
تبیین معنای میزان در روز قیامت
تبیین معنای میزان در روز قیامت
14وای بر تو! از این آتش که انسانی بهجهت لعب تهیّه کرده، ناله میکنی و چگونه مرا دعوت میکنی به آن آتشی که جبّار، آن را بهجهت غضب برای ستمکاران تهیّه نموده است!1
و یا دخترش از بیتالمال گلوبندی عاریه بگیرد و حضرت، آنطور به او پرخاش کنند.2 و حضرت امام حسن علیه السّلام پس از رحلت آن حضرت در فراز منبر در مسجد کوفه فرمود:
پدرم از دنیا رفت و چیزی نگذارد جز چهارصد درهم که میخواست برای اهل خود کنیزی بخرد.3
امیرالمؤمنین علیه السّلام در هیچ شرایطی ظلم و ستم نمیکند
آری، آن کسی که میفرماید:
وَ اللَه لو أُعطیتُ الأقالیمَ السَّبعَة بِما تَحتَ أفلاکِها علیٰ أن أعصِیَ اللَه فی نَملَةٍ أسلُبُها جِلبَ شَعیرَةٍ ما فَعَلتُ! و إنّ دُنیاکُم عِندی لَأهوَنُ مِن وَرَقَةٍ فی فَمِ جَرادَةٍ تَقضَمُها!4
«قسم به خدا اگر این افلاک هفتگانه را به من بدهند با آنچه در زیر خود دارد در مقابل اینکه من عصیان و گناه خدا را کنم دربارۀ یک مورچه و آن هم اینکه پوست یک دانۀ جو که به دهان آن مورچه است من از آن مورچه بگیرم، من این کار را نمیکنم! و حقّاً بدانید که دنیای شما در نزد من از یک برگی که در دهان یک ملخی است و او را دارد میجود پستتر است!»
این یک حقیقتی است! این را میگذارند و آنوقت میگویند: ای انسان، بسماللَه! ای مدّعیها بیایید تا ما اعمال شما را اندازهگیری کنیم!
و نهتنها آنچه از افلاک در دست او باشد حاضر است بدهد و جلْبِ شَعیری را از دهان مورچهای نرباید، بلکه قسم یاد میکند که اگر به سختترین عقوبت گرفتار آیم، در نزد من خوشتر است از آنکه به کسی ستم کنم:
وَ اللَه لَأن أبیتَ علیٰ حَسَکِ السَّعدانِ مُسَهَّدًا و أُجَرَّ فی الأغلالِ مُصَفَّدًا، أحَبُّ
إلَیَّ مِن أن ألقَی اللَه و رَسولَهُ یَومَ القیامَةِ ظالِمًا لِبَعضِ العِبادِ و غاصِبًا لِشَیءٍ مِنَ الحُطامِ!5
«سوگند به پروردگار که من اگر روی خارهای تیز (که خار سَعدان اسم آن خارهای مخصوص و سخت است) شب تا به صبح بیتوته کنم، و علاوه مرا روی این خارها به زنجیر بکشانند، در نزد من محبوبتر است از اینکه خدا و رسول خدا را در روز قیامت ملاقات کنم و نسبت به بعضی از بندگانش ظلم کرده باشم، یا مقداری از همین حطام و اموال دنیا را به عنوان غصب از دست مردم ربوده باشم.»
- نهج البلاغة (عبده)، ج ٢، ص ٢١٦.
- مناقب آل أبیطالب علیهم السّلام، ج ٢، ص ١٠٨. رجوع شود به ولایت فقیه در حکومت اسلام، ج ٢، ص ١٣٢.
- بحار الأنوار، ج ٤٣، ص ٣٦٣، در روایت «خادمًا» آمده است که مشترک بین کنیز و غلام است. (محقّق)
- نهج البلاغة (عبده)، ج ٢، ص ٢١٨.
- نهج البلاغة (عبده)، ج ٢، ص ٢١٨.
