اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

راه‌های تشخیص حق از باطل

و روش مقابله با فتنه‌ها

17٬802

در این جلسه مرحوم آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدس الله سره) به تحلیل معنای فتنه و روش‌های شناخت حق از باطل در زمانه فتنه‌ها می‌پردازند. حضرت استاد تفاوت جنگ جمل با سایر جنگ‌های امیرالمؤمنین (علیه السلام) را در فتنه بودن اصحاب جمل و اینکه نزدیک‌ترین اصحاب پیغمبر در مقابل امیرالمؤمنین قرار گرفتند، دانسته و به کیفیت برخورد آن حضرت با فتنه‌ها اشاره می‌کنند. در ادامه ایشان به کلمات رسول خدا و ائمه هدی و روش بزرگان در مقابله با فتنه‌ها پرداخته و توقف و سکوت در فتنه‌ها را برای افراد عادی بهترین راه نجات می‌دانند. در پایان استاد به علت تغییر روش علامه طهرانی در قبال برخی مسائل اشاره می‌کند.

راه‌های تشخیص حق از باطل

توضیحات:

در این جلسه مرحوم آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدس الله سره) به تحلیل معنای فتنه و روش‌های شناخت حق از باطل در زمانه فتنه‌ها می‌پردازند. حضرت استاد تفاوت جنگ جمل با سایر جنگ‌های امیرالمؤمنین (علیه السلام) را در فتنه بودن اصحاب جمل و اینکه نزدیک‌ترین اصحاب پیغمبر در مقابل امیرالمؤمنین قرار گرفتند، دانسته و به کیفیت برخورد آن حضرت با فتنه‌ها اشاره می‌کنند. در ادامه ایشان به کلمات رسول خدا و ائمه هدی و روش بزرگان در مقابله با فتنه‌ها پرداخته و توقف و سکوت در فتنه‌ها را برای افراد عادی بهترین راه نجات می‌دانند. در پایان استاد به علت تغییر روش علامه طهرانی در قبال برخی مسائل اشاره می‌کند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

راه‌های تشخیص حق از باطل

16
  • هر کاری می‌خواهید بکنید. آن کسی که می‌آید و یک مسیری را انتخاب می‌کند و بعد انسان با او صحبت می‌کند و می‌گذارد فرار می‌کند، معلوم است که صفا و اخلاص ندارد. دارد دروغ می‌گوید. خودش را می‌خواهد به اخلاص و صدق بزند. راه اخلاص و صفا و صدق روشن است شفاف است هیچ چیزی شفاف‌تر از حقیقت و واقع نیست. [حقیقت و واقع] مشخّص است.

  • لذا همان‌طوری که عرض کردم در این مسائل و در این مطالب راه و روش بزرگان بر احتیاط و توقف و سکوت است. انسان کاری به کار این جریانات و مطالبی که اتفاق می‌افتد نباید داشته باشد به راه خودش برود؛ بالأخره یک طوری می‌شود. قضایا و مسائل به کیفیّتی در می‌آید. چرا بخواهد یک نحوه عملی را در پیش بگیرد که خدای نکرده مسوولیّتش دامن او را بگیرد؟ چرا موضعی را بخواهد انتخاب بکند که فردا تو سرش بزند که ای کاش من این موضع را انتخاب نمی‌کردم؟ نه حداقل در این‌گونه موارد بر فرض هم که می‌بایستی یک موضعی بگیرد طبق دستوری که داده شده [عمل می‌کند].

  • کلام امام صادق درباره فتنه‌ها

  • امام صادق علیه السّلام در احادیث متفاوت و متضافر حضرت می‌فرماید: إنَّما الأُمورُ ثَلاثَةٌ أمرٌ بَیِّنٌ رُشدُهُ فَیُتَّبَعُ و أمرٌ بَیِّنٌ غَیُّهُ فَیُجتَنَبُ و أمرٌ مُشکِلٌ یُرَدُّ عِلمُهُ إلَی اللهِ و إلَی رَسولِهِ قالَ رَسولُ اللهِ صلّی الله علَیه و آلِه و سلّم: حَلالٌ بَیِّنٌ و حَرامٌ بَیِّنٌ و شُبُهاتٌ بَینَ ذَلِکَ فَمَن تَرَکَ الشُّبُهاتِ نَجا مِنَ المُحَرَّماتِ و مَن أخَذَ بِالشُّبُهاتِ ارتَکَبَ المُحَرَّماتِ و هَلَکَ مِن حَیثُ لا یَعلَم.‌1

  • حضرت می‌فرماید: سه امر ما در پیش داریم بعضی از این امور روشن است. مسئله روشن است، وجودش روشن است، حصولش روشن است، وجوبش روشن است، انسان باید متابعت کند. یک امری هم داریم که حرمتش روشن است، ظلمتش روشن است، کدورتش روشن است، نهی آن روشن است، باید اجتناب کنیم. اجتناب می‌کند. یک اموری انسان مواجه می‌شود که نمی‌داند که از این دسته است یا از آن دسته است. این همان فتنه است. در اینجا حضرت دستور می‌دهند که به یکی از دو طرف نرو، توقّف کن سرجایت بایست. نه این طرف را بگیر نه آن طرف را بگیر. سکوت کن. دستور حضرت است دیگر، [دستور] امام صادق است. دستور حضرت است که در اینجا توقف کنید که حداقل اگر هم یک وقتی می‌باید انجام بدهی، حالا تو ندادی. ولی دیگر عملاً آن طرف که طرف هلاکت است را نگرفتی. سر جایت ایستادی. شما وقتی که در یک جا احساس می‌کنید سر دو راهی [هستید]. سر آن دو راهی می‌ایستید یا به یک طرف می‌روید؟ می‌ایستم کسی می‌آید راه را می‌پرسم حالا اگر من آمدم قرعه انداختم و به طرفی رفتم، لعلّ آن راه، راه هلاکت باشد، درندگان و وحوش باشد، مهالک باشد، پرتگاه باشد ولی حداقلش راه را نرفتی، حداقل نمردی سر جایت ایستادی تا اینکه برای تو یک بینّه‌ای بیاید یک دلیلی بیاید یک چیزی بیاید که راه را نشانت بدهد، دیگر این مقدار حکم عقل است عقل این مسئله را به انسان می‌گوید و در موارد شبهه دستور به توقّف می‌دهد.

    1. . الکافی، ج 1، ص 68.
/ 613