اسفار درس 625 : میزان در تشخیص مسیر حق از باطل -
میزان تشخیص حق از باطل
توضیحات:
اسفار درس 625 : میزان در تشخیص مسیر حق از باطل -
میزان تشخیص حق از باطل
3خب حالا هر کسی به این قضیّه نگاه کند، این [جا] چه میبیند؟ یک صحنه دلخراش، از بین رفتن مردم، از بین رفتن جوانهای مردم، این جوانهای صاف، جوانهای پاک، جوانهایی کهواقعاً برای اسلام رفتند، شکی نیست که اینها هدفشان اسلام و دفع تجاوز بود و در این مسئله کسی نمیتواند شک بکند؛ چون شک بکند یعنی انکار واقعیّت کرده. در واقع چیزی که واقعیّت بوده این بوده که کسی اینها را مجبور نکرده بود که بلند شوند بروند جبهه. تفنگ که نیاورده بودند درب خانه مردم، همه اینها خودشان، با اختیار خودشان، با میل خودشان، با صفای خودشان، با صداقت خودشان، بلند شدند و رفتند. در این طرف مسئله شکی نیست، ولی صحبت در ماهیّت این حادثه است. [این که] ببینید ماهیّت این حادثه [چیست]. [مهم این است] که انسان این را بررسی کند و ببیند که این ماهیّت چگونه بوده است! هر کسی به این صحنه نگاه کند میگوید: «این صحنه، صحنۀ عاشورا است.» از یک طرف دشمن متجاوز، از یک طرف این جوانهای پاک و صاف و بیغلوغش دارند میروند. [با] نگاه به این حادثه و [با] نگاه به این قضیّه، انسان میگوید: «عاشوراست دیگر.» در این شکی نیست که میگویند: «همهجا عاشوراست.» ولی[ اگر] یکی اطّلاع بر نیّت پیدا کند که این قضیّه، از چه نیّتی برخواسته، این مسئله از چه هدفی نشئت گرفته، این قضیّه برای چه مقصدی است، [میبیند] برای اینکه دیگران بگویند: «فرمانده در اینجا حرکت کرده!» و اِلّا آن جوانهایی که دارند میروند کشته میشوند چه میفهمند؟ میگویند: «حمله کنیم دیگر!» آن هم میگوید: «چشم!» و اِلّا اگر در آن موقع بایستند و بگویند که: «نه، ما انجام نمیدهیم؛ ما این کار را نمیکنیم» خب فرمانده چه میشود [چه میکند]؟ کاری انجام نمیدهد؛ فوقش [کسی را که اطاعت نکره] میگیرند، میگویند: «[این] آقا تخلّف کرده» و بعد هم مسئله مراجع قانونی خودش را طی میکند. راه قانونی خودش را طی میکند دیگر.

