
نقد عربیزدایی از زبان فارسی و آثار فرهنگی آن
و بررسی چند فتوا دربارۀ ترمیم بکارت، رَحِمِ اجارهای و فرزندخواندگی
نقد عربیزدایی، موضوع اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در بخش اول این جلسه، با مثالهایی از کلمات جعلشدۀ «فرهنگستان زبان و ادب فارسی»، به نقد روش فرهنگستان و بیان پشت صحنۀ تاریخی جریان عربیزدایی در دوران پهلوی و نقش برخی روشنفکران ضدّ دین و وابسته به تشکیلات فراماسونری میپردازند؛ و در ادامه، تسامح و بیتوجهی برخی از بزرگان اهل قلم در مدح و تأیید این افراد را گوشزد میکنند. در بخش دوم، ایشان به دو سؤال دربارۀ «حکم ترمیم بکارت» و «حکم انتساب فرزندخوانده به سرپرست» پاسخ میدهند و در ضمن آن، به نقد و تحلیل چند فتوا در موضوع «تدلیس در ترمیم بکارت» و «نگاه به نامحرم» و «رَحِمِ اجارهای» میپردازند.
نقد عربیزدایی از زبان فارسی و آثار فرهنگی آن
توضیحات:
نقد عربیزدایی، موضوع اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در بخش اول این جلسه، با مثالهایی از کلمات جعلشدۀ «فرهنگستان زبان و ادب فارسی»، به نقد روش فرهنگستان و بیان پشت صحنۀ تاریخی جریان عربیزدایی در دوران پهلوی و نقش برخی روشنفکران ضدّ دین و وابسته به تشکیلات فراماسونری میپردازند؛ و در ادامه، تسامح و بیتوجهی برخی از بزرگان اهل قلم در مدح و تأیید این افراد را گوشزد میکنند. در بخش دوم، ایشان به دو سؤال دربارۀ «حکم ترمیم بکارت» و «حکم انتساب فرزندخوانده به سرپرست» پاسخ میدهند و در ضمن آن، به نقد و تحلیل چند فتوا در موضوع «تدلیس در ترمیم بکارت» و «نگاه به نامحرم» و «رَحِمِ اجارهای» میپردازند.
نقد عربیزدایی از زبان فارسی و آثار فرهنگی آن
4اینها چند نفر بودند که به نجف رفته بودند؛ و این از جمله مواردی است که مرحوم حاج آقا بزرگ اشتباه کردند. با اینکه مرد بسیار متضلّع و متتبع بودند، اما در این قضیه و در بعضی از اَنساب هم ایشان اشتباه کردند. اینها رفتند در آنجا و با صحبت و مدح و ثنا و خنده و ابتسام1، رگِ خوابِ ایشان را زده بودند! بعد مرحوم آقا [علامه حسینی طهرانی] بعد از اینکه این [کتاب] چاپ شده بود، به حاج آقا بزرگ گفته بود: «شما چرا اینطور کردید؟ چرا این کار را کردید؟» [ایشان] خیلی متأثر شده و میگفت: «من اصلاً از احوالاتِ اینها خبر نداشتم.»
بله، همۀ اینهایی که گفتم، [نشان میدهد که انسان در چنین مواردی] یک تیزیِ خاصی میخواهد، یک حدّتی میخواهد؛ و در این قضیه ایشان [حاجآقا بزرگ] اشتباه کرد.
آنوقت ایشان [مرحوم مطهری] در کتابهایشان، مثلاً، میبینم که میگوید: «مرحوم سعید نفیسی»، «مرحوم فروزانفر»؛ در حالی که اینها جزوِ آن مخالفینِ صددرصد بودند.
از جمله افرادی که در این زمینه خیلی [مخالف] بود، علی دشتی بود. او از آن «حرامزادههای درجۀ یک بود و بعد از انقلاب هم اعدامش کردند. بعد از انقلاب اعدام شد؛ و قطعاً از جمله افرادی بود که مستحقِ اعدام بود. این علی دشتی در نوشتههایش [نسبت] به پیغمبر صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم هتّاکی داشت؛ منتها قلمی بسیار شیرین و خیلی موذیانهای داشت، خیلی قلمش شیرین و [در عین حال] موذیانه بود. اوّل هم اینها معمم بودند؛ [بعد رفتند و] عمامههایشان را برداشتند؛ لابد میخواستند بهتر به اسلام خدمت کنند! میگویند وقتی عمامهمان را برداریم، به اسلام خدمت میکنیم! بعضیها میگویند: «اینطور بهتر میتوانیم به اسلام خدمت کنیم!»
نقد جریان عربیزدایی و تأثیر آن بر فرهنگ اسلامی
حالا [مسئله عربیزدایی] همینطور بیخود و بیجهت است. حالا اسم، اسم خارجی باشد؛ بیاید در فرهنگ ما مگر چه میشود؟ از اسمهای ما هم میرود آن طرف، از اسم آنها هم میآید این طرف. خب، اسمی که اول آنها درست کردهاند، چه اشکالی دارد بیاید در فرهنگ ما و جزو فرهنگ ما بشود؟ مخصوصاً در [زبان] عربی؛ عربی که اصلاً ما هم از نظر حروف مثل آنها هستیم و هم از نظر برنامۀ عبادت و اینها با آنها اشتراک داریم. از نظر متون هم با آنها اشتراک داریم. قرآنِ ما به رسمالخطِ حروفهای مشترک است؛ روایاتِ ما، دعاهایِ ما، همه به حروفِ مشترک است. چرا بایستی اینها حذف شوند؟ آن هم با یک چیزهایی که اصلاً...
- لبخند؛ خندیدنِ بیصدا. (محقق)
