
تفسیر آیه شریفه: یرفع اللَه الذین امنوا و الذین اوتوا العلم درجات (قزوین)
قزوین 2 : تفسیر آیه شریفه: یرفع اللَه الذین امنوا و الذین اوتوا العلم درجات
تفسیر آیه شریفه: یرفع اللَه الذین امنوا و الذین اوتوا العلم درجات (قزوین)
توضیحات:
قزوین 2 : تفسیر آیه شریفه: یرفع اللَه الذین امنوا و الذین اوتوا العلم درجات
تفسیر آیه شریفه: یرفع اللَه الذین امنوا و الذین اوتوا العلم درجات (قزوین)
39چون خودم دنبال رفع نقائصی میگردم كه در وجود خودم هست ... من الآن ضعف دارم، من الآن نقص دارم.
البته این طور هم نیست كه هركس هرچیزی گفت بپذیرم! از آن طرف هم هست!
با معیارهای خودم میسنجم، ولی دلیل بر این نیست كه ... و الّا بنده باید حرف تمام افراد را بپذیرم!
و این حرفها هركدام ممكن است صد و هشتاد درجه مخالف هم باشد، خب به حرف كه گوش بدهیم؟
شما میگویید آقای فلان شما یك همچنین اخلاقی دارید، اخلاقتان هم خلاف است، اصلاح كنید. میگویم چشم. آن میگوید: نه آقا این بیخود میگوید شما اخلاق ...
خب بالاخره یا باید به حرف شما گوش كنم یا حرف او؛ به هر دو نمیشود. پس بنابراین باید به معیارهای خودم توجّه كنم و از نصیحت دیگران خودم را بینصیب نكنم، محروم نكنم. این قانون و قاعده است. درست شد؟ پس بنابراین در راه خدا، همانطوری كه خود مرحوم آقا میفرمودند به هر اندازه كه پول بدهی به همان اندازه هم آش به دستت میآید.
این قضیه است. و اشخاص دیگر باید خودشان را در این قضیه و در این مسیر ارزیابی كنند. حال هر روز خودشان را ارزیابی كنند، وضعیت خودشان را ارزیابی كنند، مطالبی كه به گوش میرسد هر مطالبی را نپذیرند، با مطالب خود و با معیارهای خود آن مطالب را ارزیابی كنند، تا اینكه همه بتوانند به آنچه كه مورد نظر بزرگان و اولیاست برسند.
یك دفعه در بین صحبتهای مرحوم آقا من یك مطلبی را به ایشان گفتم، فرمودند: من برای رفقای خودم به كمتر از سلمان قناعت نمیكنم!
كمتر از سلمان! سلمانی كه گفتم چه خبر است! حالا ببین این كجاست دیگر! این میگوید من برای شاگردانم به كمتر از سلمان راضی نمیشوم!
قضیه چیست؟! پس معلوم میشود هست دیگر! پس معلوم میشود راهش هست! پس معلوم میشود ابزارش هست! پس معلوم میشود وسائلش هست، راهش هست!
خب! بسم اللَه! سلمان هم همینطوری سر سفره برنج زعفرانی و حلوای آنچنانی و كنار نهر آب و باد زدن حورالعین، نرسید! آن سلمان هم برای خودش مسائلی را طی كرد. من بخواهم شمّهای از تاریخ سلمان بگویم، شما چیزی نمانده دو شاخ از سرتان در بیاید: عجب این سلمان این كارها را كرده، سلمان
