
پیوند معنویت و زندگی مادی در اسلام؛ پاسخ به یک شبهه اساسی
تبیین جامعیت اسلام در تأمین رشد معنوی و مادی انسان و بررسی نقش جسم، تغذیه و شرایط ظاهری در تعالی روح
این جلسه به یکی از مهمترین پرسشهای فکری درباره اسلام میپردازد؛ اینکه آیا دین تنها مسئول هدایت معنوی انسان است یا برای زندگی مادی نیز برنامه دارد. سخنران با تبیین پیوند جسم و روح، تأثیر تغذیه، سلامت و شرایط ظاهری بر رشد معنوی را بررسی کرده و جامعیت اسلام را در هدایت همه ابعاد زندگی انسان توضیح میدهد. همچنین به ضرورت تبیین صحیح مباحث اعتقادی و معرفی کتاب «افق وحی» در پاسخ به شبهات معاصر اشاره میشود.
پیوند معنویت و زندگی مادی در اسلام؛ پاسخ به یک شبهه اساسی
توضیحات:
این جلسه به یکی از مهمترین پرسشهای فکری درباره اسلام میپردازد؛ اینکه آیا دین تنها مسئول هدایت معنوی انسان است یا برای زندگی مادی نیز برنامه دارد. سخنران با تبیین پیوند جسم و روح، تأثیر تغذیه، سلامت و شرایط ظاهری بر رشد معنوی را بررسی کرده و جامعیت اسلام را در هدایت همه ابعاد زندگی انسان توضیح میدهد. همچنین به ضرورت تبیین صحیح مباحث اعتقادی و معرفی کتاب «افق وحی» در پاسخ به شبهات معاصر اشاره میشود.
پیوند معنویت و زندگی مادی در اسلام؛ پاسخ به یک شبهه اساسی
21بله، وسایل رفاه و وسایل بهداشتیِ زوّار را فراهم کردن، دستشویی درست کردن، توسعه دادن [حرم]، همۀ اینها خوب و درست است. [اینها] باید باشد؛ ما اینها را قبول داریم؛ هرچه که مربوط [به] اموری [از قبیل] رفاه زائر، درست کردن تهویه [هوا]، خنک کردن [هوا]، معتدل کردن دما، تأمین کردن اکسیژن فضا، [هست،] همۀ اینها درست است و باید باشد. اینها را قبول داریم [و] در اینها حرفی نیست. بالاتر از اینها [باید باشد]. چرا باید زوّار امام حسین جا [برای ماندن] نداشته باشند؟ [و] بیایند در خیابان بخوابند؟ باید بروند هتل بسازند، بیایند همۀ اینها را مجّانی اسکان بدهند. مگر امام حسین کم پول دارد؟! مگر امام رضا کم پول دارد؟! باید زوّار امام حسین را مجّانی از اینجا برد [تا] آنجا [کربلا] و بعد برگرداند. نه اینکه پول [سفر] ایشان را سه و چهار برابر گرفت! باید پروازهای طهران به مشهد نسبت به جاهای دیگر نصف قیمت، ربع قیمت، ثلث قیمت باشد. این فرهنگ، فرهنگ اسلام و تشیّع است، نه اینکه حالا چون امام رضا زیاد زوّار دارد، دو برابر از جاهای دیگر [پول] بگیریم و [هزینه بلیط را] بیشترش کنیم! مردم میدهند دیگر، حالا که مردم میدهند، بگذار بگیریم! باید در مشهد مهمانسراهایی درست کرد و این زوّار امام رضا را مجّانی در آن مهمانسراها جا داد و پذیرایی کرد و بعداً هم برگرداند! این فرهنگ، فرهنگ اسلام است.
نقدی بر طلاکاری در حرمهای مطهر
اما هی گنبد را طلا کردن برای چیست؟! چرا باید گنبد ائمّه طلا شود؟! [چرا] باید این همه طلا صرف اینها شود؟! برای چه؟! چه کسی گفته [است]؟! حالا اگر گنبد امام رضا طلا نباشد، از موقعیّت او کم میشود؟! آدم میرود [مدینه] به ائمّۀ بقیع نگاه میکند [میبیند] مردم گریه میکنند [و میگویند:] «عجب مظلومی هستند.» بله، ما هم نمیگوییم آنجور [بدون امکانات و] به این کیفیّت باشد. [بلکه میگوییم] باید زائری که آنجا میآید، جای او مناسب باشد، باید [از] گرما، سرما، آفتاب، برف و باران [و] اینها محفوظ باشد. ولی مظلومیّت ائمّه به گنبد [نداشتن] نیست. [که فکر کنید] «وقتی ائمه گنبد ندارند، مظلوم هستند!» یعنی امام رضا [با داشتن گنبد] دیگر از مظلومیّت درآمد؟! درها همه طلا! سقفها همه آینه! نقش و نگار از هر طرف فراوان! زائر میآید از این طرف نگاه میکند، از آن طرف نگاه میکند [لابد با خود میگوید:] دیگر امام رضا غریب نیست! از غربت درآمده، بیا نگاه کن ببین چه خبر است!
