امیرالمؤمنین علیه السلام میزان سنجش اعمال
10شدّت عدالت امیرالمؤمنین علیه السّلام در برخورد با برادرشان عقیل
پس امیرالمؤمنین شد میزان؛ میزان گذشت، میزان عدل، میزان اغماض.
سابقا برای شما قضیّۀ عقیل را عرض کردم؛ عقیل برادر اوست، بین او و بین امیرالمؤمنین نهایت صمیمیّت است، نهایت رأفت و الفت، مردی است محترم، بیست سال از امیرالمؤمنین عمرش بیشتر است،1 در نهایت فقر زندگی میکند. آمد خدمت امیرالمؤمنین و از بیتالمال طلب کرد، حضرت میفرماید:
دیدم فقیر و مستمند بود، فرزندان او را دیدم که رنگشان از شدّت فقر سیاه و کبود شده بود، مانند آنکه با نیل رنگ کردهاند، و گرد و غبار فقر و غربت بر صورت بچّهها نشسته بود.
آمد پیش امیرالمؤمنین و تقاضا کرد، یکی دو مرتبه تکرار کرد. حضرت آهن را داغ کرد و به بدنش چسباند، چون عقیل نمیدید، صدای نالهاش بلند شد. حضرت فرمود:
مادر بر تو بگرید! (یعنی: بمیری!) تو از این آهنِ داغ من فریاد میکنی، آنوقت مرا دعوت میکنی به آتش غضب پروردگار که خدا برای مخالفین و متمرّدین قرار داده. من از بیتالمال همۀ مسلمانها که مال همۀ آنهاست، حقّ آنها را به تو بدهم! صبر کن، این مقدارِ عطا قسمت میشود، آن مقداری که سهمیۀ من شد من به تو میدهم.
این را میگویند میزان عدل. ترازو خوب کار میکند، میزانیّه اشتباه نمیکند. بیتالمال مسلمین دست امیرالمؤمنین است، از شرق و غرب برای آن حضرت میآورند، ولی بین عقیل، برادر محترم و عابد که با هم نهایت محبّت و صمیمیّت دارند، و بین یک فرد سیاه حبشی که اسلام آورده و از اسلام هم تازه فقط شهادتین بر زبان جاری کرده است، هیچ فرقی نیست. میگوید من حقّ او را به تو نمی توانم بدهم. خدا میزان قرار داده است، این بیتالمال باید بین همۀ افراد مسلمین بالسّویه قسمت بشود؛ نمیتوانم بدهم! مرا به آن آتش دعوت نکن.2 این را میگویند میزان عدل.
دخترش از بیتالمال مسلمین یک گردنبند مروارید، عاریه گرفت؛ چون در روز عید تمام زنان قریش خود را تجمّل میکنند به بهترین تجمّلات، ولی دختر خلیفۀ مسلمین علی بن ابیطالب امیرالمؤمنین، گردنبند ندارد. این قضیّه برای حضرت زینب و امّکلثوم نیست، آنها درجاتشان از این معانی عالیتر است. امیرالمؤمنین علیه السّلام هنگام فوت، سی و هفت دختر و پسر داشت از عیالات متعدد.3
- الطبقات الکبریٰ، ج ٤، ص ٣١؛ الاستیعاب، ج ٣، ص ١٠٩٠.
- نهج البلاغة (عبده)، ج ٢، ص ٢١٦.
- شرح إحقاق الحقّ، ج ٣٢، ص ٦٧٨ ـ ٦٨٥، تعداد اولاد حضرت بنا بر اختلاف مصادر، ٢٥ و ٢٧ و ٣٠ و ٣١ و ٣٢ و ٣٣ و ٣٩ ذکر شده است.

