اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تسلیم در برابر حق رمز موفقیت در سلوک

15٬323

در این سخنرانی مرحوم آیةالله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه به اهمیت تسلیم در برابر حق و حقیقت در سلوک الی الله پرداخته‌اند. حضرت استاد با اشاره به منع بزرگان از تعلیم علوم غریبه، به این مسئله اشاره می‌کنند که سلوک، یک مسیر عقلانی و خارج از موارد خارق عادت است. ایشان در ادامه به دلایل کنار گذاشتن عقلانیت توسط افراد اشاره می‌فرمایند و با ذکر نمونه‌هایی از تاریخ اسلام و سیره عرفای الهی این مسئله را توضیح می‌دهند. آیةالله حسینی طهرانی در پایان به لزوم رعایت جانب حق در جمیع مسائل شخصی و اجتماعی پرداخته و نتیجه سوء دور شدن از حق را بیان می‌فرمایند.

تسلیم در برابر حق رمز موفقیت در سلوک

توضیحات:

در این سخنرانی مرحوم آیةالله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه به اهمیت تسلیم در برابر حق و حقیقت در سلوک الی الله پرداخته‌اند. حضرت استاد با اشاره به منع بزرگان از تعلیم علوم غریبه، به این مسئله اشاره می‌کنند که سلوک، یک مسیر عقلانی و خارج از موارد خارق عادت است. ایشان در ادامه به دلایل کنار گذاشتن عقلانیت توسط افراد اشاره می‌فرمایند و با ذکر نمونه‌هایی از تاریخ اسلام و سیره عرفای الهی این مسئله را توضیح می‌دهند. آیةالله حسینی طهرانی در پایان به لزوم رعایت جانب حق در جمیع مسائل شخصی و اجتماعی پرداخته و نتیجه سوء دور شدن از حق را بیان می‌فرمایند.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

تسلیم در برابر حق رمز موفقیت در سلوک

17
  • [مرحوم] آقا به من می‌فرمودند: «رفقای تو در قم فهمشان چقدر اضافه شده است؟ من به حالشان کاری ندارم» توجه می‌کنید؟ بعد می‌دیدیم عجب! مثل اینکه راست می‌گفتند! همه راست بود! آدم می‌ماند ‌واقعاً خیلی عجیب بود! خیلی عجیب بود!

  • اگر این جریانات اتفاق نمی‌افتاد تا به اصطلاح انسان خودش بعینه و شهود ببیند؛ ما نمی‌توانستیم آن مسائل زمان رسول‌الله را توجیه کنیم. نمی‌توانستیم توجیه کنیم. آخر یعنی چه؟! آقا، طرف تا دیروز پشت سر پیغمبر برای نماز جا می‌گیرد؛ فردای آن روز دنبال ابوبکر می‌رود! عجب عجب! یعنی چه؟! آدم می‌ماند. یعنی اصلاً [انسان] در دستگاه خلقت می‌ماند [که] خدایا این چه موجودی است که درست کردی؟ اسمش آدم است یا الاغ است، یا بینهما متوسطات؟ بالأخره چون مقول به تشکیک است. اسم این را چه بگذاریم؟ این کار دیروزش چیست؟ این کار امروزش چیست؟ بعد می‌بینیم مثل اینکه درست است، بوده و همیشه هم هست، همیشه هم بوده، همیشه هم باید باشد. هر کسی دیگر در فضای خودش و در همان مسائل خودش و در عالم و فهم خودش است.

  • مهم آن مقدار از نفس ناطقه است که چقدر [در وجود خود] دارد، آن مهم است. والاّ خب بله، فلان چیز را بلد است، فلان قضیّه را بلد است، خب نوار هم بلد است. شما اگر یک کتاب اسفار را داخل یک سی دی بگذارید. آیا چیزی به فهمش اضافه می‌شود؟ فلان چیز این است، این فرمولش این است، این قضیّه‌اش این است.

  • جایگاه حسن ظنّ به مؤمنین

  • تلمیذ: نکته‌ای از مرحوم آقا فرمودید که انسان نباید عمل خلاف را توجیه کند؛ پس اینکه در روایت اصالة الصحة داریم که انسان از فرد مومن یک عمل ظاهراً خلاف ببیند را حمل به صحت کند، چه‌طوری جمع می‌شود؟

  • استاد: بله، [اصالة الصحة] در صورتی است که انسان دیگر به یقین نرسد. اگر یقین کرد، دیگر خلاف، خلاف است. آن [حمل بر صحت] برای این است که هنوز جای احتمال هست. و خیلی هم برای انسان در طول زندگی و در ارتباط با افراد اتفاق می‌افتد. برای خود من هم خیلی اتفاق افتاده است که مثلاً شخصی از من چیزی شنیده است و من در یک حالی بودم و او هم در حال دیگری بوده است. من یک برداشتی می‌کنم، آن وقت این می‌شود برداشت. می‌گویند نباید به برداشتت نگاه کنی. باید برسی و یقین کنی و تا وقتی که هنوز می‌توانی، جا دارد برای این که ضَعْ أَمْرَ أَخِیکَ عَلی أَحْسَنِه1 ـ وقتی که جا دارد ـ انسان از آن طرف مقابل باید پرهیز کند. می‌تواند بگوید شاید به‌خاطر این جهت بوده است. آخر داریم که اگر مؤمنی بتواند تا هفتاد مرتبه حمل به صحت کند و نکند، باز در ایمان او خلل است.2 [اما] آن [مطلب] در جایی است که برای انسان مسلم شود که شخص خلاف دارد می‌کند، دیگر شوخی‌بردار نیست، جای توجیه نیست [چون] خلاف، خلاف است.

    1. . الکافی، ج 2 ص 362
    2.  مصباح الشریعة، ص 173: 
      ... و قالَ أُبَيُّ بنُ كَعبٍ إذا رَأيتُم أحَدَ إخوانِكُم فِي خَصلَةٍ تَستَنكِرونَها مِنهُ فَتَأولوها سَبعِينَ تَأوِيلًا فَإنِ اطمَأنَّت قُلوبُكُم عَلَى أحَدِها و إلّا فَلوموا أنفُسَكُم‌ حَيثُ لَم تَعذِروهُ فِي خَصلَةٍ يَستُرُها عَلَيهِ سبعين [سَبعونَ‌] تَأوِيلًا فَأنتُم أولَى بِالإنكارِ عَلَى أنفُسِكُم مِنه‌ ...
/ 260