
چگونه از زیارت بیشترین ثواب را ببریم؟
ویژگیهای روز زیارتمخصوصۀ امام رضا در 23 ذیالقعده
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی، سخنان خود در این جلسه را با بیان آثار دیدار حضوری و زیارتِ ظاهری، ارتباط با رفیق سلوکی و احتیاج بیبدیلِ انسان به فرد خبیر آغاز میکند. در ادامه، آثار بسیار عجیب زیارت امام رضا را بیان میفرماید و سپس با بیان لایهای عمیقتر از مسئله، این پرسش را مطرح میکند: «با وجود آثار زیارت، چرا در طول تاریخ، همنشینی با ائمّه برای برخی فایده نداشت؟» به نظر میرسد پاسخِ ایشان به این سؤال که با بیان راهکار عملیِ «پاتَک به نفْس» و نکات بسیار ظریف سلوکی همراه است، اصلیترین هدف ایشان از این جلسه باشد. آیتالله طهرانی در پایان میفرماید نصیب انسان از زیارت، متناسب با همان چیزی است که از امام علیهالسلام تقاضا میکند، و در زیارت باید چشم از دیدن ظواهر به مشاهدۀ ولایت امام متحوّل گردد. در خلال این مباحث، مطالبی شنیدنی دربارۀ ویژگیهای زیارتمخصوصۀ امام رضا در بیستوسوم ذیالقعده نیز مطرح میگردد.
چگونه از زیارت بیشترین ثواب را ببریم؟
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی، سخنان خود در این جلسه را با بیان آثار دیدار حضوری و زیارتِ ظاهری، ارتباط با رفیق سلوکی و احتیاج بیبدیلِ انسان به فرد خبیر آغاز میکند. در ادامه، آثار بسیار عجیب زیارت امام رضا را بیان میفرماید و سپس با بیان لایهای عمیقتر از مسئله، این پرسش را مطرح میکند: «با وجود آثار زیارت، چرا در طول تاریخ، همنشینی با ائمّه برای برخی فایده نداشت؟» به نظر میرسد پاسخِ ایشان به این سؤال که با بیان راهکار عملیِ «پاتَک به نفْس» و نکات بسیار ظریف سلوکی همراه است، اصلیترین هدف ایشان از این جلسه باشد. آیتالله طهرانی در پایان میفرماید نصیب انسان از زیارت، متناسب با همان چیزی است که از امام علیهالسلام تقاضا میکند، و در زیارت باید چشم از دیدن ظواهر به مشاهدۀ ولایت امام متحوّل گردد. در خلال این مباحث، مطالبی شنیدنی دربارۀ ویژگیهای زیارتمخصوصۀ امام رضا در بیستوسوم ذیالقعده نیز مطرح میگردد.
چگونه از زیارت بیشترین ثواب را ببریم؟
3در دیدار با رفقای سلوکی باید از مطالب سلوکی سخن گفت، نه از مسائل دنیوی
بههمینجهت بود که بزرگان بهخصوص مرحوم آقا [علامه طهرانی] رضواناللهعلیه خیلی تأکید داشتند بر اینکه دوستان همدیگر را باید ببینند؛ زیاد ببینند. نه اینکه صحبت [را] به مطالب دنیا و گران شدن بنزین [بگذرانند]؛ از این مطالبی که خودتان دارید میبینید صد مَن یک غاز هم ارزشِ وقت تلف کردن ندارد. نه! [بلکه] به مطالب، بیچارگیهای خودمان، دردهای خودمان، مسائلی که در راه و مسیر خودمان به آن نیاز داریم [و] موانعی که با آن روبرو هستیم [به اینها بپردازیم].
انسان در زندگی به صحبت و مشورت فرد خبیر نیاز دارد
اینها یکی و دو تا نیست؛ این راه را میبندی، یک راه دیگر باز میشود؛ آن را میبندی، یک راه دیگر باز میشود. همینطور، دائماً مسائل و موانع و امور پیش میآید و اینها نیاز به صحبت و مشورت دارد [و نیاز به طلب] راه حل دارد. چهبسا راه حلهایی که مطرح میشود راهحل نیست؛ بلکه افزودن اِشکال و گره بر گره است! از این نظر، خب [دیدار رفقای سلوکی] بسیار بسیار مهم است؛ خیلی مهم است.
ما در این دنیا همانطوری که خدمت دوستان عرض کردم، [به رفیق و فرد خبیر احتیاج داریم]. مطالبی اینطرف و آنطرف مشاهده میشود و یک صحبتهایی میشود، یک مسائلی مطرح میشود که: «آقا، همانهایی که مرحوم آقا [علامه طهرانی] گفتهاند، همان را بگیر و برو و کاری نداشته باش. همان مطالب را عمل کن و برو و دیگر با کسی ارتباط نداشته باش؛ به همان حرفهایی که شنیدی ترتیب اثر بده و نیازی نیست که مشاوری و فرد خبیری، رفیقی، کسی داشته باشی.»
بدون ارتباط با ولایت، عمل به ظاهر قرآن نیز از انسان حجّاج بن یوسف میسازد
اتّفاقاً بر سر همینهایی که این حرفها را میزدند، این مطالب آمد! بر سرِ خودِ همینها! [البته] بله، مطالب را فرمودهاند، مسائل را فرمودهاند. دیگر مطالب آقا [علامه طهرانی] که نَعوذُ بالله از قرآن بالاتر نیست! هان؟! از روایات اهلبیت که نَعوذُبالله بالاتر نیست. اینها همه هرچه دارند، شاگرد این مکتباند؛ شاگرد مکتب امام رضا هستند. هرچه دارند از امام رضا دارند؛ هرچه دارند از اجداد امام رضا دارند، از اولادِ امام رضا دارند، از امام زمان دارند. تمام اینها وجودشان، حیثیّتشان، حقیقتشان، هویّتشان، فانی در هویّت امام علیهالسلام است؛ اما شما ببینید، اگر ما بخواهیم به همین قرآن بهتنهایی عمل کنیم، بدون فرد خبیر و فردی که بتواند کمک کند و دست بگیرد، میشویم یک حَجّاج بن یوسف ثَقَفی که [دربارۀ] همین آیۀ ﴿أَطِيعُوا اَللّٰهَ وَ أَطِيعُوا اَلرَّسُولَ وَ أُولِي اَلْأَمْرِ مِنْكُمْ﴾1 میگفت: «من اولیالأمرم! اطاعت از من واجب است!» بنابراین، میزد و قتل عام میکرد؛ هشتادهزار نفر را هم کشت! 2خُب [این] همین [استدلال بود].
- سورۀ نساء (4)، آيۀ 59.
- امام شناسی، ج9، ص138.
