امیرالمؤمنین علیه السلام میزان سنجش اعمال
17و آنچه را تا به حال، من تفحّص کردهام از علمای بزرگ و شاخص اهلتسنّن صد و هشتاد و سه کتاب در فضائل امیرالمؤمنین نوشته شده است به دست علمای سنّی مذهب؛ این معجزه نیست؟!
مطلب سوّم اینکه: دشمنان امیرالمؤمنین به هر قوّهای متّکی شدند برای اینکه اسم امیرالمؤمنین را از روی زمین بردارند، کسی نام علی را نشنود و نگوید و روایتی از آن حضرت نقل نکند.
تلاش معاویه برای از بین بردن نام امیرالمؤمنین علیه السّلام
معاویه وارد مدینه شد، رو کرد به ابنعباس و گفت: «ای ابن عباس! من به تمام شهرها دستور دادهام و نوشتهام که هیچکس حق ندارد فضیلتی از فضائل امیرالمؤمنین، ابوتراب نقل کند؛ تو هم حق نداری نقل کنی!» ابنعباس گفت: «ما را از قرآن خواندن منع میکنی؟!» گفت: «نه، قرآن بخوانید.» ابنعباس گفت: «از تفسیر قرآن منع میکنی؟! از تأویل و معنای قرآن منع میکنی؟!» گفت: «بلی؛ چون تفسیر و تأویل قرآن همهاش امیرالمؤمنین است!» ابنعباس گفت: «قرآن بخوانیم، معنیاش را نفهمیم؟!» گفت: «معنیاش را بفهمید امّا از غیر طریق اهلبیت، از روایاتی که دیگران نقل میکنند.» ابنعباس گفت: «قرآن در اهلبیت نازل شده است، ما معنایش را از اهلبیت نپرسیم؟! برویم از یهود و نصاریٰ بپرسیم معنای قرآن چیست؟!» معاویه گفت: «همینکه گفتم!» برخاست و گفت: «در کوچه و بازار مدینه اعلام میکنم که معاویه ذمّۀ خود را بریء کرده از هر کسی که یک فضیلت از فضائل امیرالمؤمنین نقل کند!»
اگر کسی یک فضیلت نقل میکرد میکشتند، بدون برو و برگرد!
عبداللَه بن شدّاد لیثی میگوید: «دلم آتش گرفته بود، میخواستم یک فضیلت از فضائل امیرالمؤمنین نقل کنم نمیتوانستم؛ و من آرزو میکردم که به من مهلت بدهند، من بیایم از صبح تا به غروب فضیلت آن حضرت را نقل کنم و بعد مرا گردن بزنند، راضی بودم؛ ولی این کار را هم به من مهلت نمیدادند، همان فضیلت اوّل که نقل میکردم میگفتند: گردن بزنید!»

