
پرهیز اولیاء الهی از مسائل اعتباری
اسفار درس 612 : پرهیز اولیاء الهی از مسائل اعتباری -
پرهیز اولیاء الهی از مسائل اعتباری
توضیحات:
اسفار درس 612 : پرهیز اولیاء الهی از مسائل اعتباری -
پرهیز اولیاء الهی از مسائل اعتباری
10در عمرۀ مفرده انسان یک افعالی دارد؛ در عمره تمتع یک افعال دیگر دارد. در آنجا طواف و حج نساء ندارد در این یکی مثلاً شِعار برای شتر و حِذاء برگردن گوسفند انداختن ندارد. در اینجا این مسائل را دارد. خود کیفیّت عمرۀ قِران اثر خاص خودش را دارد؛ با عمرۀ تمتع فرق میکند. لذا شما میبینید تکالیف و افعال هم مختلف خواهد شد (آن تکالیفی که در عمره متوجه انسان است). حالا امیرالمؤمنین نمیداند که پیغمبر چه بسته است؛ اگر میدانست که فرض کنید میگفت: «قِران» یا «عمره». اینکه پیغمبر از امیرالمؤمنین سؤال کردند: «یا علی به چه نیت احرام بستی؟» حضرت فرمود: «من به همان نیتی که شما کردی.» یعنی چه؟ یعنی در آن موقع [یا] امیرالمؤمنین متوجه بود؛ نخواست جلوی افراد بگوید، خواست به پیغمبر بگوید [یا اینکه نه، نوع احرام را نمیدانست] ما دیگر این را نمیدانیم. آن مقداری که ما میدانیم این است که این که امیرالمؤمنین در آن موقع نیت کرده، به آن نیتی [بوده] که پیغمبر کرده. چرا؟ مگر دو نفر نیستند؟ مگر دوتا تکلیف ندارند؟ بالأخره دو نفر هستند و دو تا مکلَّف هستند و دوتا تکلیف دارند. اینکه امیرالمؤمنین بیاید و در موقع احرام بگوید: «خدایا من احرام میبندم به همان نیتی که پیغمبر کرده است.»، خب خدا میگوید: «برای چه این کار را میکنی؟ تو باید ببینی تکلیف خودت چیست؟ شاید پیغمبر خواسته قِران بکند؛ شاید پیغمبر خواسته تمتع کند؛ شاید خواسته اِفراد کند؛ [حالا] هرچه؛ شما چرا خواستی به او احرام ببندی؟» این [مسئله] در اینجا همان وحدت است. چون امیرالمؤمنین در آن موقع احرام، خود را با پیغمبر یک وجود دید، گفت همانی که او کرده؛ یعنی همانی که او [پیغمبر] کرده برای من هم کرده؛ حالا ما هم یک لبیک میگوییم. گفت: «نیّت را خب پیامبر مثلاً چند روز پیش کرده و ما فقط لبیکش را میگویبم. لبیکش را گفت و احرام را بست و آمد و احرام هم درست است. درحالیکه آقایان علماء و فقها میفرمایند که انسان باید نیت کند که به نیت اِفراد است [و یا] قِران است. امیرالمؤمنین چه نیتی کرد؟ ما نداریم حضرت نیت کرده باشد. فقط آنچه که راجع به حضرت هست این است که به آن نیتی که رسول خدا به آن نیت احرام بست، همان [را نیت کرد].
