
پرهیز اولیاء الهی از مسائل اعتباری
اسفار درس 612 : پرهیز اولیاء الهی از مسائل اعتباری -
پرهیز اولیاء الهی از مسائل اعتباری
توضیحات:
اسفار درس 612 : پرهیز اولیاء الهی از مسائل اعتباری -
پرهیز اولیاء الهی از مسائل اعتباری
11تلمیذ: خودش نیّت میشود.
استاد: کدام است؟
تلمیذ: همین، همین نیّت... حالا لزومی نداشت...
استاد: آقا نیت احرام بالأخره با نیت خوردن وخوابیدن [فرق میکند].
تلمیذ: لزومی ندارد مثال آن مصداق وحدت قرار بگیرد؛ الآن کسی میآید خدمت شما میگوید:«آقا، مثلاً یک مسئلهای هست شما تشریف بیاورید قضیّه را [حل کنید].» می پرسید:«کسی دیگر هم هست؟» [میگوید]: «آقا هم هستند» شما میگویید:«هرچه آقا گفت [نظر ما هم همان است]». این [را] شاید از آن باب بگوییم؛ مثلاً بخواهیم جمعی ببندیم؛ حضرت در آن لحظه خودشان را لحاظ نمیفرمودند.
استاد: نه، ببینید من میخواهم بگویم که بالأخره احکام تکلیفی همه بر اساس همان ضوابطِ تعیین شده است. شما فرض کنید وقتی که میخواهید نماز ظهر بخوانید، میتوانید نیت نماز مغرب کنید؟! باید نیت نماز ظهر کنید! حالا میتوانید بهجای واجب، نیت مستحب کنید؟! نمیتوانید! حالا نیت چهار رکعتی و دو رکعتی را میگویند لازم نیست که قصر یا تمام باشد ولی بالأخره نیت واجب که باید کرد. لازم نیست حتما بگویید: «واجب قربة الی الله» و صدایتان هم به سقف برسد! نه، همینکه در ذهنتان هست [و] برای نماز ظهر وضو گرفتید، خودش نیّت [نماز] ظهر است؛ نیت وجوب است؛ از استحباب خارج میکند. مگر اینکه بخواهید نافله ظهر را بخوانید. لذا نیت وجوب، شرط است. حتّی نیت تقرب هم لازم نیست که جدا باشد؛ همینکه شما «اِمتثالاً لِأمرِ مَولا» وضو گرفتهاید یعنی تقرّب دیگر. لذا اینها هیچکدام شرط نیست؛ فقط همان نیت وجوب است که آن نیت وجوب هم متولد از همان جَریِ فعل است. همانکه فعل از آن بر این اساس جَری دارد، این خودش نیت است؛ نیت نماز ظهر است.
در مورد احرام، خب وقتی انسان میخواهد احرام ببندد، باید بداند چه احرامی ببندد؛ میخواهد همراه خودش شتر ببرد، خب باید نیت قِران کند؛ عمرۀ مفرده میخواهد بهجا بیاورد، باید نیت اِفراد کند؛ تمتع میخواهد انجام بدهد، بعدش حج میخواهد انجام بدهد، بالأخره نیت تمتع در موقع لبیک لازم است. بالأخره میخواهی چه کار کنی؟ این احرامی که الآن داری میبندی میخواهی با آن طواف نساء و صلاة طواف نساء بکنی یا نه؟ خب در تمتع نمیشود؛ اگر میخواهی مفرده باشد، اصلاً نمیتوانی نیت تمتع انجام بدهی. مثل اینکه فرض کنید شما عمرۀ مفرده بروید، بگویید: «میخواهم تمتع انجام بدهم» خب نمیشود. شما که میخواهی تمتع انجام بدهی، دیگر آن را ندارد. لذا اصلاً باطل میشود؛ اصلاً بهطور کلی احرام باطل است. لذا مسئله در اینجاست که امیرالمؤمنین در آن موقع چه نیتی از این نیتهای ثلاثه را در ذهن خودش برای عقد احرام خطور داد؟ اِفراد بود، تمتع بود یا قِران؟ کدام [یک] از اینها بود؟ البتّه قِران که خب برای [اهل] مکّه است؛ عمره ندارد؛ عمرهاش مفرده است و [برای] عرفات است. بالأخره یا مفرده بود یا تمتع. درحالیکه حضرت میگوید: «هیچکدام! نیت من همان نیت شما بود.» این «نیت شما بود» را خدا از امیرالمؤمنین قبول کرد، بدون اینکه حضرت نیت اِفراد داشته باشد یا نیت تمتع. چرا از ما قبول نمیکند، از او قبول میکند؟ چون نفس امیرالمؤمنین با پیغمبر یکی بود دیگر.
