
معیار حجیت سلسلههای متصوفه
ملازم نبودن انتساب به ائمه با اتقان طریق
معیار و ملاک حجیت سلسلههای صوفیه از طریق انتساب به ائمه موضوعی است که حضرت آیةاللّه سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) در این سخنرانی ارزشمند آن را مورد بررسی قرار داده اند. ایشان با ذکر مثالهایی از وجود انحراف فکری در فرقههای چون قادریه در عراق، ایران، الجزایر و تونس، همچنین وقوع انحراف دینی و اخلاقی در سلسلههای چون نعمت اللهیه و صفی علیشاه پس از فوت رئسای این سلسلهها در ایران، معتقدند صرفا انتساب یک سلسله به ائمه، تضمینکننده اتقان و خلوص آن سلسه نیست. همچنانکه نزدیکی فرد خاصی به امام معصوم، به دلیل احتمال پیدایش انحرافات اخلاقی و اعتقادی در افراد، دلیلی بر تأیید دائمی افراد نیست. ایشان در بخشی دیگر از فرمایشات خود، با اشاره به فعال بودن ولایت ائمه نیاز به واسطههای غیر ائمه را نفی و توسل مستقیم به امام زمان (عج) را بهترین راه برای هدایت بشر معرفی کرده و بر انطباق عمل و رفتار فرد با موازین شرعی و عقلانی تأکید میکنند.
معیار حجیت سلسلههای متصوفه
توضیحات:
معیار و ملاک حجیت سلسلههای صوفیه از طریق انتساب به ائمه موضوعی است که حضرت آیةاللّه سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) در این سخنرانی ارزشمند آن را مورد بررسی قرار داده اند. ایشان با ذکر مثالهایی از وجود انحراف فکری در فرقههای چون قادریه در عراق، ایران، الجزایر و تونس، همچنین وقوع انحراف دینی و اخلاقی در سلسلههای چون نعمت اللهیه و صفی علیشاه پس از فوت رئسای این سلسلهها در ایران، معتقدند صرفا انتساب یک سلسله به ائمه، تضمینکننده اتقان و خلوص آن سلسه نیست. همچنانکه نزدیکی فرد خاصی به امام معصوم، به دلیل احتمال پیدایش انحرافات اخلاقی و اعتقادی در افراد، دلیلی بر تأیید دائمی افراد نیست. ایشان در بخشی دیگر از فرمایشات خود، با اشاره به فعال بودن ولایت ائمه نیاز به واسطههای غیر ائمه را نفی و توسل مستقیم به امام زمان (عج) را بهترین راه برای هدایت بشر معرفی کرده و بر انطباق عمل و رفتار فرد با موازین شرعی و عقلانی تأکید میکنند.
معیار حجیت سلسلههای متصوفه
10حالاکه اینطور است تا وقتی که دنیا بر وفق ما است، از خدا دم و فلان میزنیم و الحمد لله خدا پشتمان است! همینکه دنیا پشت کرد خب پس خدا کجا رفت؟! خدا کجا رفت؟! شروع میکنیم به این و آن بد گفتن. خب این چه تقصیری دارد خب این تا حالا داشته وظیفهاش را انجام میداده است حالا اینطوری درآمد خب چرا به او بد میگویی؟! چرا به او سب میکنی؟! مگر تقدیر خدا دست بنده و شما است؟! مگر هرچه ما هم اراده میکنیم باید در خارج انجام بشود؟! بسیار خب این ید و بیضا این هم عصا، بینداز ببینیم! میتوانی بینداز دیگر، نمیتوانی بهاندازه توان خودت صحبت کن، نه بیشتر! بسم الله میتوانی این عصا و این ید و بیضا و این هم آماده است. بله، بسم الله آماده است. اگر نمیتوانی طوری قدم بردار که بتوانی روی هر قدمت پاسخگو باشی. یک شخصیت داشته باشی آن شخصیت تو در همۀ قدمها در همۀ مطالب به یک نحو باشد، بروز [به یک نحو باشد!]
اولیای الهی یک شخصیت دارند، عرفا یک شخصیت دارند، ائمه یک شخصیت دارند، بروزات مختلف است؛ در یکجا اَخم میکنند، در یکجا کتک میزنند، در یکجا میخندند، در یکجا تبسم میکنند، در یکجا شیرینی میدهند، در یکجا قرقروت میدهند؛ ولی یک شخصیت است، آن شخصیت در هرجا منطبق با آن شرایط و مصلحت بروز و ظهوری دارد. مظاهر پروردگار هستند دیگر هم سیاهی مظهر خدا است و هم سفیدی، هم شکر و شیرینی و قند مظهر خدا است هم لیمو ترش و قرهقروت و اینها هر دو مظهر خدا هستند و هر دو از یکجا آمدندهاند این شیرین شده و آن ترش شده، این شیرین شده و آن تلخ شده. یک مظهر و یک ظهور در اینجا است!
خب این مسئله در اینجا روشن شد. بنابراین آن که ملاک هست چه سلسلهای وجود داشته باشد یا سلسلهای وجود نداشته باشد عبارت است از آن عملی که منطبق با موازین است. و شخص میتواند خودش بدست بیاورد که آیا عملش اینطور هست یا نه؟!
