
اهمیت توجه سالک به خود و رفتار و مسائل خود
کرج : اهمیت توجه سالک به خود و رفتار و مسائل خود
اهمیت توجه سالک به خود و رفتار و مسائل خود
توضیحات:
کرج : اهمیت توجه سالک به خود و رفتار و مسائل خود
اهمیت توجه سالک به خود و رفتار و مسائل خود
6بالأخره من دیدم همه افراد هجوم میآورند به قسمت جلو، آن گوشه یك صندلی خالی هست، آن پشت، یك قسمت زاویه داشت كه از دید هم پنهان بود، مثل اینكه الآن بعضی مخدّراتی كه آن پشت نشستهاند، آن قسمت یك صندلی بود.
به همین دوستمان گفتم برویم آنجا ایشان آنجا بنشینند. به اتّفاق سه تایی حركت كردیم، یك جا برای ایشان پیدا كردیم، و من هم خب ایستاده بودم، برای من پیدا نشد ایستاده بودم.
یك ساعت و نیم گذشت. یك ساعت و نیم. و هرچه ما به ایشان گفتیم: آقا برویم اطّلاع بدهیم؟
نه خیر! سر وقت خودشان میآیند.
یك ساعت و نیم ایشان آنجا نشسته بودند و بر حسب اتفاق آن دوست عزیز دیگرمان دكتر حسینعلی شهریاری كه از دوستان دكتر سجّادی بود و ایشان هم الآن بسیار مرد بزرگ و موفّق و متدین و فرد خبیری است به مسائل، و ایشان آمد از مطب دكتر برود در اتاق خودش، همین كه آمد برود، یك دفعه چشمش به من افتاد، تازه چشمش به پدرمان هم نیفتاد! به من افتاد، یك نگاهی كرد، خب ما ندیده بودیم ... یك نگاهی كرد و یك خرده دقیقتر شد، دید یك شخص محترم نشسته، سید بزرگوار، پیرمرد كنار نشسته، گفت: شما؟
گفتم: من طهرانی هستم.
گفت: شما آقای طهرانی هستی كه قرار بود ... وقت داده بودم؟
گفتم: بله.
یك نگاهی كرد، گفت: كی آمدید؟
خندهای كردم گفتم: هستیم، یك ساعت، یك ساعت و خوردهای است اینجا هستیم، راحتیم، شما حالا به مریضها برسید.
هیچی این همین طور ایستاد به ما نگاه كرد، شوكّه شده بود! بعد رفت در اتاق خود دكتر سجّادی و سریع آمد بیرون، و به ما گفت: بروید در آن اتاق.
بعد ما آمدیم و اوّل چشم ایشان را دید و مطالب را نوشت، گزارش را نوشت و رفت به دكتر سجّادی داد، خود دكتر سجّادی از اتاق بیرون آمد، با ما برخورد كرد، معانقه كرد، ایشان را به اتاق خودش دعوت كرد. من اشكهای دكتر سجّادی هنوز یادم است! توجّه میكنید؟ داشت در دستگاه آن به اصطلاح؟؟؟ ایشان را معاینه میكرد و از چشمش همینطوری اشك میآمد. توجه میكنید؟
