
اهمیت وجود حالت نیاز و درد در سالک الهی
قزوین : اهمیت وجود حالت نیاز و درد در سالک الهی [قزوین/ جلسه مخدرات/ ١٩ شعبان ١٤٣٢]
اهمیت وجود حالت نیاز و درد در سالک الهی
توضیحات:
قزوین : اهمیت وجود حالت نیاز و درد در سالک الهی [قزوین/ جلسه مخدرات/ ١٩ شعبان ١٤٣٢]
اهمیت وجود حالت نیاز و درد در سالک الهی
19بنده در این جا آمدم و تصریح كردم: اتفّاقاً معجزه امیرالمؤمنین این است كه این فقرات مال این زمان ما است. همین مال این زمان است! مال همین زمان است! یعنی امیرالمؤمنین انگار دارد این زمان ما را یعنی همین شب جمعه، همین شب جمعه ما را در این فضا دارد میبیند و برای ما آورده این مسائل را بیان كرده است. این همه از فجایعی كه الآن در این زمانه چه در سایر كشورها وچه درهمین جا انجام میشود به واسطه ارتباطات و به واسطه اتّصالاتی كه بین زن و مرد پیدا میشود كه بنده بارها عرض كردم! چند مرتبه بنده در همین محدوده ارتباط خودم پانزده مورد سراغ دارم كه منجر به از همگسیختگی خانواده شده است. زنهای شوهردار با سه تا بچّه، با دو تا بچّه، با یك بچّه، بدون بچّه باعث از هم گسیختگی شده این مال چه بوده نه این كه زن چادر نداشته نه ارتباط داشته! ارتباط با موبایل داشته! ارتباط با اینترنت داشته! ارتباط با چت و مت و از این چیزهای چرت و پرت داشته با اینها آمده! تازه این در محدوده ارتباط خود بنده است! حالا خدا میداند كه آنهایی كه آمار دستشان است و مسائل اجتماعی دستشان است كه آنها به چه مسائل اطّلاع دارند كه بنده هم میدانم ولی حالا نمیتوانم بگویم اینها از كجا آمده است؟ از این ارتباط آمده! به حجاب ارتباط ندارد. یعنی خود ارتباط این مشكل را ایجاد كرده است و تصوّر نكنیم كه شیطان فقط به دنبال آنهایی رفته كه خیلی التزام نداشتند نخیر در این مسائل افرادی پایشان لغزیده كه نماز شب ایشان ترك نمیشده است.
شیطان، شیطان است. فتنه، فتنه است و نفس نفس است و این نفس است كه امّاره بالسّوء است و میآید امر به سوء میكند الّا ما رحم ربّی. برای همین میگویند زن با مرد نباید ارتباط داشته باشد. بنده دیروز در جایی بودم، اتفّاقاً همین صحبت حجاب شد، یك مخدّره در آن جا بود و از بنده سؤال كرد. من گفتم در مسئله حجاب و در مسئله ارتباط فقط مسئله مسلئه شما نیست! شما الآن به من بگویید كه آقا فرض كنید كه من با یك مرد صحبت میكنم طوری نمیشوم! آیا میتوانید شما گارانتی بدهید بر این كه او هم یك چیزی نشود؟! گیرم بر این كه شما نسبت به خودتان تضمین داشته باشید كه ندارید، كه ندارید! اگر تضمین داشته باشید بر عدم لغزش و بر ثبات، آیا تضمین دارید كه طرف مقابل پایش نلغزد؟ میتوانید؟ نه چرا؟! چون افراد كه دیگر در اختیار ما نیستند، افراد كه نفسشان در اختیار ما نیست. نفس افراد كه در كنترل ما نیست. یك مرتبه، دو مرتبه، سه مرتبه، چهار مرتبه كم كم، كم كم حضرت آقا به داد ما برسید! حضرت آقا!! چه شده چكار كنم دیگر از فكر و خیالم درنمیآید. زهر مار مگر نمیگویم وقتی تلفن میكنند با شوهرتان كار دارند شما جواب ندهید؟ من برای همین روز دارم میگویم مگر نمیگویم وقتی تلفن میكنند محمودآقا، آقا حسن آقا، در منزل نیستند؟ نه فعلًا خداحافظ شما. دیگر حال شما چطور است؟ خانم چطور هستند؟ دیگر اجازه بدهید با ایشان اینها برای چه؟ برای چه این حرفها را میزنید؟ چه مرضی است؟ چه دردی در این جا این آقا خشك است. این آقا افكارش خشك است. این آقا اصلًا به مسائل امروز اطّلاع ندارد. این آقا در یك فضای دیگر است نه حالا تر بودیم چه بود؟ بنده خشكم؟! هان؟ بنده متحجّر هستم؟
