اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تفسیر آیۀ ﴿الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات إلي النور﴾

تأثیر ولایت خدا و طاغوت در خروج از ظلمات و نور

14٬751

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی، در این جلسه با محوریتِ آیۀ ﴿ٱللَهُ وَلِيُّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ يُخۡرِجُهُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ﴾، «تأثیر ولایت خدا و طاغوت در خروج انسان از ظلمات و نور» را مطرح می‌کنند. بحث با این آغاز می‌شود که «کفر» یعنی پوشاندنِ «واقعیت هستی» و ایمان حقیقی یعنی پذیرش آن؛ و واقعیتِ هستی، ولایت مطلق خدا بر تمام موجودات است، که بسیاری از مسلمانان و حتی اهل سلوک، به این پذیرش کامل آن نرسیده‌اند. سپس می‌فرمایند اهل ایمان به میزان پذیرش واقعیات عالَم، از ظلمت به‌سوی نور حرکت می‌کنند و نپذیرفتن این واقعیات موجب حرکت به ظلمت و ظهور یافتن عیب‌های پنهان انسان خواهد شد. در ادامه این مطلب مطرح می‌گردد که ولایت طاغوت، کافران را در مسیر ظلمت تثبیت، و موانع آنان را برای انکار حق رفع می‌کند، اما حقیقت قابل انکار نیست و بالاخره روزی آشکار خواهد شد.

تفسیر آیۀ ﴿الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات إلي النور﴾

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی، در این جلسه با محوریتِ آیۀ ﴿ٱللَهُ وَلِيُّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ يُخۡرِجُهُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ﴾، «تأثیر ولایت خدا و طاغوت در خروج انسان از ظلمات و نور» را مطرح می‌کنند. بحث با این آغاز می‌شود که «کفر» یعنی پوشاندنِ «واقعیت هستی» و ایمان حقیقی یعنی پذیرش آن؛ و واقعیتِ هستی، ولایت مطلق خدا بر تمام موجودات است، که بسیاری از مسلمانان و حتی اهل سلوک، به این پذیرش کامل آن نرسیده‌اند. سپس می‌فرمایند اهل ایمان به میزان پذیرش واقعیات عالَم، از ظلمت به‌سوی نور حرکت می‌کنند و نپذیرفتن این واقعیات موجب حرکت به ظلمت و ظهور یافتن عیب‌های پنهان انسان خواهد شد. در ادامه این مطلب مطرح می‌گردد که ولایت طاغوت، کافران را در مسیر ظلمت تثبیت، و موانع آنان را برای انکار حق رفع می‌کند، اما حقیقت قابل انکار نیست و بالاخره روزی آشکار خواهد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تفسیر آیۀ ﴿الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات إلي النور﴾

10
  • سلام!

  • زهر مار و سلام!

  • ا؟! بابا چه شده؟! حالا با زنت دعوایت شده چرا داری به من می‌پری؟!

  • می‌گوید: برو پی كارت!

  • بابا تو حالت خوب نیست! بگذار حالا فعلا بروم!

  • چه می‌گوییم؟ حالش خوب نیست!

  • لذا می‌گوییم: حالا ان‌شاءاللَه عصری همدیگر را می‌بینیم، عصری همدیگر را می‌بینیم.

  • رهایش می‌كند. این ضعف را به او نسبت می‌دهد، می‌گوید بگذار این ضعف برطرف بشود ... خیلی معنای دقیقی می‌خواهم بگویم ها، كه مرحوم آقای حدّاد رویش نظر داشته‌اند روی این كلمه. و ظاهرا هم شنیدم مرحوم آقا در بعضی صحبت‌هایشان این نقل آقای حدّاد را این طور در ذهنم هست اگر اشتباه نكنم بیان كرده‌اند.

  • و خب می‌گوییم كه این ضعف است بگذار ولش كن، بگذار حالش جا بیاید، یك آبمیوه بخورد، یك بستنی بخورد، از مسائل دور باشد ...

  • برمی‌گردد: آقا ببخشید خلاصه ما صبح وضعمان این‌طوری بود و ناراحتی پیش آمده بود و به هم ریخته بود و اعصابمان خراب شده بود و خلاصه یك چیزی هم به شما گفتیم، شما بگذران.

  • می‌گویید: بابا دیدم، خود من هم احساس كردم یك خرده قاطی كرده‌ای! گفتم حالا بگذار چند ساعت دیگر ببینمت، بگذار حالا عصری ببینمت. خب حالا مشكلی كه نبود؟

  • نه بابا! چیزی نبود. برویم! برویم صفا!

  • خب این یك طرف قضیه، كه لكفّره یعنی این. كه این ضعفی را در او می‌بیند و می‌گوید این الآن چه؟ كافر است.

  • قسم دوم این است كه ابی‌ذر می‌نشیند با خودش فكر می‌كند. فوری نمی‌گوید قاطی كرده است. می‌گوید سلمان آدمی نیست كه حرف‌بی‌خود بزند. ببینید چقدر قضیه دقیق است! من یك عمری با سلمان بوده‌ام! مطالبی از پیغمبر راجع به سلمان شنیده‌ام. سلمان ده درجه ایمان را طی كرده، سلمان دریایی است كه عمق ندارد به ته آن نمی‌رسیم، بحرٌ لا ینزَف یعنی همین دیگر. به عمقش نمی‌رسی، سلمان علم اوّلین و آخرین را دارد، اگر ایمان در ثریا باشد سلمان به او می‌رسد ... چیزهای عادی كه ما نشنیدیم از پیغمبر راجع به سلمان؛ مسائلی كه یك بند انگشتش راجع به كسی نیست. اینها را ما از پیغمبر راجع به سلمان شنیدیم.

/