
امیرالمؤمنین علیه السلام محور عدالت و میزان حق
وجوب جریان عدالت در رابطه با خدا، مردم و خود شخص. امیرالمؤمنین علیه السّلام میزان عدالت. نظر علمای متعصب مصری نسبت به علّت علاقه شیعیان به ائمۀ خود. پاسخ به اتهامات احمد امین و دیگران، علیه شیعه. پاسخی دیگر به احمد امین و همفکرانش. پاسخی دیگر به این افترا. داستان عقیل و امیرالمؤمنین علیه السّلام. داستان عقیل به نقل از شیخ محمّد جواد مغنیه. روضۀ حضرت. عیادت أصبغ بن نباته از امیرالمؤمنین علیه السّلام. سفارش امیرالمؤمنین علیه السّلام نسبت به قاتل خویش.
امیرالمؤمنین علیه السلام محور عدالت و میزان حق
توضیحات:
وجوب جریان عدالت در رابطه با خدا، مردم و خود شخص. امیرالمؤمنین علیه السّلام میزان عدالت. نظر علمای متعصب مصری نسبت به علّت علاقه شیعیان به ائمۀ خود. پاسخ به اتهامات احمد امین و دیگران، علیه شیعه. پاسخی دیگر به احمد امین و همفکرانش. پاسخی دیگر به این افترا. داستان عقیل و امیرالمؤمنین علیه السّلام. داستان عقیل به نقل از شیخ محمّد جواد مغنیه. روضۀ حضرت. عیادت أصبغ بن نباته از امیرالمؤمنین علیه السّلام. سفارش امیرالمؤمنین علیه السّلام نسبت به قاتل خویش.
امیرالمؤمنین علیه السلام محور عدالت و میزان حق
5بعضی از افرادی که نظر خوبی به شیعه و امامان آنها ندارند، مانند محمّد فرید وَجدی صاحب کتاب دائرة المعارف، و مانند احمد امین مصری صاحب کتاب فَجرُ الإسلام و ضُحَی الإسلام و ظُهر الإسلام، و مانند ابنعبد ربِّه صاحب کتاب عِقدُ الفرید، اینها مردمان متعصّب و کجسلیقهای هستند، اینها میگویند که:
«علّت اینکه شیعه به ائمّۀ خود علاقه دارد برای این است که ائمّۀ آنها همیشه مهجور و مظلوم بودهاند، و طبعاً کسی که مظلوم باشد مردم به او توجّه دارند. ائمّۀ آنها همیشه یا کشته شدهاند یا مورد زجر و شکنجه و آزار، یا در حبسهای طولانی به سر میبردهاند؛ لذا طبعاً روحیۀ مردم به اینها گروِش پیدا میکند. بهخلاف خلفای بنیامیّه و بالأخصّ بنیالعبّاس، که دوران حکومت و قدرت و عظمت آنها طول کشید و از تمام امکانات خود استفاده میکردند و تمام قدرتها به دست آنها بود؛ و وقتی قدرت به دست انسان باشد، لازمهاش تعدّی و تجاوز است، لازمهاش قدرت انحراف است.
کدامکس قدرتِ کافی به دست نمیآورد و مال فراوان در تحت اختیار ندارد الاّ اینکه به کارهای قبیح و زشت دست میزند؟! و بنیالعبّاس هم از همین قبیل بودند؛ قدرت داشتند، مال داشتند، مُکنت داشتند، سلطنت نیمی از دنیا مال آنها بود؛ لذا شبها تا به صبح مجالس رقص و غِنا و شُرب برقرار میکردند، چون دارای قدرت بودند. امّا ائمّۀ شیعه اینطور نبودند، قدرت به دست آنها نبود؛ و لذا مردم از بنیالعبّاس رمیده شدند و به علویّین گرویدند و ائمّۀ آنها را ستایش کردند. ولی معلوم نیست که اگر قدرت به دست ائمّۀ شیعه میرسید، آیا آنها باز این محبوبیّت را در بین مردم داشتند یا نداشتند؟» این عنوان بحث اینها!1
پاسخ به اتهامات احمد امین و دیگران، علیه شیعه
این حرف، بسیار حرف غلطی است، و ناشی از عِناد و سماجت و نابینایی و کوری علمی است؛ تاریخ ائمّۀ شیعه از همه چیز روشنتر است. برای آنها هرگونه قدرتی متصوّر بود، ولی آنها نمیخواهند از قدرتِ ظالمانه و جائرانه استفاده کنند؛ آنها قدرت عادله میخواهند.
- ضحی الإسلام، ج ٣، ص ٢٣١ و ٢٣٢. ظهر الإسلام، ج ٤، ص ٨١٥؛ فجر الإسلام، ص ٢٧٢ و ٢٧٤.
