
پیوند معنویت و زندگی مادی در اسلام؛ پاسخ به یک شبهه اساسی
تبیین جامعیت اسلام در تأمین رشد معنوی و مادی انسان و بررسی نقش جسم، تغذیه و شرایط ظاهری در تعالی روح
این جلسه به یکی از مهمترین پرسشهای فکری درباره اسلام میپردازد؛ اینکه آیا دین تنها مسئول هدایت معنوی انسان است یا برای زندگی مادی نیز برنامه دارد. سخنران با تبیین پیوند جسم و روح، تأثیر تغذیه، سلامت و شرایط ظاهری بر رشد معنوی را بررسی کرده و جامعیت اسلام را در هدایت همه ابعاد زندگی انسان توضیح میدهد. همچنین به ضرورت تبیین صحیح مباحث اعتقادی و معرفی کتاب «افق وحی» در پاسخ به شبهات معاصر اشاره میشود.
پیوند معنویت و زندگی مادی در اسلام؛ پاسخ به یک شبهه اساسی
توضیحات:
این جلسه به یکی از مهمترین پرسشهای فکری درباره اسلام میپردازد؛ اینکه آیا دین تنها مسئول هدایت معنوی انسان است یا برای زندگی مادی نیز برنامه دارد. سخنران با تبیین پیوند جسم و روح، تأثیر تغذیه، سلامت و شرایط ظاهری بر رشد معنوی را بررسی کرده و جامعیت اسلام را در هدایت همه ابعاد زندگی انسان توضیح میدهد. همچنین به ضرورت تبیین صحیح مباحث اعتقادی و معرفی کتاب «افق وحی» در پاسخ به شبهات معاصر اشاره میشود.
پیوند معنویت و زندگی مادی در اسلام؛ پاسخ به یک شبهه اساسی
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرّحمن الرّحیم
در این مدت و فاصله، اگر مسائل و مطالعات و برداشتهای مختلف، برای کسی سؤالی بهوجود آورده، [مطرح کند تا] ما به اندازۀ فهم خودمان خدمتشان [پاسخ آن را] عرض کنیم. ایشان فرمودند: «یکی از رفقا یک مطلبی را راجع به همین مطالبی که امروز صحبت میشود، مطرح کردهاند.»
پیوند بُعد معنوی و بُعد مادّی در اسلام
دین اسلام یک دین متکامل و اکمل همۀ ادیانی است که تا بهحال از طرف پروردگار، برای رشد و تعالی انسان آمده است. اصلاً دین، برای رشد و تعالی آمده، نه برای توقف و رکود. این رشد و تعالی طبعاً باید در دو زمینه: یکی زمینۀ معنوی و یکی هم زمینۀ ظاهری انجام بگیرد؛ چون انسان مخلوطی از باطن و ظاهر است. [از اینرو] بهواسطۀ ارتباط بین ظاهر و باطن و تأثیرگذاری ظاهر در باطن، و بالعکس، هر کدام میتواند در دیگری تأثیر مثبت یا منفی داشته باشد. پس دین باید در این دو قسمت، هم مسئول باشد و [هم] متعهد. درحالیکه ما این [دو زمینه را] را نمیبینیم، میبینیم فقط به مسائل معنوی پرداخته و به روح توجّه داشته و با مسائل ظاهری و دنیای آدم کاری ندارد. خب طبعاً این [نگاهِ تکبُعدی،] یک نقص برای دین تلّقی میشود.
وقتی شما مریض باشید، نماز هم نمیتوانید بخوانید. وقتی که شما کسالت داشته باشید، توجه [در نماز] هم ندارید. وقتی که شما خونتان کثیف باشد، طبعاً آن انبساط و نشاط [را] هم ندارید؛ «اسیداوریک» که بالا باشد، در لطافت روح تأثیر میگذارد؛ لذا میگویند: «بهتر است که خون، جنبۀ قلیایی داشته باشد» و قدما هم در این قضیّه، دستورات و برنامههایی برای بزرگان و کیفیت تغذیهشان داشتهاند. [آنها] هر چیزی را نمیخوردند؛ چون احساس میکردند در حالشان مؤثر است. بسیاری از دستوراتی که الآن [توسط دیگران] داده میشود ـ البتّه خب من اینها را هنوز به کسی نگفتهام ـ [به همۀ ابعاد انسانی توجه نمیشود در حالیکه] بسیاری از دستوراتی که بزرگان [به مردم] میدادند، همراه با یک رژیم غذایی خاص بود و اِلّا آن دستور، تأثیر [خود را بر روح و بدن] نمیگذاشت. حتی در لباس هم باید تغییراتی داد؛ [اینکه] نوع لباس [چگونه] باشد. اینها همه چیزهایی است که هست و واقعیّت دارد، ولی خب یک شرایطی [هم] دارد [که باید رعایت شود]. حالا ما این [مباحث] را إنشاءالله در فرصتهای مناسب، در همین جلسات عنوان، عرض میکنیم.
