
اهمیت وجود حالت نیاز و درد در سالک الهی
قزوین : اهمیت وجود حالت نیاز و درد در سالک الهی [قزوین/ جلسه مخدرات/ ١٩ شعبان ١٤٣٢]
اهمیت وجود حالت نیاز و درد در سالک الهی
توضیحات:
قزوین : اهمیت وجود حالت نیاز و درد در سالک الهی [قزوین/ جلسه مخدرات/ ١٩ شعبان ١٤٣٢]
اهمیت وجود حالت نیاز و درد در سالک الهی
7من كه ملول گشتمی از نفس فرشتگان *** قال و مقال عالمی میكشم از برای تو قال و مقال عالمی میكشم از برای تو، پیغمبر كه از آن جا بلند شده، آمده و آن فضا را رها كرده، آن خلوتهای با خدا را رها كرده ...، وقتی كه من این مطالب را الآن به شما میگویم آن قضایایی كه با بزرگان و اولیای خدا داشتم هی آنها میآید از جلوی چشمم رد میشود كه آنها كه آمدند در این مدت حیاتشان با ما نشستند. آنها هم در این جاها بودند! ما خیال میكنیم مرحوم آقا در زمان به شاگردانی داشتند این شاگردان برای آقا دردسر بودند. بنده پسر ایشان هستم. بنده همه چیز را كه نمیآیم بگویم. شما خیال میكنید ایشان خوش بودند و حضرت آیت اللَه طهرانی، آیت اللَه طهرانی میآمدند در منزل شاگردان در را باز میكردند نمیدانم روضه بود. صبحها منبری بود، افراد میآمدند میرفتند!
ایشان به من فرمودند آقا سید محسن وقتی كه در بیمارستان بودند آن ناراحتی آنوریسم قلبی آئورت پیدا كرده بودند من را نصیحت میكردند. وقتت را با این و آن نگذران، برو مواظب خودت باش. به درد خودت برس. افراد دورت جمع خواهند شد مبادا این كه خلاصه از آن مسیرت بخواهند تو را جدا كنند. این مطالب را همه را مرحوم آقا به من فرموده بودند. كه افراد به دورت و گرد خواهند آمد. برحذر باش از این كه تو را به دنبال افكار خودشان ببرند و به دنبال سلیقه خودشان ببرند كه در این جا دین ودنیای انسان را همین افراد میگیرند.
من به آقا گفتم كه آقا خود شما چه؟ شما كه دارید این حرفها را به بنده میزنید پس این چه بساطی است كه در این جا پیش آمده؟ این چه دم و دستگاهی است كه در این جا آمده؟ وقتتان را در این جا میگذرانید این میآید وقت ملاقات میگیرد، آن میآید؟! ایشان فرمودند آقاسید محسن اگر وصیت استادم به من نبود كه سید محمّدحسین برتو لازم است كه این راه را ادامه بدهی (توجّه كنید) یك ساعت از عمرم را با یك نفر نمیگذراندم! و حالا رفقای ما در آن زمان میآمدند خب دور آقا الحمدلله جمع شدند و بله یكی اصفهانی بودند الحمدلله بساطی درست شده است و نمیدانم گرم شدند و خیلی دور آقا الحمدلله چیز است بابا دور آقا چیست؟ بگذار برو در خانهات؟ چكار به این آقا داری؟!! تو را خدا و هر چه كه میپرستی این آقا را ول كن. آقا از دست و امثال تو به این روز افتاده است.
