اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امیرالمؤمنین علیه السلام محور عدالت و میزان حق

0
جلسات
نسخه عربی

امیرالمؤمنین علیه السلام محور عدالت و میزان حق

10
  • او از این راه آمده است و می‌خواهد من را گول بزند!

  • کما اینکه خیلی اتّفاق می‌افتد برای گول زدن، به‌عنوان هدیه برای انسان چیزی بیاورند! آن‌وقت برای انسان روایت هم می‌خوانند که پیغمبر فرمود: انسان خوب است هدیه را قبول کند ولو یک ران ملخی باشد! خود پیغمبر هم هدیه را قبول می‌کرد ولو یک دانه خرما یا یک جرعۀ شیر.1

  • بله، پیغمبر قبول می‌کرد، هرچه بود قبول می‌کرد؛ امّا اگر هدیه بود و عنوان دیگری نداشت. پیغمبر ما خیلی متواضع بود، زن‌های بیوه یک ماهیچه می‌گرفتند و در دیزی خود بار می‌کردند و بعد می‌گفتند: «یا رسول‌اللَه! امروز ناهار بیا پیش ما!» حالا منزلش بیرون مدینه است! پیغمبر اجابت می‌کرد و می‌رفت. پیغمبر ما چنین حالی داشت؛2 امّا خدای ناکرده اگر در این هدیه ذرّه‌ای از نیّت فاسد بیاید، آن هدیه دیگر هدیه نیست.3 چشم ولایت امیرالمؤمنین است که می‌بیند این حلوای شیرین نیست، این حلوایی است که با زهر مار آمیخته شده است؛ این حلوا حلوای شیرین نیست. ظاهرش حلواست ولی باطنش زهر مار است. این با این حلوا می‌خواهد امیرالمؤمنین را بخرد، این می‌خواهد تصاحب کند، این می‌خواهد حقّی بر آن حضرت داشته باشد، این می‌خواهد دل آن حضرت را استمالت کند و فردا در تقاضا و پیشنهادی که نسبت به آن حضرت می‌کند، منّتی بر آن حضرت داشته باشد. حضرت می‌زند زیر پای همۀ این حرف‌ها. این را می‌گویند امیرالمؤمنین!

  • داستان عقیل به نقل از شیخ محمّد جواد مغنیه

  • شیخ محمّد جواد مُغنیه‌4 در شرح مختصری که نسبت به نهج البلاغه نوشته، راجع به این داستان می‌گوید:

  • قضایای عقیل و امیرالمؤمنین را هر قاصی و دانی5 می‌داند و در کتبْ مشهور و معروف است و کتاب‌ها دربارۀ این نوشته‌اند؛ و آخرین کتابی که در این‌باره راجع به امیرالمؤمنین علیه السّلام نوشته شده است، برای عبدالکریم خطیب است، که کتابی نوشته است به نام علی بن أبی‌طالب و این داستان را نیز در این کتاب آورده است که: عقیل آمد خدمت حضرت (آمد ظاهراً این است که 

    1. مناقب آل أبی‌طالب علیهم السّلام، ج ‌١، ص ١٤٦:
      «... و یُجیبُ دَعوَةَ الحُرِّ و العَبدِ و لَو عَلَی ذِراعٍ أو کُراعٍ و یَقبَلُ الهَدِیَّةَ و لَو أنَّها جُرعَةُ لَبَنٍ ... .» 
      ترجمه: «پیغمبر (صلّی الله عَلَیه وَ آله) همواره دعوت آزاده و مملوک را اجابت می‌کرد ولو برای دست یا پاچۀ گوسفند؛ و هدیه را قبول می‌کرد هر چند آن هدیه جرعه‌ای شیر بود.» (محقّق)
    2. روضة المتقین، ج ‌٧، ص ٣٤٨:
      «قال صلّی الله علیه و آله و سلم: ”لو دُعیتُ إلیٰ کُراعٍ لِکُراع لأجَبت.“»
      ترجمه: «حتّی اگر برای پاچۀ گوسفندی به جایی دوردست در اطراف شهر دعوت شوم می‌پذیرم!» (محقّق)
      الأمالی، شیخ طوسی، ص ٣٩٣:
      «عن ابنِ‌عبّاسٍ قال: ”کانَ رَسُولُ‌اللهِ (صلّی الله علیه و آله و و سلّم) یَجلِسُ علی الأرضِ، و یَأکُلُ عَلَی الأرضِ، و یَعتَقِلُ الشّاةَ، و یُجِیبُ دَعوَةَ المَملُوکِ علیٰ خُبزِ الشَّعِیرِ.“»
      ترجمه: «پیغمبر (صلّی الله علیه و آله) همواره بر زمین می‌نشست و بر زمین غذا می‌خورد، گوسفند را می‌بست و دعوت مملوکان را برای نان جوی اجابت می‌نمود.» (محقّق)
      مکارم الأخلاق، ص ١٧٧:
      «عن أنَسٍ قال: ”إنّ خَیّاطًا دَعا النَّبیَّ صلّی الله علیه و آله و سلّم فَأتاهُ بِطَعامٍ قَد جَعَلَ فِیهِ قَرعًا بِإهالَة.“»
      ترجمه: «خیّاطی پیغمبر صلّی الله علیه و آله را دعوت کرد و برای حضرت غذایی آورد که در آن کدو با روغن بود.» (محقّق)
    3. الکافی، ج ٥، ص ١٤١:
      «عن السکونی عن أبی‌عبدالله علیه السّلام قال: قال رسولُ‌الله صلّی الله علیه و آله و سلّم: ”الهدیّةُ   علیٰ ثلاثةِ أوجُهٍ: هدیةُ مُکافأةٍ و هدیةُ مُصانَعَةٍ و هدیةٌ لِلّه عزّوجلّ.“»
      ترجمه: «سکونی از امام صادق علیه السّلام روایت می‌کند که فرمود: ”هدیه بر سه وجه است: هدیه‌ای که جزا و پاداش است و در ازای عملی است که طرف مقابل انجام داده است؛ و هدیه‌ای که رشوه است و بدین جهت داده می‌شود که طرف مقابل برای انسان انجام دهد؛ و هدیه‌ای که به خاطر خداوند عزّوجل داده می‌شود.“» (محقّق)
    4. شیخ محمّدجواد مُغنیه، فرزند شیخ محمود، از عالمان و مفسران شیعه در قرن اخیر است. او در لبنان متولّد شد و تحصیلات خود را در موطن خویش آغاز کرد و سپس به نجف رفت و از محضر اساتیدی چون سید ابوالقاسم خویی و... بهره گرفت. او پس از بازگشت به لبنان، منصب قضاوت و ریاست دادگستری را در آنجا عهده‌دار شد. شیخ محمّدجواد مغنیه دارای تألیفات بسیاری در علوم مختلف بوده و از جمله مفسّرانی است که صاحب دو تفسیر الکاشف و المبین و شرح نهج البلاغه به نام فی ظلال نهج البلاغه است. (محقّق)
    5. یعنی: هر دور و نزدیکی.