
لزوم حرکت سالک براساس فهم و بینش بهجای غلبۀ وهم و احساس (اصفهان)
اصفهان : لزوم حرکت سالک براساس فهم و بینش بهجای غلبۀ وهم و احساس
لزوم حرکت سالک براساس فهم و بینش بهجای غلبۀ وهم و احساس (اصفهان)
توضیحات:
اصفهان : لزوم حرکت سالک براساس فهم و بینش بهجای غلبۀ وهم و احساس
لزوم حرکت سالک براساس فهم و بینش بهجای غلبۀ وهم و احساس (اصفهان)
32خب آقا داری كار حرام انجام میدهی! عمامه بر سرت است! یواش هم حرف نمیزدند، من نمیفهمم این ها را ما كی باید رعایت كنیم؟ كی باید ادب داشته باشیم، واللَه خارجی ها به ما میخندند، با این كارهای ما نصاری به ما می خندند.
جاهای بنده بودم در مجالس آنها در صحبتهای آنها بنده بودم، بنده در جایی بودم در یك مجلسی بودم ایران نبود در یكی از همین جاهای دیگری بود داشتم صحبت میكردم، دو یا سه نفر بودند صحبت خیلی دقیق شد، همین كه داشتیم صحبت میكردیم راجع به مسائل دینی بود، و راجع به مسئله كیفیت قضاوت در اسلام بود، كه من ادّعا میكردم كه قضاوت كه در اسلام و یك حقوقدان بود و دو پزشك، یك نفر پزشك شیلی بودند و یك نفر حقوقدان فرانسوی بود راجع به این كه قضاوت در اسلام باید این طور باشد، این طور باشد به پرونده نمیشود اعتنا كرد، قاضی باید خودش برود تحقیق كند چه بسا ممكن است، حتّی گفتم شما از نیت فرد در این جرم اطّلاع دارید؟ گفت: نه. گفتم این نقص است. یكدفعه خانم یكی از اینها آمد خانم یكی از اینها آمد تا آمد بی حجاب هم بود، یكدفعه یكی رو كرد اشاره كرد، نصرانی! یكی از همین پزشكان شیلی بود اشاره كرد بعد او با اشاره و اینها به طوری كه حواس من پرت نشود!
اینها این جوری دارند رعایت میكنند، آن وقت ما این جا نشستیم یكی ساعت فلان میآید، آن یكی پنج دقیقه دیگر میآید، آن یكی میآید مینشیند.
این كه رسم مجالس نیست مجالس ائمّه احترام دارد، مجالس ائمّه حساب و كتاب دارد. خب انسان دیرتر میآید، بسیار خب ممكن است به شلوغی خیابانها برخورد كرده، ممكن است كاری نداشته، برود بیرون جایی ولی وارد مجلس نباید شود، بعد هم نیم ساعت زودتر نیم ساعت زودتر طوری نمیشود، حالا آدم بیاید بنشیند، فوقش اگر در بسته است و اگر نمیخواهد در خیابان قدم میزند در كوچه قدم میزند، میگیرد یك جا مینشیند، فكر میكند آرامش به دست میآورد، وقتی آرام شد فكرش راحت شد آن موقع اگر وارد مجلس ائمّه شود میفهمد یك چیز دیگر شد، حال و هوا فرق كرد مسئله فرق كرد.
