اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اهمیت جایگاه عقل در رشد و کمال انسان

15٬383

اهمیت جایگاه عقل در رشد و کمال انسان

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

اهمیت جایگاه عقل در رشد و کمال انسان

16
  • توی لات، تو از همه بیشتر نیاز به دین داری، توی لات، از آن چاقوكش سر چهار راه هم بیشتر نیاز به مهمیز درآوردن نفس اماره سركش خود داری! آن‌وقت درمی‌آیی می‌گویی كه دین مال ما نیست! ما از این دین گذشتیم! ما دیگر از این چیزها گذشتیم! چرا؟ چون عقلت را به كار نمی‌اندازی، قدرت تشخیص را به كار نمی‌اندازی، اگر بخواهی قدرت تشخیص را به كار بیندازی جلوی كارهایت را می‌گرفت. لذا این را می‌گذاری كنار، این برای بقیه است، این برای مردم است، این برای ما نیست، از این گذشتیم، ما رفتیم بالاتر، ما از این مرتبه گذشتیم! نه عزیزم، تعبیری كه مرحوم پدر ما راجع به استادش آقای حداد می‌كرد این بود: من عاقل‌تر از اين مرد در دنيا نديدم‌. نمی‌گفت عارف‌تر ندیدم، موحدتر ندیدم، نمی‌دانم اهل معرفت، اهل حال، مسائل، مطالب، مكاشفات ... عاقل‌تر از این ندیدم؛ یعنی شخصی كه مطالبی را كه بیان می‌كند، آموزه‌هایی را كه در اختیار انسان قرار می‌دهد، مبانی كه مطرح می‌كند، آدم هرچه راجع به آن فكر می‌كند می‌بیند رودست ندارد.

  • كس دیگر اینها را بیان نمی‌كند، این‌قدر محكم، متقن، دقیق، و عمیق، مسائل اخلاقی، مسائل اجتماعی، مسائلی كه انسان باید در روابطش به كار بگیرد. اصلاً ما تعجب می‌كردیم، یك قضیه بین مرحوم آقا اتفاق افتاد با یكی از بستگانشان كه آن هم فوت كرده، همه فوت كردند. در جده اتفاق افتاد گفتم حالا همین فقط یكی دو سه جمله ما هم بودیم در آنجا، یك قضیه اتفاق افتاد، بعد آمدیم در همان سنه‌ای كه ما حج مشرف شدیم و من هفده سالم بود كه مرحوم آقا هم از این سفر در كتابشان در روح مجرد نقل كردند. در جده بودیم منتظر بودیم كه صدایمان كنند و برویم سوار شویم و بیاییم بغداد. شب بود. یك صحبتی بین مرحوم آقا و آن شخص رد و بدل شد، در واقع یك عیبی از او را مرحوم آقا بیان كردند، البته می‌خواستند به او تذكر بدهند، و متوجهش بكنند نمی‌خواستند تعییبش كنند و تعییرش كنند. آمدیم بغداد و بعد هم همان روز آمدیم برای كربلا مشرف شدیم. شب شد، شب صحبت‌ بود، یك مرتبه آقای حداد شروع كردند یك قضیه‌ای را تعریف كردن، فرمودند كه: آیا می‌شود انسان در مكاشفاتی كه می‌كند این مكاشفاتش رحمانی باشد؟ آقا عرض كردند: بله خُب خیلی از مكاشفات رحمانی هست. آقای حداد فرمودند: خُب مكاشفات شیطانی چطور، آن هم برای انسان پیدا می‌شود؟ ایشان هم عرض كردند: بله خُب مكاشفات شیطانی هم داریم. ایشان فرمودند: آیا می‌شود در یك مكاشفه یك مقداریش رحمانی باشد یك مقداریش شیطانی باشد؟ تقریباً یك مونتاژی باشد از رحمانی و از شیطانی؟ مرحوم آقا عرض كردند كه: بله، خُب انسان ممكن است در یك مكاشفه هم در آن صحیح باشد هم در آن خلاف باشد. بعد ایشان فرمودند كه: خُب حالا راه تشخیصش چیست؟ ببینید استاد چطوری دارد شاگرد را جلو می‌آورد، حالا وقتی كه آقا این حرف‌ها را می‌زدند اصلاً ما نمی‌دانیم در چه مرتبه‌ای بودند، شاید هم می‌خواستند ما یك چیزی بفهمیم، می‌گویم: من آن موقع هفده سالم بود، شاید می‌خواستند ما یك مطلبی به دستمان بیاید مطلب اخلاقی، مطلب ... مرحوم آقا فرمودند: انسان باید ملاك در دست داشته باشد تا بتواند تشخیص بدهد كه این قسمت از مكاشفه، این قسمت شیطانی است آن قسمت نه، نصفش شیطانی است با آن ملاكی كه دارد، با آن ممیزی كه خداوند در دل او قرار داده، با آنچه را كه یاد گرفته از ارتباط با بزرگان و از راهش، می‌تواند تشخیص بدهد: هان! این یك تیكه‌اش نه نمی‌خواند، اینجایش چرا درست است، آمدم فلانی را دیدم و این حرف را زد تا اینجایش مسئله‌ای نبود، ولی این حرفی كه زد، نه! این نمی‌خورد، تا اینجایش درست اما این یك تیكه دیگه‌اش نمی‌خورد، با مبنا نمی‌سازد، با ملاكات نمی‌سازد.

/ 0