
تسلیم در برابر حق رمز موفقیت در سلوک
در این سخنرانی مرحوم آیةالله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه به اهمیت تسلیم در برابر حق و حقیقت در سلوک الی الله پرداختهاند. حضرت استاد با اشاره به منع بزرگان از تعلیم علوم غریبه، به این مسئله اشاره میکنند که سلوک، یک مسیر عقلانی و خارج از موارد خارق عادت است. ایشان در ادامه به دلایل کنار گذاشتن عقلانیت توسط افراد اشاره میفرمایند و با ذکر نمونههایی از تاریخ اسلام و سیره عرفای الهی این مسئله را توضیح میدهند. آیةالله حسینی طهرانی در پایان به لزوم رعایت جانب حق در جمیع مسائل شخصی و اجتماعی پرداخته و نتیجه سوء دور شدن از حق را بیان میفرمایند.
تسلیم در برابر حق رمز موفقیت در سلوک
توضیحات:
در این سخنرانی مرحوم آیةالله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه به اهمیت تسلیم در برابر حق و حقیقت در سلوک الی الله پرداختهاند. حضرت استاد با اشاره به منع بزرگان از تعلیم علوم غریبه، به این مسئله اشاره میکنند که سلوک، یک مسیر عقلانی و خارج از موارد خارق عادت است. ایشان در ادامه به دلایل کنار گذاشتن عقلانیت توسط افراد اشاره میفرمایند و با ذکر نمونههایی از تاریخ اسلام و سیره عرفای الهی این مسئله را توضیح میدهند. آیةالله حسینی طهرانی در پایان به لزوم رعایت جانب حق در جمیع مسائل شخصی و اجتماعی پرداخته و نتیجه سوء دور شدن از حق را بیان میفرمایند.
تسلیم در برابر حق رمز موفقیت در سلوک
11امّا تا حالا شده است که حضرت دروغ بگوید و بعد بگوید که: «بله! من دروغ گفتم [شما] ببخشید و من اشتباه کردم و دروغ گفتم.» یک مورد تا حالا داریم؟ یک مورد بوده که بیاید بگوید: ببخشید، من اشتباه کردم؟ حالا دورغ هم نه، من اشتباه کردم، نمیدانستم، نگفتم؛ یادم رفته بود. [آیا] در تاریخ ائمّه [چنین چیزی] مثلاً داریم؟ اگر هست [بگویید.]
آن امامی را که ما قائل هستیم، [اهل] این حرفها نیست، [اهل] این مسائل نیست. امام علیه السّلام، اقرب الینا من حبل الورید است. امام این است، امام واسطۀ در هر تعیّن و در هر وجود است، قبل از اینکه انسان خودش اطّلاع پیدا بکند، او اطّلاع و علم حضوری نسبت به این مسئله دارد، بلکه بالاتر از علم حضوری، علم شهودی و علم ایجادی دارد. یعنی نفس امام، خودش موجِد است؛ نه تنها آن حضور دارد حتّی بالاتر از آن علم حضوری که علم حضوری که منتزع از او میشود، اصلاً او موجِد است. قبل از تحقق مُلکی، تحقق ملکوتی در نفس او پیدا کرده است. علیکلحال، خب این مسئله به این [نحو] است.
وجوب رعایت حق در تمامی مسائل شخصی و اجتماعی
لذا ما خیلی باید مواظب و مراقب باشیم که به این دام نیفتیم. جریانات و مسائل روزگار، بالا و پایینها، فراز و نشیبها یک وقتی [انسان را گرفتار نکند.] چون بالأخره تا وقتی انسان راجع به دیگران حکم میکند، خب مسئله مهم [نیست]. ولی یک وقتی جریاناتی به سر خودش میآید، قضایایی برای خودش پیدا میشود، و چهبسا در این قضایا اینکه ضرر متوجه او خواهد شد، باید ببیند آیا حق میگوید یا ناحق میگوید؟ چه مقدارش حق است چه مقدارش ناحق است؟ باید به این مسائل توجه کند. یک وقت انسان برای دیگران قاضی میشود، خب کاری ندارد، حالا بر فرض خیلی رعایت کند و مسائل حُبّ و بُغض را در نظر نگیرد، بتواند [بر اساس حق عمل کند]، ولی یک وقتی جریان برای خود انسان اتفاق میافتد، برای منتسبین به خود انسان و برای خانواده انسان، برای رفیق انسان اتفاق میافتد، در چنین شرایطی انسان بتواند کاملاً صاف و شفاف بدون هیچگونه جهتگیری و بدون هیچگونه اتخاذ رویّه بخواهد به همان اصل و مبنا برسد؛ اینها خیلی کار میبرد. بزرگان دستوری که میدادند این بود که: انسان در هر قضیّهای مراقبت این مطلب را داشته باشد، در این قضیّه اگر انسان مراقبت کرد و حق را واقعاً رعایت کرد، [به نتیجه مطلوب خواهد رسید].
