
اهمیت جایگاه عقل در رشد و کمال انسان
اهمیت جایگاه عقل در رشد و کمال انسان
اهمیت جایگاه عقل در رشد و کمال انسان
4خُب چه كسی میتواند این تشخیص را بدهد كه اینجا صحیح است و آنجا ناصحیح؟ اگر كسی عقل نداشته باشد، و این غریزه را داشته باشد حالا ولش كنند در خیابان، تكلیف چه میشود؟ دیگر خودتان میدانید! یك شخصی قدرت تشخیص ندارد كه چه چیزی صحیح است، چه چیزی قبیح است، چه چیزی وقیح است، چه چیزی خوب است، چه چیزی مناسب است، یا اینكه نه، همه چیز برایش خوب مینماید، در نتیجه چه خواهد شد؟ یك الاغ خواهد شد كه در میان یك گله الاغ فرض بكنید میخواهد اطفاء غریزه بكند، برایش چه تفاوتی دارد؟
خدا نكند كه انسان بیفتد به آن دنده، به آن مرتبه، به مرتبهای كه این قدرت تشخیص، قدرت تشخیص بد را از او بگیرد، ما به این وضعیت میافتیم! خیال نكنید حالا در یك همچنین شرایطی هستیم، نه! اینكه الان ما مجبوریم یك خرده رعایت كنیم به خاطر قانون است، اگر بیاییم اشتباه بكنیم پلیس میگیرد، نیروی انتظامی میگیرد؛ حق نداری تو یك همچنین كار خلافی بكنی، حق نداری تعدی كنی، حق نداری فرض كنید كه چشم به نامحرم بدوزی، حق نداری دست دراز كنی، خُب اینها قانون است.
گرچه اینها یك امور فطری و امور عقلی است، ولی ضامن اجراء برای این امور فطری و عقلی [قانون است.] آیا ما رسیدهایم به آن مرتبهای كه حتی قانون [را اگر بردارند باز هم به امور عقلی و فطری عمل كنیم؟] یك روز فرض بكنید كه دولت بیاید بگوید: ایها الناس! من امروز این قانون را برداشتم، روز پنجشنبه از صبح كه از خواب برخاستید تا شب، قانونی وجود ندارد! قانون نیست! یعنی در فردا هر كسی هر كاری كرد مورد تعقیب قضایی و حقوقی قرار نمیگیرد! شما ببینید در همین اصفهان چه خواهد شد؟! از بالا رفتن خانۀ مردم و مسائلی كه در پی خواهد بود و غارت مغازهها و آتش زدن بانكها و همۀ پولها را [دزدیدن] ... دیگر حالا خود میدانید كه چه خواهد شد.
