اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تجلی مشیت الهی در علم و اراده اولیاء

تحلیل عرفانی از جایگاه امام در تحقق مشیت الهی

16٬102

تجلی مشیت الهی در علم و اراده اولیاء، به عنوان یکی از دقیق‌ترین و پرابهام‌ترین مباحث معرفتی، موضوع بیانات عرفانی و تربیتی این جلسه از سخنرانی حضرت آیةاللّه سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) است. ایشان با تسلط عمیقی که نسبت به مسایل عرفانی و تربیتی دارند، با بیان شیوا اما عمیق، به تحلیل تفاوت نگاه سطحی برخی افراد با دیدگاه اهل عرفان درباره علم غیب و ولایت تکوینی ائمه معصومین علیهم‌السلام می‌پردازند. حضرت استاد در تبیین جایگاه امام، امام را نه به‌عنوان «مجری مشیت خداوند»، بلکه به عنوان منبعِ تجلّی اراده الهی معرفی می‌کند به گونه‌ای که اراده، علم و فعل امام، عین اراده و فعل خداوند می‌شود. ایشان با مثال‌هایی دقیق و ملموس مانند قضیۀ نخوردن انگور توسط امام رضا علیه‌السلام، قضیۀ صفین، و رفتار امام حسین علیه‌السلام با لشکر حرّ، مرز میان اختیار امام و مشیت الهی را شرح داده و نشان می‌دهند که امام در اوج اختیار، تابع محض اراده خداوند است. حضرت استاد همچنین با نقد دیدگاه روشنفکرنمایانی چون عبدالکریم سروش و تبیین اشکالات بنیادی در فهم آنان از جایگاه امام، عمق نگاه عرفانی به امامت را روشن می‌سازد

تجلی مشیت الهی در علم و اراده اولیاء

توضیحات:

تجلی مشیت الهی در علم و اراده اولیاء، به عنوان یکی از دقیق‌ترین و پرابهام‌ترین مباحث معرفتی، موضوع بیانات عرفانی و تربیتی این جلسه از سخنرانی حضرت آیةاللّه سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) است. ایشان با تسلط عمیقی که نسبت به مسایل عرفانی و تربیتی دارند، با بیان شیوا اما عمیق، به تحلیل تفاوت نگاه سطحی برخی افراد با دیدگاه اهل عرفان درباره علم غیب و ولایت تکوینی ائمه معصومین علیهم‌السلام می‌پردازند. حضرت استاد در تبیین جایگاه امام، امام را نه به‌عنوان «مجری مشیت خداوند»، بلکه به عنوان منبعِ تجلّی اراده الهی معرفی می‌کند به گونه‌ای که اراده، علم و فعل امام، عین اراده و فعل خداوند می‌شود. ایشان با مثال‌هایی دقیق و ملموس مانند قضیۀ نخوردن انگور توسط امام رضا علیه‌السلام، قضیۀ صفین، و رفتار امام حسین علیه‌السلام با لشکر حرّ، مرز میان اختیار امام و مشیت الهی را شرح داده و نشان می‌دهند که امام در اوج اختیار، تابع محض اراده خداوند است. حضرت استاد همچنین با نقد دیدگاه روشنفکرنمایانی چون عبدالکریم سروش و تبیین اشکالات بنیادی در فهم آنان از جایگاه امام، عمق نگاه عرفانی به امامت را روشن می‌سازد

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تجلی مشیت الهی در علم و اراده اولیاء

34
  • ولی گاه‌گاهی یک چیزهایی می‌گفتند، مثلاً آن ناراحتی آنوریسم که پیدا کرده بودند، دکترها متوجّه نشده بودند! بعضی‌ها می‌گفتند به‌خاطر ریه است، بعضی‌ها می‌گفتند به‌خاطر رفلاکس معده است، از این چیزها هم مطرح بود و اینها. یک روز که اینها با هم شور کردند و رفتند، آهسته مرحوم آقا گفتند که اینها متوجّه نشدند، پارگی آئورت است، اینها نفهمیدند! از این چیزها هم گاهی یک داشتند منتهی ما نمی‌گفتیم. می‌گفتند پارگی آئورت است.

  • سؤال: آقا معذرت می‌خواهم! بعضی‌ها مثلاً می‌گویند یک دکتر قلبی هست طهران، شما که بیماری قلبی دارید بروید طهران. منتهی خیلی دنگ و فنگ دارد. باید بروی وقت بگیری، نوبت بگیری کلّی هزینه کنی! یک دکتر قلبی هست سر کوچۀ خودت از حیث ابزار و اینها یکی هستند، ولی خیلی از آن دکتر تعریف می‌کنند. از حیث توحیدی مثلاً ما همین سر کوچه را برویم یا نه این مرارت را تحمّل کنیم برویم سراغ ابزار بهتر؟

  • استاد: نه! نه! باید ببینید یک وقتی مشخّص است که فرض کنید که این بیماری در حدّی است که یک دکتر قلب متخصّص هم این را می‌تواند دریابد، منتهی خب وسوسه ما را تحریک می‌کند بر اینکه حتماً نزد آن دکتر بالاتر برویم. این قضیّه فرق می‌کند. یک وقتی نه فرض کنید که یک مشکل، مشکلی است که الآن مثلاً مسئله به عمل کشیده شده، خب اینجا دیگر مسئلۀ حذاقت و آن تجربۀ بیشتر می‌تواند مطرح باشد. هر جایی، جای خودش را دارد. در آنجایی که ما فقط به عنوان یک بیماری عادی برای قلب پیش آمده و یک دکتر متخصّص هم با کنترل و دارو می‌تواند مداوا کند، دلیلی ندارد انسان بخواهد خودش را به مشقّت بیندازد. وقتی کار مشکل‌تر می‌شود سخت‌تر می‌شود وحسّاس‌تر می‌شود بر همان اساس تکلیف بیشتری می‌آید. یعنی همان‌که الآن عقل شما حکم می‌کند نسبت به حسّاسیت موضوع، همان تکلیف، تکلیف شما خواهد بود. این منافاتی با مسئلۀ توحید ندارد. در قضیۀ توحیدی هم بالأخره مراتب این کثرت ملاحظه می‌شود. شما به‌خاطر همین کسالت قلب آیا نمی‌گویید که دید، دید توحیدی است، به‌جای فرض کنید که رفتن نزد این، من نزد فلان پیرزن که دوا می‌دهد بروم؟! پیرزن‌ها بودند که یک کیسه داشتند همراهشان، هر کسی هرچه می‌شد یک دوایی درمی‌آ‌وردند و می‌دادند! خب به آن عمل کنم یا بروم سر کوچه ببینم عطّاری چه می‌گوید؟! خب این کار را نمی‌کنید، چرا نمی‌کنید؟ چون فکر شما و عقل شما و وجدان شما و فطرت شما براساس همان مشیّت توحیدی این اجازه را به شما نمی‌دهد و می‌گوید باید در اینجا باید به‌خصوصِ متخصّص مراجعه کرد. این ملاک در تخصّص بالاتر، در شرایط سخت‌تر هم به‌درد می‌خورد. یعنی همین ملاکی که باعث شده شما به‌جای اینکه نزد مهندس ساختمان و آرشیتکت بروید برای قلبتان بروید نزد دکتر، این ملاک برای یک مرتبۀ مشکل‌تر هم همان‌جا آن ملاک به حال خودش باقی است، تفاوتی ندارد.

/ 693