
تفسیر آیه شریفه: یرفع اللَه الذین امنوا و الذین اوتوا العلم درجات (قزوین)
قزوین 2 : تفسیر آیه شریفه: یرفع اللَه الذین امنوا و الذین اوتوا العلم درجات
تفسیر آیه شریفه: یرفع اللَه الذین امنوا و الذین اوتوا العلم درجات (قزوین)
توضیحات:
قزوین 2 : تفسیر آیه شریفه: یرفع اللَه الذین امنوا و الذین اوتوا العلم درجات
تفسیر آیه شریفه: یرفع اللَه الذین امنوا و الذین اوتوا العلم درجات (قزوین)
11ارتباطی اصلا به دیگری ندارد.
دوباره فردا میگفتند ا! چه شد ایشان رفت در یك عالم دیگر و یك وادی دیگر و یك مسائل دیگر از همین آیه!
تازه بعد از سی جلسه، ایشان به آنها فرمود: قرآن هفتاد بطن دارد، قرآن ناطق آن كسی است كه هفتاد بطن قرآن را بداند. من فقط توانستهام به سیتایش برسم، چهلتای دیگرش طلبتان، از عهده بنده برنمیآید.
هفتاد بطن! چه كسی میگفت قرآن باطن من هستم؟ امیرالمؤمنین! آن امیرالمؤمنین بود كه میفرمود من قرآن ناطق هستم. یعنی من هفتاد معنای این قرآن و هفتاد باطن این قرآن و هفتاد عُمق این قرآن را در اختیار دارم. و این یك آیهاش است و من همهاش را دارم، من همه قرآن را به هفتاد بطن و هفتاد مسئله میدانم و این خودش جزو اسرار است كه چرا هفتاد است و هفتاد و یك نیست، چرا شصت و نه نیست، كه این دیگر بماند.
این یك قضیه، كه امیرالمؤمنین میفرمود قرآن ناطق من هستم، این مراتبِ چیست؟ این مراتب معرفتی است كه فرد پیدا میكند.
حالا راجع به اباذر داریم اگر آنچه كه در قلب سلمان میگذرد اباذر اطلاع پیدا كند، لكفّره. این چه حالتی است كه اباذر با آن عظمت نمیتواند این را بفهمد، نمیتواند این را درك بكند؟
حالا در اینجا یك چیزی یادم آمد خب مناسب است در اینجا عرض كنم، حیفم میآید كه این را نگویم.
خب اینطور كه الآن بین همه افراد هست، همین الآن من به شما این را میگویم. یك شاهد مثال از اینكه ممكن است از یك لفظ دو معنای مختلف به دست بیاورید.
خب آنطوری كه همه معنا میكنند این لفظ را چطوری است؟ لكفّره أو لقَتَله. یا تكفیرش میكرد یا شمشیر را میكشید گردنش را میزد. خب ما همه همین را میگوییم دیگر. درست است دیگر؟ درست است هم دیگر. چون وقتی كه ببیند كافر است، باید بگیرد بكشدش دیگر. لكفّره، خب تكفیرش میكرد، لقتله یعنی انقدر داغ میكرد، میگفت این كافر نباید یك لحظه زنده بماند.
