
تفسیر آیه شریفه: یرفع اللَه الذین امنوا و الذین اوتوا العلم درجات (قزوین)
قزوین 2 : تفسیر آیه شریفه: یرفع اللَه الذین امنوا و الذین اوتوا العلم درجات
تفسیر آیه شریفه: یرفع اللَه الذین امنوا و الذین اوتوا العلم درجات (قزوین)
توضیحات:
قزوین 2 : تفسیر آیه شریفه: یرفع اللَه الذین امنوا و الذین اوتوا العلم درجات
تفسیر آیه شریفه: یرفع اللَه الذین امنوا و الذین اوتوا العلم درجات (قزوین)
17تضمین و گارانتی میدهم روز قیامت بیایید از من سؤال كنید، كاری نبود كه سلمان نتواند انجام بدهد.
درست شد؟ خیلی خب. یك همچنین آدمی یك حرفی بزند شما چه فكری میكنید؟ فوری میگویید كافر است؟ نه! هی مینشینید فكر میكنید خدایا! این چیست؟ آن چیست؟ این حرف چیست؟ این شخصیت چیست؟ شخصیتش شخصیت عادی نیست، این مطلب چیست؟ از آن طرف نمیتوانید هضم كنید، از آن طرف شخصیت او را نمیتوانید انكار كنید؛ اینجا هنگ میكنید! این هنگ میزند به سرش ...
تا حالا، آن اولی میگفتی به سر سلمان زده، حالا عصری برویم ببینیم حالش جا بیاید، این میزند به سرش، كار دستش میدهد، یا میزند به سرش و خودش را به قتل میرساند، یعنی كار دست خودش میدهد. به واسطه این چیزی كه از سلمان شنیده، چون میبیند نمیتواند انكارش كند، چون میبیند نمیتواند ردّش كند، چون میبیند سلمان حرف مفت نمیزند، حرف كشك نمیزند، این میآید روی مغز و اعصاب و جوارح او میآید تأثیر میگذارد، میزند دیوانهاش میكند، میزند كار دستش میدهد.
پس قَتَلَه به خودش برمیگردد. یا او را تكفیر میكند بنا بر فرض اوّل یا یك بلایی بر سر خودش میآورد، خودش را میكشد و خودش را از بین میبرد بنا بر فرض دوم مرحوم آقای حدّاد میفرمودند این معناست.
خب حالا شما ببینید كدام معنا بهتر است؟ آن معنای اول كه یا او را تكفیر میكرد یا او را میكشت. این معنای خیلی عادی و سادهای است و این معنایی است كه همه میگویند. این معنا چقدر دقیقتر است و چقدر عمیقتر است ...
خب، حالا یكی بیاید از همین یك لفظ سی تا معنا بكشد بیرون. این دو تایش را حالا ما گفتیم؛ چیزهای دیگر هم هست.
خب چه میشود قضیه؟ این مسئله است كه (يَرْفَعِ اللَه الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ) خدا به این افرادی كه ایمان آوردند و دارای علم هستند، درجاتی از معرفت آنجا عطا میكنند. (يَرْفَعِ اللَه دَرَجاتٍ) درجات آنها را بالا میبرد و بر طبق آنها هر شخصی به درجه خاصّی میرسد. انبیا درجه خاصّ خودشان را داشتند، اولیا درجه خاصّ خودشان را داشتند، اصحاب ائمّه درجه خودشان را داشتند. انبیا همه در یك درجه نبودند. در جلد دوم اسرار ملكوت ظاهرا، اینطوری كه به نظر میرسد. یا در كتاب افق وحی راجع به اختلاف مراتب انبیا در یكی از این دو كتاب به نظر میرسد بنده آنجا توضیح دادهام. كه چطور خود انبیا بر حسب مراتب معرفتشان دارای درجه بودند، دارای مراتب
