اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

راه‌های تشخیص حق از باطل

و روش مقابله با فتنه‌ها

17٬802

در این جلسه مرحوم آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدس الله سره) به تحلیل معنای فتنه و روش‌های شناخت حق از باطل در زمانه فتنه‌ها می‌پردازند. حضرت استاد تفاوت جنگ جمل با سایر جنگ‌های امیرالمؤمنین (علیه السلام) را در فتنه بودن اصحاب جمل و اینکه نزدیک‌ترین اصحاب پیغمبر در مقابل امیرالمؤمنین قرار گرفتند، دانسته و به کیفیت برخورد آن حضرت با فتنه‌ها اشاره می‌کنند. در ادامه ایشان به کلمات رسول خدا و ائمه هدی و روش بزرگان در مقابله با فتنه‌ها پرداخته و توقف و سکوت در فتنه‌ها را برای افراد عادی بهترین راه نجات می‌دانند. در پایان استاد به علت تغییر روش علامه طهرانی در قبال برخی مسائل اشاره می‌کند.

راه‌های تشخیص حق از باطل

توضیحات:

در این جلسه مرحوم آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدس الله سره) به تحلیل معنای فتنه و روش‌های شناخت حق از باطل در زمانه فتنه‌ها می‌پردازند. حضرت استاد تفاوت جنگ جمل با سایر جنگ‌های امیرالمؤمنین (علیه السلام) را در فتنه بودن اصحاب جمل و اینکه نزدیک‌ترین اصحاب پیغمبر در مقابل امیرالمؤمنین قرار گرفتند، دانسته و به کیفیت برخورد آن حضرت با فتنه‌ها اشاره می‌کنند. در ادامه ایشان به کلمات رسول خدا و ائمه هدی و روش بزرگان در مقابله با فتنه‌ها پرداخته و توقف و سکوت در فتنه‌ها را برای افراد عادی بهترین راه نجات می‌دانند. در پایان استاد به علت تغییر روش علامه طهرانی در قبال برخی مسائل اشاره می‌کند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

راه‌های تشخیص حق از باطل

12
  • لذا در جنگ جمل قضیّه قضیّۀ فتنه بود. در جنگ نهروان قضیّه قضیّۀ فتنه بود. حضرت می‌فرماید «أنا فَقَأتُ عَینَ الفِتنَةِ»1 در قضیّه نهروان من چشم فتنه را درآورده بودم. کسی غیر از من نمی‌تواند این کار را انجام بدهد. قضیّه نهروان خیلی مشکل‌تر از جمل بود افرادی که در آنجا بودند اصلاً وضعیّتشان فرق می‌کرد حافظ قرآن داشتند و چه بساطی بود.

  • حضرت می‌فرماید من این کار را کردم. حضرت وقتی که می‌خواستند بروند برای جنگ نهروان، داریم بسیاری از افرادی که در جنگ صفین شرکت کردند حاضر نشدند؛2 [گفتند:] ما دستمان را به خون اینها آغشته نمی‌کنیم. ولی در جنگ صفین حاضر شده بودند بیایند. یعنی فتنه طوری بود که به حرف خود امیرالمؤمنین گوش ندادند. گفتند تو داری می‌روی اینها را بیخود می‌کشی، ولشان کن بگذار به حال خودشان، مخالفند باشند اعتراض دارند معترضند بگذار باشند ولشان کن. نیامدند و حضرت با یک عده محدودی برای جنگ آمدند. در این قضایا بسیاری از افراد نیامدند و در خانه ماندند. از سه تا برادر یکی رفت، دو تا در خانه ماند. در احوالاتشان داریم [می‌گفتند] اگر علی به جنگ معاویه برود ما می‌آییم ـ صریحاً می‌گفتند ـ ولی اینجا را می‌گفتند نه ما نمی‌آییم. ما رفتیم دیدیم اینها نماز می‌خوانند شب تا به صبح از چند کیلومتری صدای قرائت قرآن آنها می‌آید؛3 ما این کار را اینجا نمی‌کنیم. آن وقت اینجا چه می‌خواهد؟ امیرالمؤمنین را می‌خواهد. [او] دارد این باطن را می‌بیند آن واقعیّت را می‌بیند و می‌آید این ریشه را می‌کند و این جامعه اسلامی را از این فسادی که در حال افساد است از این فساد جامعه اسلامی را می‌آید پاک می‌کند.

  • کلام رسول خدا در مواجهه با فتنه‌ها

  • لذا درباره فتنه این مسئله هست که رسول خدا فرمودند که وقتی که فتنه‌ها مانند شب تاریک بر شما می‌آید کَقِطَعِ اللَّیلِ المُظلِمِ مانند شبی که ظلمت تمام آن حقیقت شب را فراگرفته است. مثل شبهای محاق که به‌هیچ‌وجهی روزنه‌ای برای شما پیدا نمی‌شود، نه ستاره‌ای هست که بتوانید از آن ستاره راه را تشخیص بدهید نه ماه نورافشانی می‌کند که بتوانید راه را ببینید و تشخیص بدهید، به‌هیچ‌وجه [راهی] ندارید فَعَلَیکُم بِالقُرآنِ؛4 بروید به قرآن تمسک پیدا کنید. آیات قرآن را بخوانید، به آیات قرآن که در این موارد راه را به شما نشان داده و مسیر را برای شما تعیین کرده تمسک پیدا بکنید تا بتوانید آن نوری که برای انتخاب مسیر لازم است، خدا بر قلبتان بتاباند و بدانید که چه جهت گیری در این فتنه انجام بدهید؛ چطوری از این مسائل و مسیری که بزرگان تعیین کردند اولیاء خدا تعیین کردند و راهی را که نشان دادند [استفاده کنید]. این راه برای ایّام و برای ازمنه عادی و متعارف نیست این راه راهی است که برای ایّام و زمان فتنه، آن ثبات خودش را نشان می‌دهد و متانت خودش را نشان می‌دهد و استحکام و اتقان خودش را ـ این مطالبی را که بزرگان نقل کردند اولیاء خدا نقل کردند ـ این مسائل وضعیّت خودش را نشان می‌دهد.

    1. . الغارات، ج 1، ص 6 و 16.
    2. . رجوع شود به تاریخ الطبری، ج 5، ص 78 ـ 80
    3. . رجوع شود به مناقب آل أبی‌طالب علیهم السّلام، ج 2، ص 268 و 269؛ إرشاد القلوب، ج 2، ص 226.
    4. . الکافی، ج 2، ص 599.
/ 613