
اهمیت زیارت امام رضا علیه السلام
و دیدگاه اهل معرفت نسبت به آن
زیارت امام رضا علیهالسلام تنها یک حضور فیزیکی در حرم مطهر نیست؛ حقیقت زیارت در معرفت، محبت و اتصال قلبی به امام تجلی پیدا میکند. در این سخنرانی ژرف، حضرت آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با ذکر نمونههایی تاثیرگذار از حوادث تاریخی همچون بمبگذاری در حرم رضوی، به تفاوت نگاه انسانهای آگاه و غافل میپردازند: اینکه آیا حضور در حرم امام بدون شناخت مقام و جایگاه امام، ما را به حقیقت زیارت میرساند یا خیر؟ پرسشی است که ایشان با تأکید بر نقش عرفان بالله و سیر و سلوک، به آن پاسخ داده و معتقدند بدون پیمودن این مسیر، معرفت واقعی به امام حاصل نمیشود و انسان در خطر «میتة جاهلیة» قرار میگیرد. اینکه «راز پنهان در نیت خالص و اتصال به باطن امام چیست؟» و «چرا برخی زیارت را نجات و برخی دیگر آن را مهلکه میبینند»؟ پرسشهایی است که حضرت استاد در این سخنرانی به آنها پاسخ میدهد.
اهمیت زیارت امام رضا علیه السلام
توضیحات:
زیارت امام رضا علیهالسلام تنها یک حضور فیزیکی در حرم مطهر نیست؛ حقیقت زیارت در معرفت، محبت و اتصال قلبی به امام تجلی پیدا میکند. در این سخنرانی ژرف، حضرت آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با ذکر نمونههایی تاثیرگذار از حوادث تاریخی همچون بمبگذاری در حرم رضوی، به تفاوت نگاه انسانهای آگاه و غافل میپردازند: اینکه آیا حضور در حرم امام بدون شناخت مقام و جایگاه امام، ما را به حقیقت زیارت میرساند یا خیر؟ پرسشی است که ایشان با تأکید بر نقش عرفان بالله و سیر و سلوک، به آن پاسخ داده و معتقدند بدون پیمودن این مسیر، معرفت واقعی به امام حاصل نمیشود و انسان در خطر «میتة جاهلیة» قرار میگیرد. اینکه «راز پنهان در نیت خالص و اتصال به باطن امام چیست؟» و «چرا برخی زیارت را نجات و برخی دیگر آن را مهلکه میبینند»؟ پرسشهایی است که حضرت استاد در این سخنرانی به آنها پاسخ میدهد.
اهمیت زیارت امام رضا علیه السلام
3حادثه بمبگذاری حرم و تفاوت نگاه عارف و ظاهربین
یک بنده خدایی بعد از این جریان بمبگذاری در حرم امام رضا علیه السّلام، ما شنیدیم که ایشان دیگر حرم نمیرود، آنجا بوده و مصدوم هم نشد. همچین یک مقداری تکانی خورده و ترسیده بود و تا مدتها حرم مشرف نمیشد و گفت که مهلکه است، خود ایشان به ما گفت، اهل علم هم هست، اهل علم و شخصیتی است و به ما گفت: خداوند ما را از این مهلکه نجات داد؟! این یک طرز برداشت، یک طرز برداشت هم اینکه مثلاً مرحوم آقا نسبت به افرادی که برایشان این مساله پیدا شد و به اصطلاح کشته شدند تعبیر شهید میکردند، البتّه خودشان هم در تشییع جنازۀ اینها شرکت کردند، تعبیر به شهید میکردند که اینها همه شهید هستند. چطور یک نفر شخص عالِم، معمم، مبلغ دارای وجهه از این قضیّه تعبیر به مهلکه میکند؟! التفات کردید؟ یک کسی میآید و همین جریان را با همین کیفیّت در حضور امام جان دادن به حساب میآورد که اینهایی که آمدند در حرم در حضور امام، اینها به شهادت رسیدند، در حضور امام اینها روح از بدنشان خارج شد، حضور امام، در حضور امام، خیلی عجیب است. آن وقت اینجاست که ما میفهمیم آن روایتی را که پیغمبر به عایشه فرمودند: کسی که فرزندم- قضیّه راجع به امام رضا است - را با معرفت زیارت کند- البتّه در مورد ائمّه دیگر هم داریم که با معرفت زیارت کند- این ثواب یک حج و دو حج و بعد هم تا هزار تا رساندند، هزارتا هم تازه مال اینها بود این معرفت ببینید کجاست او از این تعبیر به مهلکه میآورد، این از این تعبیر به شهادت در رکاب امام میآورد.
چگونه از خودمان تست بگیریم؟
حالا واقعاً ما خودمان را یک تستی بزنیم بد نیست، این [حوادث] همهاش نشانه است، کسی که بداند که در یک چنین روزی، امروز ظهر این قضیّه اتفاق خواهد افتاد، حالا خوابی ببیند، برایش مساله الهام بشود، مکاشفهای [رخ دهد]، بالأخره به یک نحوی این مساله را بفهمد که امروز در حرم امام رضا این واقعه اتفاق میافتد. یک وقتی مساله این است که این قضیّه اقدام بر هلاکت است، یعنی تکلیف بر این است که انسان نرود. با علم و اطّلاع بر این مساله، خوب نرود، این مساله تکلیف است. یک وقتی نه انسان این علم خودش را در این مطلب نادیده بگیرد و به اصل خود این مساله توجه کند، به اصل خود این نکته توجه کند بدون ملاحظۀ جنبۀ اثباتی، یعنی دیگر در اینجا این تکلیفی که مترتب بر علم میشود، آن تکلیف در اینجا نیست؛ انسان میتواند خودش را تجرید کند، از جنبۀ علمی خودش را تجرید کند به نفس واقع، اگر این قضیّه را در اختیار انسان قرار بدهند ما چه حالی داریم؟ میرویم یا نمیرویم؟ یعنی در واقع آن جنبۀ علمی مساله را خدا از انسان بردارد، تکلیفی که بر اساس علم است. یا اینکه در آن جنبۀ علمی به انسان بگوید از نظر ما تکلیفی نیست، گردن ما نینداز. ما خیلی چیزها را گردن خدا میاندازیم، امروزه، سابق، لاحق همه یکی هستیم؛ هرچی هست میگوییم تکلیف است، هر کاری میکنیم؟! خدا بگوید نه آقاجان، گردن ما بیخود نینداز ما این چیزها حالیمان میشود و بحثهای طلبگی را هم بلدیم، به ما نمیخواهد یاد بدهی. این جنبۀ تکلیف را ما از تو برداشتیم؛ میرویم حرم امام رضا امروز زیارت کنیم یا نمیرویم؟ اگر دیدیم که نه، بلند میشویم میرویم؛ حرم است چرا نرویم؟ مگر آدم [چرا نرود؟] میخواهد برود زیارت کند میرود. [در اینصورت حرفی نیست.] اگر دیدیم بهخاطر این قضیّه یک تکان خوردیم [و حرم نرفتيم] آنجا باید برویم ببینیم عیب کار کجاست؟ نقص کجاست؟ ولی اگر نه! دیدیم نه تنها میرویم بلکه همچین میرویم بغل حرم بست مینشینیم، حالا یک طناب هم خودمان را به ضریح میبندیم که اصلاً کسی نتواند باز کند؛ اگر به ما هم نشان بدهند جای بمب آن گوشه است [باز از جایمان بلند نمیشویم.].
