
تسلیم در برابر حق رمز موفقیت در سلوک
در این سخنرانی مرحوم آیةالله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه به اهمیت تسلیم در برابر حق و حقیقت در سلوک الی الله پرداختهاند. حضرت استاد با اشاره به منع بزرگان از تعلیم علوم غریبه، به این مسئله اشاره میکنند که سلوک، یک مسیر عقلانی و خارج از موارد خارق عادت است. ایشان در ادامه به دلایل کنار گذاشتن عقلانیت توسط افراد اشاره میفرمایند و با ذکر نمونههایی از تاریخ اسلام و سیره عرفای الهی این مسئله را توضیح میدهند. آیةالله حسینی طهرانی در پایان به لزوم رعایت جانب حق در جمیع مسائل شخصی و اجتماعی پرداخته و نتیجه سوء دور شدن از حق را بیان میفرمایند.
تسلیم در برابر حق رمز موفقیت در سلوک
توضیحات:
در این سخنرانی مرحوم آیةالله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه به اهمیت تسلیم در برابر حق و حقیقت در سلوک الی الله پرداختهاند. حضرت استاد با اشاره به منع بزرگان از تعلیم علوم غریبه، به این مسئله اشاره میکنند که سلوک، یک مسیر عقلانی و خارج از موارد خارق عادت است. ایشان در ادامه به دلایل کنار گذاشتن عقلانیت توسط افراد اشاره میفرمایند و با ذکر نمونههایی از تاریخ اسلام و سیره عرفای الهی این مسئله را توضیح میدهند. آیةالله حسینی طهرانی در پایان به لزوم رعایت جانب حق در جمیع مسائل شخصی و اجتماعی پرداخته و نتیجه سوء دور شدن از حق را بیان میفرمایند.
تسلیم در برابر حق رمز موفقیت در سلوک
3لذا از بزرگان و اهل معرفت و اهل توحید، هیچگاه ترغیبِ برای ورود در این مسائل نشده است. بله، نسبت به بعضی از امور برای حفظ بعضی از آفات و شرّ شیاطین، ابالسه، اجنه و امثالذلک اجازههایی داده شده است، یک دستوراتی داده شده که در کتب هم ذکر شده است. و ما هم بعضی از اینها را میشنیدیم که نقل میکردند و انسان تا این حدود اشکال ندارد که [اطلاع] داشته باشد و بعضی از اینها را همراه خودش داشته باشد. امّا اینکه بخواهد بیاید کارهای خودش را در این مسائل و اینها قرار بدهد، نه. اینها مطالبی نیست که انسان به آن بپردازد، گرچه موجود است و وجود خارجی دارد و بزرگان هم نسبت به این قضیّه در کتب خودشان خیلی مطالب نقل کردهاند. حتّی ابن سینا هم کتابی دارد به نام کُنوز المُعزِّمین که در آنجا راجع به همین مطالب، مسائلی هست. یک وقتی من این کتاب را مطالعه میکردم؛ دیدم که خود ایشان هم ظاهرا اهل این حرفها بوده و بیاطلاع نبوده است، یعنی خلاصه در این مطالب هم ایشان مطالعات و تجربیاتی داشته است.
عقل در چنین طبقۀ عرضیّهای از این امور هم قرار دارد، یعنی آن قوۀ عاقله میآید و این امور را در ارتباط با سایر مسائلی که در حولوحوش این قضیّه میگذرد، ترسیم میکند.
من امروز داشتم یک جریانی را میدیدم. یک قضیّهای بود داشتم نگاه میکردم. حالا آنچه را که [در آنجا] گفته میشد برای من مهم نبود، من به خصوصیّات افرادی که میآمدند در این قضایا و این مطالب صحبت میکردند، نگاه میکردم؛ خیلی برای من عجیب بود که چطور شخصی میآید یک مطلبی را بیان میکند درحالتیکه خودش اصلاً در نقطه مقابلش حرکت میکند. [دلیل] این قضیّه چیست؟ خودش در نقطه مقابل میرود. خب آثار دارد، علائم دارد، شواهد دارد، خصوصیّات دارد. یعنی این طور نیست که [این حرف بیدلیل باشد.]
