
تسلیم در برابر حق رمز موفقیت در سلوک
در این سخنرانی مرحوم آیةالله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه به اهمیت تسلیم در برابر حق و حقیقت در سلوک الی الله پرداختهاند. حضرت استاد با اشاره به منع بزرگان از تعلیم علوم غریبه، به این مسئله اشاره میکنند که سلوک، یک مسیر عقلانی و خارج از موارد خارق عادت است. ایشان در ادامه به دلایل کنار گذاشتن عقلانیت توسط افراد اشاره میفرمایند و با ذکر نمونههایی از تاریخ اسلام و سیره عرفای الهی این مسئله را توضیح میدهند. آیةالله حسینی طهرانی در پایان به لزوم رعایت جانب حق در جمیع مسائل شخصی و اجتماعی پرداخته و نتیجه سوء دور شدن از حق را بیان میفرمایند.
تسلیم در برابر حق رمز موفقیت در سلوک
توضیحات:
در این سخنرانی مرحوم آیةالله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه به اهمیت تسلیم در برابر حق و حقیقت در سلوک الی الله پرداختهاند. حضرت استاد با اشاره به منع بزرگان از تعلیم علوم غریبه، به این مسئله اشاره میکنند که سلوک، یک مسیر عقلانی و خارج از موارد خارق عادت است. ایشان در ادامه به دلایل کنار گذاشتن عقلانیت توسط افراد اشاره میفرمایند و با ذکر نمونههایی از تاریخ اسلام و سیره عرفای الهی این مسئله را توضیح میدهند. آیةالله حسینی طهرانی در پایان به لزوم رعایت جانب حق در جمیع مسائل شخصی و اجتماعی پرداخته و نتیجه سوء دور شدن از حق را بیان میفرمایند.
تسلیم در برابر حق رمز موفقیت در سلوک
8این [نحوه برخورد] چه میشود؟ میشود مغلوب یک جریان شدن، انسان وارد در یک جریان میشود، کمکم مسخ میشود. آدم به این چهرهها نگاه میکند، میبیند این مردم مسخ هستند، چشمهایشان مسخ است، مغزشان یک چیز پیچیده، بسته شده، تمام شده، قفل هم زده شده است، تمام، دیگر هیچ! و بعد تمام مسائل، جریانات، قضایا، خوب، بد، ایراد، اشکال، همه در این فضا باید شکل پیدا بکند و به انحاء وسائل و حیَل، بأیّنحوٍکان توجیه بشود و قابل پذیرش بشود؛ که اگر یک صدمش را، یک هزارمش را یکی دیگر انجام بدهد؛ اوه! اوه! اوه! روی نقارهخانۀ امام رضا نقاره میزنند! نقاره میزنند! امّا صد برابرش را یکی دیگر دارد انجام دهد، [میگویند:] نه! این بهخاطر آن است و این بهخاطر این است. عجیب است! این قضیّه چیست؟ یعنی چه اتفاقی افتاده است؟ که مغز آدم، از آدم گرفته میشود. مغز آدم، از آدم گرفته میشود.
علت اصلی کنار گذاشتن عقلانیّت
اصرار بر باطل انسان را به اینجا میرساند. اینکه بزرگان همیشه میگفتند که وقتی یک مطلب خلافی را دیدید، توجیه نکنید. چقدر من از مرحوم پدرم راجع به عدم ایستادگی و اصرار بر یک امر خلاف میشنیدم. این اصرار بر یک امر خلاف به نفست آمادگی میدهد که در [موارد] بالاتر هم بایستی. وقتی که به بالاتر رسیدی و باز هم خلاف دیدی و سر توجیه برآمدی، باز یک آمادگی [برای بعد بدست میآوری]، [این] یعنی سنگ، دلت سنگ و نسبت به پذیرش حق سفتتر میشود.
همیشه بزرگان راه را برای سؤال باز میگذاشتند، همیشه راه را برای تحقیق باز میگذاشتند، راه را برای فهم باز میگذاشتند. چرا؟ چون اوّل ضرری که متوجه انسان میشود ضرر به خودش است، یعنی او الآن دارد یک جریان را توجیه میکند ولی نمیداند که اوّل خودش از بین میرود، اوّل خودش از دست میرود، اوّل خودش نابود میشود، اوّل نفس خودش از بین میرود. آقا، این جریان یکی دو روز دیگر، دو سال دیگر تمام میشود، تو این وسط خراب شدی، تو خودت را فدای چه میکنی؟ فدای این قضیّه میکنی! آن ضرر اوّل و ابتدایی به من میرسد، من دارم از بین میروم، و من دارم خودم را فدای چه میکنم؟ فدای یک جریان میکنم!! بدبخت کسی است که دین خود را فدای دنیای دیگران کند، این خیلی بدبخت است. روایت از امیرالمؤمنین علیه السّلام داریم که: «بدبخت آن کسی است که دنیای خود را فدای دنیای دیگران کند و بدبختتر کسی است که دین خود را، فدای دنیای دیگران کند!»1
- در مجامع روایی روایتی به این عبارت از رسول مکرم اسلام نقل شده است:
بحار الأنوار، ج 77، ص46: شَرُّ الناسِ مَن باعَ آخِرَتَهُ بِدُنياهُ،و شَرٌّ مِن ذلك مَن باعَ آخِرَتَهُ بدنيا غَيرِهِ.
بدترين مردم كسى است كه آخرتش را به دنيايش بفروشد و بدتر از او كسى است كه آخرت خود را براى دنياى ديگران بفروشد.
- در مجامع روایی روایتی به این عبارت از رسول مکرم اسلام نقل شده است:
