اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تفسیر آیۀ ﴿الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات إلي النور﴾

تأثیر ولایت خدا و طاغوت در خروج از ظلمات و نور

14٬751

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی، در این جلسه با محوریتِ آیۀ ﴿ٱللَهُ وَلِيُّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ يُخۡرِجُهُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ﴾، «تأثیر ولایت خدا و طاغوت در خروج انسان از ظلمات و نور» را مطرح می‌کنند. بحث با این آغاز می‌شود که «کفر» یعنی پوشاندنِ «واقعیت هستی» و ایمان حقیقی یعنی پذیرش آن؛ و واقعیتِ هستی، ولایت مطلق خدا بر تمام موجودات است، که بسیاری از مسلمانان و حتی اهل سلوک، به این پذیرش کامل آن نرسیده‌اند. سپس می‌فرمایند اهل ایمان به میزان پذیرش واقعیات عالَم، از ظلمت به‌سوی نور حرکت می‌کنند و نپذیرفتن این واقعیات موجب حرکت به ظلمت و ظهور یافتن عیب‌های پنهان انسان خواهد شد. در ادامه این مطلب مطرح می‌گردد که ولایت طاغوت، کافران را در مسیر ظلمت تثبیت، و موانع آنان را برای انکار حق رفع می‌کند، اما حقیقت قابل انکار نیست و بالاخره روزی آشکار خواهد شد.

تفسیر آیۀ ﴿الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات إلي النور﴾

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی، در این جلسه با محوریتِ آیۀ ﴿ٱللَهُ وَلِيُّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ يُخۡرِجُهُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ﴾، «تأثیر ولایت خدا و طاغوت در خروج انسان از ظلمات و نور» را مطرح می‌کنند. بحث با این آغاز می‌شود که «کفر» یعنی پوشاندنِ «واقعیت هستی» و ایمان حقیقی یعنی پذیرش آن؛ و واقعیتِ هستی، ولایت مطلق خدا بر تمام موجودات است، که بسیاری از مسلمانان و حتی اهل سلوک، به این پذیرش کامل آن نرسیده‌اند. سپس می‌فرمایند اهل ایمان به میزان پذیرش واقعیات عالَم، از ظلمت به‌سوی نور حرکت می‌کنند و نپذیرفتن این واقعیات موجب حرکت به ظلمت و ظهور یافتن عیب‌های پنهان انسان خواهد شد. در ادامه این مطلب مطرح می‌گردد که ولایت طاغوت، کافران را در مسیر ظلمت تثبیت، و موانع آنان را برای انکار حق رفع می‌کند، اما حقیقت قابل انکار نیست و بالاخره روزی آشکار خواهد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تفسیر آیۀ ﴿الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات إلي النور﴾

9
  • لَقَتَله، یعنی انقدر خلاصه از دست این عصبانی می‌شود، كه قضیه از كفر گذشته می‌گوید اصلا یك لحظه نباید زنده بماند، این سلمان همه را كافر می‌كند، با این حرف‌هایی كه دارد می‌زند و با این موقعیتی كه دارد و با این شخصیتی كه دارد، این فتنه‌ای به پا می‌كند: لَقَتَله. درست؟

  • اما ببینید آقای حدّاد این را چطور معنا كردند. آقای حداد می‌فرمودند ... و البته من از نقطه نظر فنّی و ادبی دیدم كلام آقای حدّاد درست است. چون قتله و كفره یك قسم است، قسیم همدیگر نیستند.

  • حالا ببینید آقای حدّاد چطور معنا كردند. ایشان می‌فرمودند: قتله به خودش برمی‌گردد نه قتل سلمانَ! خودش را می‌كشت. اگر این شخص نسبت به اسرار سلمان اطّلاع پیدا می‌كرد از دو حال خارج نبود: یا اینكه اصلا به طور كلّی می‌گفت كه این دارد چرت و پرت می‌گوید و دارد هذیان می‌گوید و دارد كفر می‌گوید. اصلا دارد كفر می‌گوید؛ كاری به قتل ندارد كه بگیرد بكشدش. بابا یك عمری با هم نون و نمك خورده‌ایم حالا بگیریم بكشیمت؟ خیلی خب، حالا همین‌قدری كه بگوییم كافری، دیگر بس است، می‌رویم پی كارمان تا خدا شفایت بدهد. بعد دوباره می‌آییم تستت (آزمایش) می‌كنیم، اگر دیدیم داری همین‌ها را می‌گویی باز پی كارمان می‌رویم. اگر دیدیم نه سر عقل آمدی، دیدیم حرف‌هایت درست شده، می‌گوییم سلام علیكم! بیا با هم دوباره بنشینیم و خلاصه با همدیگر حالمان را كنیم.

  • خب این یك قسم. كه در این صورت چون مطالب او را نمی‌تواند بپذیرد، و در او احساس ضعف در ایمان می‌كند، این احساس ضعف در او موجب می‌شود كه به او بگوید لَكَفَّره، این كافر است و پی كارش برود. برای ما اتّفاق افتاده است. گاهی اوقات فرض كنید كه می‌رویم با یك رفیقی برخورد می‌كنیم حالا ناراحت است، حالا دیشب چه اتّفاقی افتاده، یا صبح چه اتّفاقی افتاده است، در سر و كله هم دیگر زده‌اند، گوشت‌كوب و ملاغه‌ای یا لنگ كفشی، می‌آید بیرون با همان حال عصبانیت:

/ 380