امیرالمؤمنین علیه السلام محور عدالت و میزان حق
9أ صِلَةٌ هذا أم زَکاةٌ أم صَدَقَةٌ؟
«آیا این صله است؟ (یعنی این را میدهی برای اینکه حاجتت را من برآورم؟ این را به عنوان رشوه، تعارف آوردی برای ما، تا قلب مرا ضبط کنی و من تقاضاهای تو را قبول کنم؟ این را به عنوان صله آوردی، رشوه آوردی؟) یا این زکات است؟ یا صدقه است؟
اگر صله است که صله جایز نیست، رشوه جایز نیست، انسان برای کسی چیزی را ببرد به نیّت اینکه از او سوء استفاده کند؛ برای تمام افراد مسلمین این کار حرام است! اگر زکات است، من امیرالمؤمنین هستم، سیّد هستم، زکات به من نمیرسد! اگر صدقه است، إنَّ الصدقةَ علینا مُحَرَّمةٌ؛ صدقه بر ما اهلبیت حرام است، ما اهل صدقه نیستیم!»
أشعث گفت:
فَقالَ لا ذا وَ لا ذاکَ، وَ لَکن هَدیَّةٌ.
«نه این است و نه آن است، هدیهای خدمتتان آوردهام.»
حضرت در جوابش چه فرمود؟ گفت:
هَبِلَتک الهَبولُ! أ عَن دینِ اللَه أتَیتَنی لِتَخدَعَنی؟! أ مُختَبِطٌ أنتَ أم ذو جِنَّةٍ أم تَهجُرُ؟!
«ای مادرها بر تو بگرید! از راه دین آمدی مرا گول بزنی؟ (میگویی این هیچ عنوانی ندارد، هدیه آوردم خدمت شما؛ از دین آمدی وارد بشوی؟!) ای مرد! عقلت خراب شده، یا جنون به تو رسیده، یا هذیان داری میگویی و مرا نشناختی؟!»
فَوَاللَه لَو اُعطیتُ الأقالیمَ السَّبعَةَ بِما تَحتَ أفلاکِها علَی أن أعصِیَ اللَه فی نَملَةٍ أسلُبُها جِلبَ شَعیرَةٍ ما فَعَلتُ!
«قسم به خدا اگر این افلاک هفتگانه را با آنچه در زیر دارد به من بدهند که یک گناهی انجام بدهم و آن گناه این باشد که یک مورچهای که دارد میرود یک پوست جو به دهان دارد، من آن پوست جو را جدا کنم، من این کار را نمیکنم!»
وَ إنَّ دُنیاکُم هذه أهوَنُ عِندی مِن وَرَقَةٍ فی فَمِ جَرادَةٍ تَقضَمُها؛ ما لِعَلیٍّ وَ نَعیمٍ یَفنیٰ وَ لَذَّةٍ لا یَبقیٰ! نَعوذُ بِاللَه مِن سُباتِ العَقلِ وَ قُبحِ الزَّلَلِ.1
«قسم به خدا تمام این دنیا، این دنیای خودتان، این حکومتها که شما مرا به آن دعوت میکنید، در نزد من پستتر است از یک برگی که در دهان یک ملخی است و دارد میجود و خرد خرد میکند! مرا به این کارها چه؟! مرا به این لذّات فانیه چه مناسبت؟! پناه میبریم به خدا از خوابیدن عقل و لغزشهایی که انسان را میگیرد.»
- نهج البلاغة (عبده)، ج ٢، ص ٢١٦، با قدری اختلاف.

