب ننوشتید ما اینها را ترجمه میکنیم؟ در خود مقدّمه نخواندید؟! در خود مقدّمهای که از دست نویس آقا هست ننوشتید: «این کتاب از همین موسسه با ترجمه عربی منتشر خواهد شد.» این را بگذارید کنار آن حرف [که]: «چون این مطالب آقا ترجمه شده، پس این کتاب آقا نیست.» آن وقت همین آقا بلند میشود میرود امام حسین را زیارت میکند «یا لیتنی کنت معکم فافوز فوز عظیما» ای کاش چه بودم، ای کاش دنبال شما بودم؛ امام حسین هم به ریشش میخندد [و میگوید:] «برو دنبال کارت، جای زوّار را گرفتی، اکسیژن را کم کردی، بلند شو برو مشهد، کجا بلند شدی آمدی؟ برای چی؟»
اینکه مرحوم آقای حداد مکرّر میگفتند: «در جریان کربلا به جای گریه کردن فهمتان را زیاد کنید» برای این است، برای اینکه ما به این بدبختی نیفتیم، که امروز بعد از گذشت پنجاه سال از سنمان و ِاهن وتُلُپها و بیا و بروها و درس دادن و فلسفه گفتن و فقه گفتن، به روزی بیفتیم که به ریش ما بخندند! که نتیجه این همه درسها و بحثها این شد که این حرف را بزنیم، این مطلب را بگوییم. این برای چیست؟ بهخاطر اینکه ما ماهیّت مسئله را درک نکردیم، ماهیت قضیّه را ما نیافتیم، در مکتب امیرالمؤمنین بجای پرداختن به ظاهر پرداخت به ماهیّت است، به ماهیّت باید نگاه کرد، به اهدافی که در پس این حادثه هست باید نگاه کرد، به نیّتهای نهفته و پنهانی به آن نیّتهایی که کسی خبر ندارد باید نگاه کرد، به آن مقاصدی که آن مقاصد همیشه پنهان است باید نگاه کرد.
چرا امام صادق علیه السلام فرزندان عبدالله محض را تأیید نفرمود؟
