اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

چگونه در فتنه‌ها حق را بشناسیم؟

مکتب عرفان، بدون شخصیت‌گرایی و مدافع کرامت انسانی

14٬572

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، ابتدا عرفان را مکتبی بر پایۀ عقلانیت و روشنگری معرفی کرده و از حقِ طبیعیِ هر انسان برای قانع شدن و شناختِ مسیر می‌گویند. ایشان با گلایه از رواجِ توجیه به‌جای اصلاح اشتباه، به فضای غبارآلودِ جنگ جمل اشاره می‌کنند؛ جایی که وجاهتِ شخصیت‌ها باعث تحیّر مردم در تشخیصِ جبهۀ حق شد. آیت‌الله طهرانی توضیح می‌دهند که در چنین گره‌های کوری، عقلِ بشری به‌تنهایی در برابر فریب‌های شیطان کافی نیست و فقط اتصال به مقام ولایت نجات‌دهنده و مایۀ آرامش انسان است. در ادامه، توصیۀ امیرالمؤمنین را شرح می‌دهند که ملاک اصلی شناخت راه درست، شناخت خودِ حق و شناخت خودِ باطل است؛ و روش‌هایی عملی برای شناخت حق بیان می‌فرمایند. در پایان، مکتب عرفان را مکتب اهل‌بیت و مکتب آشتی و صداقت و فطرت معرفی می‌کنند و روش امام صادق را محافظ حرمت انسان‌ها فراتر از مرزبندی ادیان معرفی می‌کنند.

چگونه در فتنه‌ها حق را بشناسیم؟

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، ابتدا عرفان را مکتبی بر پایۀ عقلانیت و روشنگری معرفی کرده و از حقِ طبیعیِ هر انسان برای قانع شدن و شناختِ مسیر می‌گویند. ایشان با گلایه از رواجِ توجیه به‌جای اصلاح اشتباه، به فضای غبارآلودِ جنگ جمل اشاره می‌کنند؛ جایی که وجاهتِ شخصیت‌ها باعث تحیّر مردم در تشخیصِ جبهۀ حق شد. آیت‌الله طهرانی توضیح می‌دهند که در چنین گره‌های کوری، عقلِ بشری به‌تنهایی در برابر فریب‌های شیطان کافی نیست و فقط اتصال به مقام ولایت نجات‌دهنده و مایۀ آرامش انسان است. در ادامه، توصیۀ امیرالمؤمنین را شرح می‌دهند که ملاک اصلی شناخت راه درست، شناخت خودِ حق و شناخت خودِ باطل است؛ و روش‌هایی عملی برای شناخت حق بیان می‌فرمایند. در پایان، مکتب عرفان را مکتب اهل‌بیت و مکتب آشتی و صداقت و فطرت معرفی می‌کنند و روش امام صادق را محافظ حرمت انسان‌ها فراتر از مرزبندی ادیان معرفی می‌کنند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

چگونه در فتنه‌ها حق را بشناسیم؟

2
  •  

  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرّحمٰن الرّحیم

  •  وصلّى اللَه على سيّدنا و نبيِّنا أبى‌ القاسمِ محمّد

  • وعلى آلِ بيته الطيّبين الطاهرين و اللعنة على أعدائهم أجمعين‌

  •  

  •  

  • ... بنا داشتم در عصر جمعه [نیز] به همان روشی که [بزرگان] فرموده بودند، دعای سِمات قرائت شود و بعد از خدمتتان رفع زحمت کنم. ولی احساس کردم [که] شاید در اذهان دوستان، بعضی از مسائل و سؤال‌هایی باشد که نیاز باشد خودِ بنده حضوراً در خدمتشان باشم و اگر مطلبی هست، بدون واسطه از بنده بشنوند؛ لذا ترجیح دادم که بعد از قرائت قرآن، دقایقی را با رفقا نسبت به مطالب مختلف در خدمتشان باشیم.

  • روش مکتب عرفان، رفع ابهام و پاسخ‌ دادن و روشن‌گری است

  • علیٰ‌کل‌حال، وقتی انسان نسبت به یک مسیری بینشی پیدا می‌کند، طبیعی است که برای او سؤالاتی پیش می‌آید و برای رفع آن سؤال و ابهام، در صددِ جوابِ قانع‌کننده است. این مکتب، مکتبی است که در آن، امرِ مبهم وجود ندارد و هرجا مسئله‌ای ابهام و اجمال داشت، انسان باید نسبت به صحت و حقانیتِ آن مورد، تشکیک کند. همۀ مطالب باید به‌طور شفاف باشد و در جایی [نیز] امر به سکوت یا عدمِ طرحِ مسئله‌ای نشده است.

  • بنده در تمام مدتی که با بزرگان حشرونشر داشتم [مطالب همیشه به صورت شفاف و بدون ابهام مطرح می‌شد]. چه خودِ مرحوم آقا [علامه طهرانی] رضوان‌الله‌علیه و چه اساتید ایشان، و حتی در دورانِ طفولیت که دو یا سه مرتبه مرحوم آقای انصاری همدانی رضوان‌الله‌علیه را زیارت کردم، آن موقع سنّم خیلی کم بود، شاید پنج سالم بود، ولی چهره و سخنان ایشان در همان دو يا سه مجلسی که مرحوم والد [علامه طهرانی] مرا برده بودند، کاملاً در ذهنم نقش بسته است. همین‌طور در مجالس عدیده‌ای که بنده با استادِ بزرگ، مرحوم آقای حداد رضوان‌الله‌علیه بودم، همیشه دعوت به فهم و تعقل، رفع ابهام و [رسیدن به] بصیرتِ واقعی بود؛ هیچ‌وقت ایشان مطلبِ مبهمی نداشتند. [برخلاف] سایر جاها که وقتی [افراد] در تنگنا واقع می‌شوند، به یک نحوی و توجیهی می‌خواهند از تنگنا خارج شوند و افراد را متهم به عدمِ بصیرت می‌کنند و آن خلأ، نقص و فقد را به‌عنوانِ نپختگی و تازه‌کاری و راه ‌نرفتن و امثال‌ذلک توجیه می‌کنند. من در این صحبت‌ها [چنین] چیزی مشاهده نکردم.

/ 380