
اهمیت جایگاه عقل در رشد و کمال انسان
اهمیت جایگاه عقل در رشد و کمال انسان
اهمیت جایگاه عقل در رشد و کمال انسان
3میگویند: فلانی حیایش كم است، یعنی دست به هر كاری میزند، هر حرفی را میزند، هر ناسزایی را میگوید، باكی ندارد، ابا ندارد. یا فلانی باحیاست، اگر چیزی میشنود حرفی نمیزند، پاسخ نمیدهد، یا اگر پاسخ میدهد پاسخ مؤدبانه میدهد، هر طوری كه شخص مقابل با او برخورد كرد این هم به همان میزان برخورد نمیكند، مراعات میكند، اهل رعایت است؛ میگویند: آدم باحیایی است.
دین هم كه مسیر و راهی است برای زندگی در این دنیا و رسیدن به سعادت آخرت، خُب این مشخص است.
حضرت آدم علیه السلام عقل را اختیار كرد، گفت: از این سه تا من این را برمیدارم. ملائكه به آن دو تا گفتند: خُب پس بروید، آدم كه شما را اختیار نكرد! و فقط عقل را اختیار كرد. لابد آدم گفت: ما دین نمیخواهیم، حیا هم نمیخواهیم، همین عقل كافی است، برایمان بس است.
آنها گفتند: ما از طرف خداوند مأمور هستیم كه هر جا عقل باشد ما هم همانجا باشیم!
خیلی مسائل عجیبی در رسائل و همینطور در كتاب العقل اصول كافی است، از اینگونه روایات راهگشا و كلیدی خیلی در آنجا به چشم میخورد كه بهطور كلی برای انسان آن مسیر صحیح را ترسیم میكند.
چرا حیا و دین میگویند: اگر عقل نباشد ما هم نیستیم و اگر عقل جایی بود ما هم آنجا میرویم، ما هم در آنجا حضور داریم. این چه دلیلی میتواند داشته باشد؟ دلیلش این است كه: عقل عبارت است از: قدرت تمیز، تمیز بین بد و خوب، تمیز بین صحیح و ناصحیح، تمیز بین زیبا و نازیبا، تمیز بین شایسته و ناشایست، تمیز بین حق و باطل. این كار، كار عقل است. ولی بدون این قضیه و بدون این تمیز و بدون این شناخت، شما حالا تصور كنید یك انسان بخواهد بدون عقل زندگی كند، خُب انسان دارای خصائص مختلفی است، دارای خصوصیات مختلفی است، صفات مختلف است، غرائز مختلف است؛ یكی از غریزههایش را میگوییم كه خود حدیث مفصلی بخوان؛ یك غریزهاش غریزه شهوت، خُب خداوند قرار داده، درست هم قرار داده، باید هم باشد، خُب اگر نباشد نسل بشر منقطع میشود. ولی میگوید: این غریزه را باید در تحت كنترل دربیاوری، باید بجا صرف كنی، باید به اندازه صرف كنی، باید روی حساب صرف كنی، باید معیار برای این مسئله داشته باشی، هر جایی نمیتوانی خرج كنی، هر جایی نمیتوانی بدهی.
