
لزوم حرکت سالک براساس فهم و بینش بهجای غلبۀ وهم و احساس (اصفهان)
اصفهان : لزوم حرکت سالک براساس فهم و بینش بهجای غلبۀ وهم و احساس
لزوم حرکت سالک براساس فهم و بینش بهجای غلبۀ وهم و احساس (اصفهان)
توضیحات:
اصفهان : لزوم حرکت سالک براساس فهم و بینش بهجای غلبۀ وهم و احساس
لزوم حرکت سالک براساس فهم و بینش بهجای غلبۀ وهم و احساس (اصفهان)
17وقتی آن زمان من گفتم كه این قدر دم از ولایت نزنید، این قدر حرف نزنید و در آن جا تصریح كردم كه پدر من بعد از گذشت چهارده سال و بیشتر بله بلكه بعد از گذشت بیش از بیست سال یا بیشتر حتّی بله بیشتر بیست و هشت سال. یادم است آن جا گفتم هنوز به واقعیت ولایت استادش نرسیده بود. من این حرفهایی كه میزدم برای خودم كه نمیزدم، خودم كه مطلب را فهمیدم برای افرادی میزدم كه اینها دارند در چاه میروند. این زحمات پدر ما دارد از بین میرود. این صحبتها دارد همین صحبتها را دارند له میكنند و به عنوان صحبتهای لغو بی تأثیر میكنند. و صریحاً میگفتم، صریحاً دارم میگویم؛ میگفتند روح مجرّد را كه آقا برای ما ننوشته است برای عوام نوشته، صریحاً دارند میگویند این پدر ما پدری است كه برای عوام درآمد برای شما درنیامد، خاك برسرتان كنند، كه از هر عوامی شما عوامتر هستید، گرچه عمّامه این قدری روی سرتان است.
روح مجرّد! پدر من به من كه پسرش هستم بعد از بیست سال درس تدریس فلسفه و عرفان به من دارد میگوید كه پس من این كتابها را برای چه كسی نوشتم اگر تو مطالعه نمیكنی؟!! مگر نگفتند ایشان بالای منبر كه خیلی الآن از اهل علم این كتابها را نخواندند به من در آن زمان ایشان گفت: پس من این كتاب را برای كه نوشتم؟ آن وقت آقا درمیآید میگوید كه روح مجرّد كه برای ما نیست، روح مجرّد برای عوام است چرا؟ چون اگر برای ما باشد مچ او باز میشود، مچ خودش باز میشود. خلاف راهش از این جا برملا میشود راه خلافش در این جا مشخّص میشود، بطلانش مشخّص میشود، لذا گفتند چه؟ گزینشی. هی میآید گزینش میكند، مال ما نیست، خب چه مال شما است؟ معادشناسی كه مال شما نیست. روح مجرّد كه مال شما نیست. امام شناسی كه قطعاً مال شما نیست پس چه مال شماست؟ هیچی.
