
اهمیت توجه سالک به خود و رفتار و مسائل خود
کرج : اهمیت توجه سالک به خود و رفتار و مسائل خود
اهمیت توجه سالک به خود و رفتار و مسائل خود
توضیحات:
کرج : اهمیت توجه سالک به خود و رفتار و مسائل خود
اهمیت توجه سالک به خود و رفتار و مسائل خود
8آقا ما برای فلانی وقت میخواهیم! (یك آقایی)
دكتر آمد گفتش كه: مگر اینجا دارید دنبال تروریست میكنید؟! خب وقت میخواهید بلند شوید بیایید وقت بگیرید. اسلحه به كمر بستن و فلان بستن اینجا یعنی چه؟ در مطبّ دكتر این چیزها را ندارد!
گفت: ما همینیم!
اگر همینید بلند شوید بروید ... همین ... از اینجا تا میدان تجریش پنجاه تا دكتر مغز و اعصاب است. بلند شوید بروید. رفت و محكم در را به هم زد.
دیدند نه، اینطور كه نمیشود، و قضیه نمیشود به این كیفیت باشد، دیگر یك مقداری از آن مقام منیع و از آن مرتبه والا كه خیال میكنم عرش پروردگار هم به یك همچنین مقامی نرسد پایین آمدند و گفت: آقا یك لطفی بكنید ...
هان! حالا این شد! اگر قرار به لطف است ...
به آن خانم گفت: به ایشان وقت بدهید البته برای یك كسی وقت میخواستند حالا اسم نمیبرم، برای یك كسی وقت بدهید و یك قدری هم ارفاق بكنید.
دیگر آن خانم با ارفاق، برای یك ماه دیگر وقت داد. چهار ماه و سه ماه را گفت ارفاق بكنید.
خب! حالا شما این دو تا قضیه را كنار هم بگذارید!
هم آن معمّم، هم این معمّم! هم آن دارد به خدا دعوت میكند هم آن دارد به خدا دعوت میكند، هم این دارد به خدا دعوت میكند.
چه میگویید؟ چه قضاوت میكنید؟ واقعا چه قضاوتی ... و مردم چه قضاوت میكنند؟ و آن افرادی كه در مطب نشستهاند چه قضاوت میكنند؟ بالأخره آنها دارند میبینند دیگر، افراد دارند میبینند، آن یك ساعت و نیمی هم كه ما در مطب نشسته بودیم، مردم میدیدند كه این آقا گرفته نشسته. مردم یونجه كه نخوردهاند، میفهمند دیگر. یك چیزی درك میكنند.
آن افرادی كه در زمان پیغمبر بودند بیست و سه سال این پیغمبر را به این وضع دیدند. نه یك هفته و دو هفته و یك ملاقات.
بیست و سه سال رفتار پیغمبر را دیدند. دیدند پیغمبر دارند به مسجد میآیند، بچهها دورش را گرفتهاند: نمیگذاریم بروی! باید با ما بازی كنی!
