
حقیقت ربوبیت خداوند متعال (قزوین)
بیانات حضرت آیت اللَه طهرانی در شهر قزوین شماره یک
حقیقت ربوبیت خداوند متعال (قزوین)
توضیحات:
بیانات حضرت آیت اللَه طهرانی در شهر قزوین شماره یک
حقیقت ربوبیت خداوند متعال (قزوین)
5جنبه رزق! تا رازق نباشد، ربوبیت معنا ندارد. مگر ربوبیت پرورش نیست؟ خب نباید به این شخص رزقش برسد؟! هم رزق مادّی به او برسد هم رزق معنوی برسد. الآن كه شما امشب در اینجا هستید، از دعای كمیل الآن بهرهمند شدید، این رزق نیست؟! مگر فقط رزق آب و نان است؟! مگر فقط گوشت و كباب است؟! رزق این است. رزق واقعی این است!
ما یك وقت كربلا مشرف شده بودیم، در همان زمانی كه پسر مرحوم آقای دستغیب تصادف كرده بود. البته میگفتند كار همان دولت گذشته و شاه و اینها بوده، یك اختلاف و مسائلی بوده. علی كلّ حال تصادف یك تصادف مشكوكی بوده و خیلی هم مرحوم آقا او را دوستش داشتند و خیلی هم دنبال این بودند كه بیایند و طلبهاش كنند؛ ولی خب دیگر در راه شیراز كه میرفت تصادف میكند به رحمت خدا میرود.
آقای حدّاد در همان مجلس كه نشسته بودیم رو كردند به مرحوم آقا، و گفتند كه: شنیدم كه آقای دستغیب اینجا آمدهاند.
ایشان گفتند: بله.
گفتند: پس خوب است برویم یك تسلیتی به ایشان بگوییم.
حركت كردیم، مرحوم آقای حدّاد و مرحوم والد و اخوی بزرگتر و بنده. چهار نفری حركت كردیم رفتیم برای منزل مرحوم دستغیب، ایشان هم با اهلبیتش آمده بود و خانهای گرفته بودند، منزلی گرفته بودند. رفتیم نیم ساعتی نشستیم. مطالبی گذشت بین ایشان و ...
مرحوم دستغیب در آن مجلس خیلی از مرحوم انصاری رضوان اللَه علیه به عظمت یاد میكردند. ظاهراً خیلی شیفته حركات، سكنات، و خلاصه شخصیت مرحوم آقای انصاری بودند، چون از شاگردان ایشان هم بودند، مرحوم آقای دستغیب از شاگردان آقای انصاری بودند و خلاصه خیلی به عظمت یاد میكردند.
ایشان میگفتند من در همدان یك روز كه پیش ایشان بودم، در زمستان بود، من با خودم قبل از نماز، نمازِ ظهر كه میرفتند ایشان نماز را در همان منزل خواندند، چون ظاهراً یا به خاطر سرما یا به خاطر علّت دیگری نرفته بودند نماز، حالا جهتش چه بوده نمیدانم. در حالی كه ایشان نماز را میرفتند بیرون در همان مسجد جامع همدان آنجا نماز را میخواندند.
