امیرالمؤمنین علیه السلام میزان سنجش اعمال
9این دستور قرآن است، این آیۀ قرآن است! حالا امیرالمؤمنین که متحقّق به حقیقت این قرآن است، مورد عقوبت واقع شده، شمشیر ظلم بر سرش آمده، و تمام قدرتها در مشت اوست، ولی ابداً وجود خود را منفکّ از این آیۀ قرآن نمیبیند. این را میگویند پاسدار قرآن، این را میگویند والی قرآن، این را میگویند ولیّ قرآن، این را میگویند حقیقت قرآن!
بسیاری از افراد ادّعا میکنند که ما قرآن میدانیم و عمل میکنیم، ولی وقتی نظیر این شرایط برای آنها پیدا میشود، عمل آنها با حقیقت آیات قرآن فرسنگها فاصله دارد؛ فرسنگها! ولی امیرالمؤمنین اینطور نیست.
و اینکه سفارش میکند: «یک ضربت به او بزن»، نه اینکه بخواهد شکستهنفسی کند، تصنّع کند، تعلیم و تربیت بدهد؛ نه، اصلاً واقعیّت است. امیرالمؤمنین این واقعیّت را میبیند که باید به ابنملجم یک ضربه زد و اگر عفو کند بهتر است، و اگر خودش هم از این زخم نجات پیدا کند میگوید: عفو میکنم؛ و عفو هم میکرد.
مگر سیّدالشّهدا علیه السّلام حرّ بن یزید ریاحی را عفو نکرد؛1 درحالتیکه تمام مصائبی که به سر سیّدالشّهدا آمد زیر سر حرّ بود؛ اگر وهلۀ اوّل جلوی آن حضرت را نگرفته بود حضرت به کربلا نمیآمد.2
این همان حقیقت ولایت است که در آن روز، میزان حق است. آنوقت، روز قیامت امیرالمؤمنین را میآورند و این گذشت و اغماض را طبق این حقیقت آیۀ قرآن که ﴿وَأَنزَلۡنَا مَعَهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمِيزَانَ﴾3 میزان قرار میدهند، همۀ افراد امّت را هم میآورند، اغماض و گذشت را با این میزان اندازهگیری میکنند: در فلان قضیّه آیا گذشت کردی یا نه؟ در فلان قضیّه آیا گذشت کردی یا نه؟ در فلان قضیّه، فلان کس، گوش تو را مالید و تو دوتا سیلی زدی، به چه مناسبت؟ مگر قرآن نمیگوید: اگر گوش شما را مالیدند، شما گوش بمالید، نه اینکه سیلی بزنید؛ اگر به شما بد گفتند، نمیتوانید سیلی بزنید؛ اگر به شما سیلی زدند نمیتوانید تازیانه بزنید؛ اگر دست شما را بریدند نمیتوانید بکشید! ﴿وَلَكُمۡ فِي ٱلۡقِصَاصِ حَيَوٰةٞ﴾؛4 یعنی آنچه را که بر شما وارد کردند عین آن و عکسالعملش را میتوانید بر آن شخص وارد کنید، نه زیادتر؛ و اگر هم عفو کنید بهتر است.
- الإرشاد، ج ٢، ص ٩٩ ـ ١٠٠.
- همان، ص ٧٦ ـ ٨٤؛ شرح الأخبار، ج ٣، ص ١٤٨ ـ ١٥١؛ اللهوف، ص ٧٧ ـ ٧٩.
- سوره حدید (٥٧) آیه ٢٥.
- سوره بقره (٢) آیه ١٧٩.

