
امیرالمؤمنین علیه السلام میزان سنجش اعمال
تفسیر و معنی «میزان». وضع الفاظ برای معانی عامّه. میزان یعنی: وسیلۀ سنجش و ترازو. پیامبران و امامان، میزان سنجش اعمال. مراد از میزان، امیرالمؤمنین علیه السّلام. چگونگی میزانبودن امیرالمؤمنین علیه السّلام. امیرالمؤمنین علیه السّلام وارث جمیع کمالات رسول خدا، به غیر از نبوّت. عفّت امیرالمؤمنین علیه السّلام میزان برای تمام عفّتها. امیرالمؤمنین علیه السّلام لوادار فداکاری در دوران رسول خدا. گذشت امیرالمؤمنین علیه السّلام بعد از رسول خدا برای اسلام. گذشت امیرالمؤمنین از ابنملجم مرادی بعد از ضربتخوردن حضرت. شدّت عدالت امیرالمؤمنین علیه السّلام در برخورد با برادرشان عقیل. نخوابیدن پیامبر از صدای نالۀ عمویشان هنگام اسارت. دقیقتر بودن میزان در قیامت از هر ترازویی. درآوردن تیر سهشعبه از پای امیرالمؤمنین علیه السّلام در حال سجده. فداکاری امیرالمؤمنین علیه السّلام در جنگ اُحد. فداکاری امیرالمؤمنین علیه السّلام در جنگ بدر. فداکاری امیرالمؤمنین علیه السّلام در لیلةالمبیت و افتخار خداوند به ایشان. کلام ابنابیالحدید دربارۀ جمع صفات متضادّه در امیرالمؤمنین علیه السّلام. طلوع صفات جمال و جلال خدا در امیرالمؤمنین علیه السّلام. کلام جبران خلیل جبران دربارۀ عظمت امیرالمؤمنین علیه السّلام. کلام ابنشهرآشوب دربارۀ عظمت مناقب امیرالمؤمنین علیه السّلام نزد مخالفینشان. تلاش معاویه برای از بین بردن نام امیرالمؤمنین علیه السّلام. پیچیدن صیحۀ امیرالمؤمنین علیه السّلام در تمام عالم، مثل صیحۀ قیامت!. جاودانگی نور امیرالمؤمنین علیه السّلام. هرچه ترازوی عمل شیعیان به ترازوی امیرالمؤمنین نزدیکتر، در دنیا و آخرت کامیابتر. وصیّتهای امیرالمؤمنین به امام حسن علیهما السّلام قبل از شهادت. علّت وصیّت حضرت بر مخفی نمودن قبرشان. تجهیز و تدفین امیرالمؤمنین علیه السّلام به نقل از محمّد بن حنفیّه. وداع صعصعة بن صوحان با بدن مطهّر امیرالمؤمنین علیه السّلام.
امیرالمؤمنین علیه السلام میزان سنجش اعمال
توضیحات:
تفسیر و معنی «میزان». وضع الفاظ برای معانی عامّه. میزان یعنی: وسیلۀ سنجش و ترازو. پیامبران و امامان، میزان سنجش اعمال. مراد از میزان، امیرالمؤمنین علیه السّلام. چگونگی میزانبودن امیرالمؤمنین علیه السّلام. امیرالمؤمنین علیه السّلام وارث جمیع کمالات رسول خدا، به غیر از نبوّت. عفّت امیرالمؤمنین علیه السّلام میزان برای تمام عفّتها. امیرالمؤمنین علیه السّلام لوادار فداکاری در دوران رسول خدا. گذشت امیرالمؤمنین علیه السّلام بعد از رسول خدا برای اسلام. گذشت امیرالمؤمنین از ابنملجم مرادی بعد از ضربتخوردن حضرت. شدّت عدالت امیرالمؤمنین علیه السّلام در برخورد با برادرشان عقیل. نخوابیدن پیامبر از صدای نالۀ عمویشان هنگام اسارت. دقیقتر بودن میزان در قیامت از هر ترازویی. درآوردن تیر سهشعبه از پای امیرالمؤمنین علیه السّلام در حال سجده. فداکاری امیرالمؤمنین علیه السّلام در جنگ اُحد. فداکاری امیرالمؤمنین علیه السّلام در جنگ بدر. فداکاری امیرالمؤمنین علیه السّلام در لیلةالمبیت و افتخار خداوند به ایشان. کلام ابنابیالحدید دربارۀ جمع صفات متضادّه در امیرالمؤمنین علیه السّلام. طلوع صفات جمال و جلال خدا در امیرالمؤمنین علیه السّلام. کلام جبران خلیل جبران دربارۀ عظمت امیرالمؤمنین علیه السّلام. کلام ابنشهرآشوب دربارۀ عظمت مناقب امیرالمؤمنین علیه السّلام نزد مخالفینشان. تلاش معاویه برای از بین بردن نام امیرالمؤمنین علیه السّلام. پیچیدن صیحۀ امیرالمؤمنین علیه السّلام در تمام عالم، مثل صیحۀ قیامت!. جاودانگی نور امیرالمؤمنین علیه السّلام. هرچه ترازوی عمل شیعیان به ترازوی امیرالمؤمنین نزدیکتر، در دنیا و آخرت کامیابتر. وصیّتهای امیرالمؤمنین به امام حسن علیهما السّلام قبل از شهادت. علّت وصیّت حضرت بر مخفی نمودن قبرشان. تجهیز و تدفین امیرالمؤمنین علیه السّلام به نقل از محمّد بن حنفیّه. وداع صعصعة بن صوحان با بدن مطهّر امیرالمؤمنین علیه السّلام.
امیرالمؤمنین علیه السلام میزان سنجش اعمال
3پس معلوم میشود لفظ چراغ را در لغت و عرف، برای خصوص آن در جایی که از روغن و فتیله تشکیل شده است، وضع نکردهاند؛ و الاّ اگر معنیاش فقط آن بود دیگر به این چراغ نفتی نباید چراغ بگویند، باید یک اسم دیگر بگذارند؛ و در عین حال بعداً چراغ گازی اختراع شد، باز به او گفتند: چراغ؛ چراغ برقی و الکتریکی و کهربایی اختراع شد، باز به این میگویند: چراغ؛ بدون مختصر تصرّفی و تغییری، همان لفظ را به همان نحوهای که در همان پیسوز و چراغ نفتی استعمال میکردند، در همین چراغهای برقی استعمال میکنند. از اینجا ما یک نتیجه میگیریم و آن این است که: لفظ چراغ برای خصوص آن چراغ روغنی یا نفتی وضع نشده است، و الاّ وقتی چراغ برقی آمد باید برای او اسم دیگری بگذارند؛ میبینیم اسم دیگری نگذاشتهاند، بلکه همان لفظ اوّلی را به همان عنایتی که سابقاً استعمال میکردند، حالا هم استعمال میکنند. از اینجا یک نتیجه میگیریم، و آن این است که: لفظ چراغ برای خصوصیّت آن چراغ روغنی یا چراغ نفتی یا چراغ گازی یا چراغ برقی وضع نشده است؛ لفظ چراغ برای معنی عامّی وضع شده است، یعنی آن چیزی که نور میدهد و تاریکی را از بین میبرد و انسان بهواسطۀ آن، رفع نیاز خود در تاریکی میکند و میبیند. آن یک معنای عام است، خواه آن را در همان چراغ پیسوز سابق بریزند یا در چراغ نفتی و یا در چراغ کهربایی بریزند و پیاده کنند و استعمال کنند؛ در معنی کلّی و عام لفظ چراغ، تفاوتی نیست.
این مثال را برای لفظ چراغ زدم؛ تمام الفاظ بر همین سیاق است، لفظ انسان، لفظ حیوان، لفظ إمارت، لفظ نور، لفظ ظلمت، لفظ میزان، لفظ کتاب، همۀ الفاظ برای معانی عامّه هستند.1
میزان یعنی: وسیلۀ سنجش و ترازو
یکی از الفاظ، «میزان» است؛ میزان یعنی: آلت سنجش، ترازو. میزان معنیاش این است.
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون این مطلب رجوع شود به الله شناسی، ج ١، ص ٤٧؛ معاد شناسی، ج ٨، ص ٤٦؛ انوار الملکوت، ج ٢، ص ١٣٣.
