ضرورت تواضع قلبی سالک نسبت به رفقای طریق (کرج)
1أعوذ باللَه من الشيطان الرّجيم
بسم اللَه الرحمن الرَّحِيمِ
مدت مدیدی است كه به نظر رسید شخصاً حضور پیدا كنم تا رفقا و دوستان مطالب را از خود بنده بشنوند.
گرچه همه افراد كه به نحوی از انحاء، خود را وابسته به این مكتب و این مدرسه میدانند، طبعا نسبت به مطالبی كه میشنوند، قطعاً باید احساس مسئولیت و تعهد كنند تا به گوشِ دیگران برسانند.
ولی خب گاهی از اوقات در نقلِ مطالب به واسطه، بعضی از اشتباهات یا تغییراتی صورت میپذیرد و آنچه كه موردِ خواست دقیق متكلم است، ممكن هست كه عیناً منتقل نشود، و این طبیعی است. ما همه جایز الخطاء هستیم.
و در بیان مطالب شرایطی لازم است كه ممكن است بعضی از آن شرایط محقّق نباشد. شخص یك كلمهای را خوب نشنیده، تقصیر هم ندارد، تصور میكند كه انسان این كلمه را گفته، در حالتی كه یك كلمه اضافه بوده، یا یك واو كم داشته، یا فرض بكنید كه در نحوه گفتن شاید برداشت دیگری از صحبت شده. فلهذا بنده مدتی است كه به دنبال فرصتی بودم تا خودم برای بیان بعضی از مسائل خدمت رفقا و دوستان برسم.
و مسائلی را كه كم و بیش همه از آن مطالب مطلع هستیم؛ علی كلّ حال همه رفقا و همه دوستان با مسائل و مبانی این مكتب اطلاع دارند چه در سخنان مرحوم آقا رضوان اللَه علیه، و در كتابهایی كه ایشان تألیف كردهاند، این مطالب همه موجود است، و ایشان مطلب جا افتادهای ندارند، البته ممكن است در بعضی از مسائل به اجمال گذرانده باشند، ولیكن همه مطالب را بیان كردهاند.
و خود ایشان در همان سالهای آخر حیاتشان با اینكه بنده به قم آمده بودم، ولی در یكی از همین سفرها كه به مشهد مشرّف شده بودم رفقای مشهد را جمع كردند و فرمودند كه: من نسبت به وظیفهای كه داشتم؛ كه مطالب را خدمت رفقا برسانم، عمل كردم، اینك وظیفه رفقاست كه به آنچه را كه گفته شده است، جامه عمل بپوشانند.

