اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ضرورت تواضع قلبی سالک نسبت به رفقای طریق

ملاک رشد معنوی در نگاه به دیگران

14٬428

ضرورت تواضع قلبی سالک نسبت به رفقای طریق، محور اصلی این جلسه از بیانات آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان با تأکید بر مسئولیت فردی در مسیر سلوک، توضیح می‌دهند که انتساب ظاهری به یک مکتب یا استاد، جایگزین عمل به تکلیف و مراقبه نفس نمی‌شود. در ادامه، خطر برتری‌جویی، ایجاد جایگاه‌های کاذب، تحقیر دیگران و فاصله گرفتن از روح رفاقت و اخوت دینی بررسی می‌شود و با استناد به سیره بزرگان و آموزه‌های دینی، معیار حقیقی قرب به خداوند و پیشرفت معنوی تبیین می‌گردد. بخش مهمی از بحث به رعایت حقوق مؤمنان، حفظ احترام متقابل، پرهیز از رفتارهای سلطه‌جویانه و ضرورت فروتنی در روابط میان سالکان اختصاص دارد. حاصل این جلسه آن است که بدون تواضع واقعی و هم‌تراز دیدن خود با دیگران، حرکت معنوی و بهره‌مندی از مسیر سلوک با مانع جدی روبه‌رو خواهد شد.

ضرورت تواضع قلبی سالک نسبت به رفقای طریق

توضیحات:

ضرورت تواضع قلبی سالک نسبت به رفقای طریق، محور اصلی این جلسه از بیانات آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان با تأکید بر مسئولیت فردی در مسیر سلوک، توضیح می‌دهند که انتساب ظاهری به یک مکتب یا استاد، جایگزین عمل به تکلیف و مراقبه نفس نمی‌شود. در ادامه، خطر برتری‌جویی، ایجاد جایگاه‌های کاذب، تحقیر دیگران و فاصله گرفتن از روح رفاقت و اخوت دینی بررسی می‌شود و با استناد به سیره بزرگان و آموزه‌های دینی، معیار حقیقی قرب به خداوند و پیشرفت معنوی تبیین می‌گردد. بخش مهمی از بحث به رعایت حقوق مؤمنان، حفظ احترام متقابل، پرهیز از رفتارهای سلطه‌جویانه و ضرورت فروتنی در روابط میان سالکان اختصاص دارد. حاصل این جلسه آن است که بدون تواضع واقعی و هم‌تراز دیدن خود با دیگران، حرکت معنوی و بهره‌مندی از مسیر سلوک با مانع جدی روبه‌رو خواهد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

ضرورت تواضع قلبی سالک نسبت به رفقای طریق

10
  • دیدی آقا هوای مرا داشت؟ دیدی آقا در صحبت‌هایش مرا ...

  • آن موقع هم همین بوده. منتها ما در آن موقع می‌ایستادیم، جلوی مطالب می‌ایستادیم و نمی‌گذاشتیم كه آن مسائل مرحوم آقا از مسیرش منحرف بشود. وقتی كه می‌رفتم قم، مطالب كه به گوش دیگران می‌رسید می‌آمدند سؤال می‌كردند: آقا ایشان در جلسۀ عصر جمعه مشهد این حرف‌ها را زدند؟

  • گفتم: نه‌خیر نزدند.

  • ـ اِ نزدند؟!

  • گفتم: نه‌خیر!

  • ـ پس فلان آقا چه می‌گوید؟

  • گفتم: بنده مسئول كلام خودم هستم، هركس هرچه گفته به من چه ارتباطی دارد؟

  • بنده مسئول كلام خودم هستم، در آن جلسه حضور داشتم، ایشان این مطلب را نفرمودند؛ تمام شد.

  • یعنی ببینید! این نیست كه فقط اختصاص به این زمان و این دوره و این وضعیت باشد، در همان زمان هم مطلب به همین كیفیت بوده. و متأسفانه ما هم یك همچنین مطلبی را داریم، كه می‌خواهیم خلاصه یك جوری دور بزنیم، یك جوری مطلب را بگردانیم، یك جوری مسئله را به یك نحوی مطرح بكنیم، از این نقطه نظر بنده احساس كردم كه خودم شخصاً در اینجا حضور پیدا كنم، و مطالبی را كه مربوط به مكتب مرحوم آقا می‌شود و لازم است رفقا و دوستان بدانند بیان كنم. البته عرض كردم تا به حال از كتاب‌های ایشان، سخنرانی ایشان همه متوجه شده‌اند.

  • هجده سال است بنده دارم برای شما مطلب می‌گویم، هجده سال مگر كم است؟ از زمانی كه ایشان فوت كردند تا الآن هجده سال دارد می‌گذرد كه من دارم [شرح حدیث] عنوان بصری می‌گویم، ماه رمضان فرض بكنید كه برای رفقا صحبت می‌كنم، جلسات مختلف و عدیده، مناسبت‌های مختلف كه پیش می‌آید. خب باید هم حرف بزنم و نباید ساكت باشم دیگر. بالاخره خب عرض كردم در مطالب ایشان نكاتی كه احتیاج به توضیح و تفسیر دارد بسیار است و چه كسی باید این مطالب را باز كند؟

  • امروزی كه هر صدا را داریم می‌شنویم، هر تفسیری را داریم مشاهده می‌كنیم، هر مسئله‌ای را داریم دیگر الحمدلله استماع می‌كنیم. اقّلاً یكی این وسط باشد كه یك انتسابی به آن بزرگ داشته باشد، خودش اهل نیست، برای افرادی كه می‌توانند نسبت به این مطالب جامه عمل بپوشانند، اقّلاً امانت را رعایت كند، كه آنچه را كه از آن بزرگان در زندگی‌شان شنیده، تجربه كرده، زندگی چهل ساله‌ای كه، سی و پنج شش سالش را بنده با ایشان داشتم. خب الآن می‌آیم می‌گویم: آقا ایشان این‌طور بودند.

/