
تسلیم در برابر حق رمز موفقیت در سلوک
در این سخنرانی مرحوم آیةالله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه به اهمیت تسلیم در برابر حق و حقیقت در سلوک الی الله پرداختهاند. حضرت استاد با اشاره به منع بزرگان از تعلیم علوم غریبه، به این مسئله اشاره میکنند که سلوک، یک مسیر عقلانی و خارج از موارد خارق عادت است. ایشان در ادامه به دلایل کنار گذاشتن عقلانیت توسط افراد اشاره میفرمایند و با ذکر نمونههایی از تاریخ اسلام و سیره عرفای الهی این مسئله را توضیح میدهند. آیةالله حسینی طهرانی در پایان به لزوم رعایت جانب حق در جمیع مسائل شخصی و اجتماعی پرداخته و نتیجه سوء دور شدن از حق را بیان میفرمایند.
تسلیم در برابر حق رمز موفقیت در سلوک
توضیحات:
در این سخنرانی مرحوم آیةالله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه به اهمیت تسلیم در برابر حق و حقیقت در سلوک الی الله پرداختهاند. حضرت استاد با اشاره به منع بزرگان از تعلیم علوم غریبه، به این مسئله اشاره میکنند که سلوک، یک مسیر عقلانی و خارج از موارد خارق عادت است. ایشان در ادامه به دلایل کنار گذاشتن عقلانیت توسط افراد اشاره میفرمایند و با ذکر نمونههایی از تاریخ اسلام و سیره عرفای الهی این مسئله را توضیح میدهند. آیةالله حسینی طهرانی در پایان به لزوم رعایت جانب حق در جمیع مسائل شخصی و اجتماعی پرداخته و نتیجه سوء دور شدن از حق را بیان میفرمایند.
تسلیم در برابر حق رمز موفقیت در سلوک
4لزوم برخورد عاقلانه با جریانات و مسائل
این نکته خیلی، نکته مهم و دقیقی است و خیلی باید حواسمان جمع باشد که خدای نکرده در یک جریانی قرار نگیریم که آن جریان ما را بهدنبال خود بکشد؛ نه ما جریان را! [و آنوقت ما آن جریان را] بر اساس مبانی توجیه کنیم. جریان ما را بهدنبال خود میکشد و ما خود را در این جریان توجیه میکنیم، ما خود را در این جریان تأویل میکنیم، ما خود آن جریان را تبرئه میکنیم، خود جریان را ما توجیه میکنیم، خود جریان را تنزیه میکنیم، خود جریان را پاک و منزه میکنیم. نمیآییم بر یک جریان سوار شویم و از بیرون به آن جریان نگاه کنیم، داخل در یک جریان قرار میگیریم و به تبع، دیگر ناچاریم که آن جریان را پاک و منزه و مبرّا و محسَّن و مستحسن از هر عیب و ایرادی قرار بدهیم. اوّل میآییم یک شخصیتی برای خود درست میکنیم و ما آن شخصیت را، شخصیت غیر قابل نفوذ و غیر قابل ایراد ترسیم میکنیم. حالا اگر ایرادی به او وارد شد مدام در مقام توجیه برمیآییم، نمیگوییم که ایراد به این شخصیت وارد است. چه خبر است خودت را برای او کشتی؟! تو که این همه برای توجیه و تأویل و تغییر زحمت میکشی و هزار تا دلیل و برهان و ...، خودت را از این جریان بیرون بکش، نیاز هم ندارد خودت را از بین ببری؛ مگر مجبوری؟! چه کسی تو را مجبور کرده است که اول بیایی یک شخصیتی برای خودت درست کنی، خودت را در یک جریانی قرار بدهی، بعد هم [مجبور به توجیه و تأویل آن باشی!؟]
اینهایی که بهجای امیرالمؤمنین علیه السّلام، آن ابوبکر و عمر و اینها را میآوردند، خب معلوم است که آنها نمیتوانند با علی مقابله کنند. شخصیت امیرالمؤمنین علیه السّلام شخصیتی نیست که کسی بتواند با او مقابله کند. آن شخصیت، شخصیتی است که خطا برنمیدارد، شخصیتی است که اشتباه برنمیدارد، شخصیتی است که خلل در او وارد نیست، ابهام ندارد. ولی حالا ما فرد دیگری را بهجای این شخصیت قرار میدهیم. اگر یک وقت قضیّه در جاهلیّت اتفاق میافتاد، نیاز به توجیه نداشتیم. چون در جاهلیّت همه چیز قابل توجیه است. طرف از دیوار مردم هم بالا برود مسئلهای نیست. چون در جاهلیّت است؛ شراب هم بخورد مسئلهای نیست. چون در جاهلیّت است. حالا هر کاری [هم بکند مسئلهای نیست]، چون در جاهلیّت است، مشکلی نداریم. امّا شما در اسلام و در فضای بعد از رسولالله، در فضای حضور چنین موجود قدسی، در چنین فضایی، داری به جای جانشین او یک کسی را میآوری که در مقابل او قرار دارد. حالا این [شخص] هرچه هم بخواهد تظاهر کند، هرچه هم بخواهد بایستد در محراب نماز بخواند، هرچه هم بخواهد ﴿وَلَا ٱلضَّآلِّينَ﴾ به جای چهار تا مدّ، چهل تا مدّ بکشد، [و همینطور ادامه بدهد و مد را بکشد] یک اذان هم بگوید، هرچه بگوید آن علم را که بیاید جواب مردم را بدهد ندارد، آن را چهکار میکنید؟! آن قدرت را ندارد که بیاید پاسخ عالم یهودی و رهبان و نصاری و کشیش را بدهد. برای آن چه خاکی میخواهی به سرت بکنی؟ خیلی خب حالا ﴿وَلَا ٱلضَّآلِّينَ﴾ را همچین کشید که صدایش تا طائف هم رسید؛ همچین﴿إِيَّاكَ نَعۡبُدُ﴾ گفت که صدا آن همۀ [بدنش را بلرزاند]. خیلی خب اینها مسائلی است که مربوط به ظاهر است.
