
راههای تشخیص حق از باطل
و روش مقابله با فتنهها
در این جلسه مرحوم آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدس الله سره) به تحلیل معنای فتنه و روشهای شناخت حق از باطل در زمانه فتنهها میپردازند. حضرت استاد تفاوت جنگ جمل با سایر جنگهای امیرالمؤمنین (علیه السلام) را در فتنه بودن اصحاب جمل و اینکه نزدیکترین اصحاب پیغمبر در مقابل امیرالمؤمنین قرار گرفتند، دانسته و به کیفیت برخورد آن حضرت با فتنهها اشاره میکنند. در ادامه ایشان به کلمات رسول خدا و ائمه هدی و روش بزرگان در مقابله با فتنهها پرداخته و توقف و سکوت در فتنهها را برای افراد عادی بهترین راه نجات میدانند. در پایان استاد به علت تغییر روش علامه طهرانی در قبال برخی مسائل اشاره میکند.
راههای تشخیص حق از باطل
توضیحات:
در این جلسه مرحوم آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدس الله سره) به تحلیل معنای فتنه و روشهای شناخت حق از باطل در زمانه فتنهها میپردازند. حضرت استاد تفاوت جنگ جمل با سایر جنگهای امیرالمؤمنین (علیه السلام) را در فتنه بودن اصحاب جمل و اینکه نزدیکترین اصحاب پیغمبر در مقابل امیرالمؤمنین قرار گرفتند، دانسته و به کیفیت برخورد آن حضرت با فتنهها اشاره میکنند. در ادامه ایشان به کلمات رسول خدا و ائمه هدی و روش بزرگان در مقابله با فتنهها پرداخته و توقف و سکوت در فتنهها را برای افراد عادی بهترین راه نجات میدانند. در پایان استاد به علت تغییر روش علامه طهرانی در قبال برخی مسائل اشاره میکند.
راههای تشخیص حق از باطل
17توصیه بزرگان در سکوت و توقف در زمان فتنه
لذا رفقا در مواردی که هست و مسائل و مطالبی که بهتر از ما هم میدانید، دستور بر توقف و سکوت و پرداختن به کار خود و مطالب را به اهلش واگذار کردن است. بالأخره یک عدّهای هستند که این مسائل را پیگیری کنند و قضایا را جلو ببرند. وقتی که ما از کمّ و کیف مطالب اطّلاع نداریم و نمیدانیم که چه مطالبی است و چه حوادثی است و باطن قضایا چگونه است، داعی ندارد که بیاییم و خلاصه خودمان را به دردسر بیندازیم و مطلبی بگوییم و سخنی بگوییم و حرفی بزنیم و در منبر یک وقتی کنایهای اشارهای و صحبتی و مطلبی که بالأخره آن کسی که بخواهد از آن سوء استفاده کند، سوء استفاده کند.
آنچه را که روش و مرام بوده [و تا] اکنون در غیر این مسائل و جریانات انجام دادهایم، همان روش را ادامه میدهیم و مطلب را هم به خدا میسپاریم که خدا خودش هر طور که به صلاح ما هست همانطور قضایا را به ما بفهماند، همانطور مسائل را به ما نشان بدهد، همانطور راه و مسیر ما را خب خودش انتخاب بکند. بالأخره مسائل و جریانات خیلی پیچیده و مشکل است. ادراکش مشکل است. خلاصه خیلی مسائل زیاد است. من خیال نمیکنم که به همین راحتیها بخواهد انسان قضیّه را حَسْم1 کند و بِبُرد و قطع بکند. احتیاج به خیلی تفکرها و خیلی تأمّلها دارد که از عهده ماها بر نمیآید. بنده خودم را میگویم ما در آن حدّی نیستم که بتوانیم در حوادث مختلفهای که مشاهده میکنیم آنچه را که واقع است خیلی بالعیان در جلوی خودمان بگذاریم و نسبت به آن قضاوت کنیم. لذا قضاوتش را به خدا واگذار میکنیم و خلاصه خدا هم در اینگونه موارد این مسائل را از ما میپذیرد. میگوید به ما واگذار کردی و کار خودت را راحت کردی. و خلاصه میگوییم خدایا چه کنیم؟ این مقدار عقل و فهمی که به ما دادی [به حقیقت مطلب] نمیرسد. امام صادق هم فرمودند هرجا که عقلت نرسید بایست توقف کن.
- بریدن
