اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

میزان تشخیص حق از باطل

14٬005

اسفار درس 625 : میزان در تشخیص مسیر حق از باطل -

میزان تشخیص حق از باطل

توضیحات:

اسفار درس 625 : میزان در تشخیص مسیر حق از باطل -

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

میزان تشخیص حق از باطل

4
  • ولی چون این ماهیّت مسئله روشن نیست، این حادثه پیش می‌آید. اگر این ماهیّت مسئله [برای آنها] روشن بود و امثال ذلک [زیاد] بودند، نه این که حالا این یکی [این اتفاق پیش نمی‌افتاد]. ایشان خیلی [از این داستان‌ها] می‌گفت؛ از جمله همین بود [که] عرض کردم. [ایشان] یک فرد مطّلعی بود و خودش در همان مراکز تصمیم‌گیری و اینها بود. چون از نیّت، کسی خبر ندارد، این واقعه پیش می‌آید؛ چون از آن مسائل نفسانی کسی اطّلاع ندارد، این قضیّه پیش می‌آید. و الآن هم این مطالب را می‌گویند. یعنی این مطالب، مطالبی است که دیگر دارد نوشته می‌شود و نوشته شده است و در این کتاب‌هایی که در‌آمده [گفته شده]. مطلب، مطلب من نیست؛ در این ‌کتاب‌هایی که درآمده، صریحاً گفته شده [که] به‌خاطر مثلاً عدم همکاری، این قضیّه پیش آمد! به‌خاطر فلان، [این] قضیّه پیش آمد! دیگر الآن این‌طور نیست که خلاصه [بیان نشده باشد]. گرچه هنوز خیلی مطالب گفته نشده است. ولیکن حالا چند درصدش گفته شده است.

  • این مسئله برای ما مهم است [که بدانیم] متابعت از چه مسیری مهم است؛ یعنی یک فرد به‌عنوان یک شخصی که می‌خواهد دنبال مکتب اهل‌بیت برود، می‌خواهد دنبال مکتب تشیّع برود، این فرد باید چه مسیری را [برود]. به ماهیّت پدیده‌ها و حوادث باید نگاه کند یا به همان هویّت خارجی؟ به کدام باید نگاه کند؟ خب هویّت خارجی‌اش همین است؛ همین ظهوری که ما داریم می‌بینیم. [البته] اگر ما هویّت را شامل نیّات نگیریم و فقط به همین صورت ظاهر توجّه کنیم؛ [لذا] اگر به این مسئله نگاه کنیم، خب همین است دیگر؛ یک طرف دشمن کافر و ملحد و یک طرف هم مسلمان، شیعه دوازده‌امامی، بچّه‌های معصوم و پاک و صاف و نیّاتشان هم نیّات خدایی؛ این هم یک طرف قضیّه. خب تمام شد دیگر. آن، آن طرف و این هم، این طرف. پس وسط شد عاشورا دیگر! مطلبی جای تامّل ندارد. اما وقتی که آدم می‌رود ریز می‌شود؛ از این ظاهر یک پرده می‌رود داخل، یک مرحله را باز می‌کند، می‌رود در آنچه را که در ظاهر پیدا نیست، حالا آن اعماق را کار نداریم؛ همین یک خرده انسان می‌رود در داخل، یک خرده می‌رود به نیّت نگاه ‌کند، حالا افرادی هم که آنجا هستند، حالا آن شخص که مسئول بود، آن که خب ارتقاء هم گرفت و فلان و این چیزها، یک خرده حرکت می‌کند و می‌رود جلو، یک‌دفعه می‌بینی چهره‌اش درهم می‌شود. [می‌گوید]: «اِ! عجب!، اِ! عجب اِ! این‌طوری بوده پس اِ! این اِ! اِ‌! اِ!ها مال چیست؟» مال این است که ما به ماهیّت توجّه نداریم؛ به آن حقیقت مسئله که ماورای هویّت خارجی است، ما نگاه نمی‌کنیم. لذا [می‌گوید]: «ا!ِ این‌طور، اِ! آن‌طور.»

/ 380