
اهمیتِ حفظ برکات ماه مبارک رمضان
راهکارهای عملی برای استمرار حال معنوی ماه رمضان در طول سال
چگونه میتوان آثار و برکات ماه مبارک رمضان را پس از پایان این ماه شریف در طول سال حفظ کرد؟ در این سخنرانی حضرت آیةاللّه سید محمدمحسن حسینی طهرانی(قدّس سرّه)، که در مشهد مقدس برگزار گردیده است، با توجه به پرسش فوق، بر اهمیت مراقبه مستمر، مبارزه با خیالات و توهمات، و حفظ حسنظن نسبت به برادران ایمانی تأکید میکنند. ایشان با تحلیل دقیق حالات درونی انسان و بیان مثالهای روشن، نشان میدهند که استمرار حالات رمضان نه تنها ممکن، بلکه وظیفهای برای سالک الیاللّه است. حضرت استاد در بخش دیگر از این سخنرانی به این پرسش که «چه عواملی موجب زوال حالات نورانی میشود»؟ و «چگونه باید در برابر حملات پنهان شیطان ایستادگی کرد»؟ پاسخ میدهند. این بیانات راهی روشن برای کسانی است که میخواهند سرمایههای معنوی خود را تثبیت کنند و در مسیر سلوک الهی ثابتقدم بمانند. مطالعه این سخنرانی، به همه کسانی که دغدغه حفظ آثار و برکات ماه مبارک رمضان را دارند توصیه میگردد.
اهمیتِ حفظ برکات ماه مبارک رمضان
توضیحات:
چگونه میتوان آثار و برکات ماه مبارک رمضان را پس از پایان این ماه شریف در طول سال حفظ کرد؟ در این سخنرانی حضرت آیةاللّه سید محمدمحسن حسینی طهرانی(قدّس سرّه)، که در مشهد مقدس برگزار گردیده است، با توجه به پرسش فوق، بر اهمیت مراقبه مستمر، مبارزه با خیالات و توهمات، و حفظ حسنظن نسبت به برادران ایمانی تأکید میکنند. ایشان با تحلیل دقیق حالات درونی انسان و بیان مثالهای روشن، نشان میدهند که استمرار حالات رمضان نه تنها ممکن، بلکه وظیفهای برای سالک الیاللّه است. حضرت استاد در بخش دیگر از این سخنرانی به این پرسش که «چه عواملی موجب زوال حالات نورانی میشود»؟ و «چگونه باید در برابر حملات پنهان شیطان ایستادگی کرد»؟ پاسخ میدهند. این بیانات راهی روشن برای کسانی است که میخواهند سرمایههای معنوی خود را تثبیت کنند و در مسیر سلوک الهی ثابتقدم بمانند. مطالعه این سخنرانی، به همه کسانی که دغدغه حفظ آثار و برکات ماه مبارک رمضان را دارند توصیه میگردد.
اهمیتِ حفظ برکات ماه مبارک رمضان
11چرا انسان بیاید و یک تصویر در ذهن یک مؤمن ایجاد کند؟ چه نسبت به خودش، چه نسبت به رفیقش. شاید این گناهش از گناهِ آن غیبت کننده بیشتر باشد! که خود شخص آمده این کار را انجام داده. آن شخصی که این را انجام میدهد، حالاکه یک غلطی کرده باید توبه کند و بگوید خدایا غلط کردم، اشتباه کردم و نادم و پشیمان بشود.
تو که میآیی این غیبت را منتقل میکنی چه دردی داری؟ این قضیّهاش چیست که بیاید این غیبت را منتقل کند و ذهنیت یک شخص را نسبت به شخص دیگر برگرداند؟! آیا اگر این مسئله راجع به یکی از اقوام نزدیک خودت بود هم این کار را میکردی؟! دیگر نمیکردی. فرض بکنید که اگر زن تو حرفی راجع به یکی زده باشد، میگویی نهخیر ساکت، صدایش را درنیاور! صدایش را درنیاور! [غیبت] است
چرا؟! برو بگو دیگر! مگر زن تو نگفته؟ یک حرفی راجع به این شخص زده برو نقل کن دیگر! چرا وقتی رفیقت میگوید میروی میگویی اما اگر زنت یک چیزی راجع به او بگوید، نمیگویی؟! اگر برادرت یک چیزی بگوید، نمیگویی, اگر پسرت یک چیزی بگوید، نمیگویی؟ هر دو که یکی است؛ یک حرف هم هست. فرض میکنیم یک حرف است اصلاً، مسئله یکی است، فقط گویندهاش فرق میکند. اگر قرار بر اشتباه است، هر دو اشتباه کردند، هم این اشتباه است هم آن. اگر قرار بر عمد است، هر دو عمد انجام دادند، چرا آن عمد را نمیگویی و این عمد را ساکتی؟
اینجا است که خدا میآید آنوقت حساب میرسد. میگوید خیلی خوب اینجا تو این کار را کردی من هم این را برای تو در پیاز داغ میگذارم [بزرگنمایی و سیاهنمایی] میکنم و در پروندهات میگذارم، دو سال دیگر تحویل خودت میدهم. و از یکجا به سر تو میآورد که فکرش را هم نمیکنی که از کجا بر سر تو آمده. میگوید تو برای رفیقت پرونده سازی کردی؟! حالا من هم برای تو پرونده میسازم! ما هم میتوانیم انجام بدهیم!
