
تجلی مشیت الهی در علم و اراده اولیاء
تحلیل عرفانی از جایگاه امام در تحقق مشیت الهی
تجلی مشیت الهی در علم و اراده اولیاء، به عنوان یکی از دقیقترین و پرابهامترین مباحث معرفتی، موضوع بیانات عرفانی و تربیتی این جلسه از سخنرانی حضرت آیةاللّه سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) است. ایشان با تسلط عمیقی که نسبت به مسایل عرفانی و تربیتی دارند، با بیان شیوا اما عمیق، به تحلیل تفاوت نگاه سطحی برخی افراد با دیدگاه اهل عرفان درباره علم غیب و ولایت تکوینی ائمه معصومین علیهمالسلام میپردازند. حضرت استاد در تبیین جایگاه امام، امام را نه بهعنوان «مجری مشیت خداوند»، بلکه به عنوان منبعِ تجلّی اراده الهی معرفی میکند به گونهای که اراده، علم و فعل امام، عین اراده و فعل خداوند میشود. ایشان با مثالهایی دقیق و ملموس مانند قضیۀ نخوردن انگور توسط امام رضا علیهالسلام، قضیۀ صفین، و رفتار امام حسین علیهالسلام با لشکر حرّ، مرز میان اختیار امام و مشیت الهی را شرح داده و نشان میدهند که امام در اوج اختیار، تابع محض اراده خداوند است. حضرت استاد همچنین با نقد دیدگاه روشنفکرنمایانی چون عبدالکریم سروش و تبیین اشکالات بنیادی در فهم آنان از جایگاه امام، عمق نگاه عرفانی به امامت را روشن میسازد
تجلی مشیت الهی در علم و اراده اولیاء
توضیحات:
تجلی مشیت الهی در علم و اراده اولیاء، به عنوان یکی از دقیقترین و پرابهامترین مباحث معرفتی، موضوع بیانات عرفانی و تربیتی این جلسه از سخنرانی حضرت آیةاللّه سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) است. ایشان با تسلط عمیقی که نسبت به مسایل عرفانی و تربیتی دارند، با بیان شیوا اما عمیق، به تحلیل تفاوت نگاه سطحی برخی افراد با دیدگاه اهل عرفان درباره علم غیب و ولایت تکوینی ائمه معصومین علیهمالسلام میپردازند. حضرت استاد در تبیین جایگاه امام، امام را نه بهعنوان «مجری مشیت خداوند»، بلکه به عنوان منبعِ تجلّی اراده الهی معرفی میکند به گونهای که اراده، علم و فعل امام، عین اراده و فعل خداوند میشود. ایشان با مثالهایی دقیق و ملموس مانند قضیۀ نخوردن انگور توسط امام رضا علیهالسلام، قضیۀ صفین، و رفتار امام حسین علیهالسلام با لشکر حرّ، مرز میان اختیار امام و مشیت الهی را شرح داده و نشان میدهند که امام در اوج اختیار، تابع محض اراده خداوند است. حضرت استاد همچنین با نقد دیدگاه روشنفکرنمایانی چون عبدالکریم سروش و تبیین اشکالات بنیادی در فهم آنان از جایگاه امام، عمق نگاه عرفانی به امامت را روشن میسازد
تجلی مشیت الهی در علم و اراده اولیاء
26علامۀ طباطبائی، ایشان اینطور من به دست آوردم که ظاهراً به این نکتّه توجّه نداشتند و آنموقع یکدفعه متفّطن شدند، و پاسخ ایشان این بود که خب اتفّاق میافتد برای انسان که گاهی اوقات از تجدید یک خاطرهای خوشحال میشود. فرض کنید یک خاطره میآید در ذهنش، خاطرۀ مسرّت بخش یا خاطرۀ حزن آور و متألم که باعث ناراحتی میشود، گاهی اوقات برای انسان پیش میآید که تجدید خاطره باعث میشود که انسان خوشحال بشود، بعد گاهی وقتها دیدید که انسان میخندد؟ خندهاش میگیرد! یک قضیّه مثلاً دو روز پیش اتفّاق افتاده یکدفعه شروع میکند به خندیدن. مردم میگویند چرا میخندی؟ میگوید یک مسئلهای به نظرم آمد یا فرض کنید که یکدفعه انسان رنگش برافروخته میشود و از یک مطلبی که بین خودش و بین یکی دیگر در گذشته اتفاق افتاده، ناراحت میشود و امثالذلک.
ایشان میفرمودند:
وقتی که ابن مسعود این قرآن را میخواند، پیغمبر صلّی الله علیه و آله به این معانی و حقایق که پشت این است یکییکی میرسید و آنها را در ذهن میآورد و تبعا حالت گریه برای او حاصل میشد و خود را تحت تأثیر آن حقایق احساس میکرد.
این را مرحوم علامه فرمودند.
توضیح استاد طهرانی و تأیید علامه
مرحوم آقا هم هیچی نفرمودند. وقتی که بیرون آمدیم من از آقا سؤال کردم که آقاجان این چیزی که علامه فرمودند، همینطور است یا دقیقتر ما نسبت به این میتوانیم نگاه کنیم؟ گفتند چی مثلاً چه بهنظر میآید؟ گفتم که پیغمبر به یک حقایق جدیدی میرسید با آن خواندن، چون قرآن یک کتاب تکوین بود و تکوین انتها ندارد! وقتی پیغمبر این معانی را میخواند، مرتب خودش با یک پدیدههای جدید روبهرو میشد و هر آنکه خوانده بشود باز جدید است و فردا جدید است، پسفردا جدید است و تا خدا خدایی میکند باز جدید است. و این را گفتم به آقا و ایشان فرمودند بله همینطور است.
اینطور بهنظر میرسد که رسول خدا، چون داریم که اللَهمّ یا ربّ زدنی فیک تحیّرا پیغمبر میفرماید که خدایا هر آن تحّیر مرا به خودت بیشتر کن، خب تحیّر در چه پیدا میشود؟ تحیّر از افزودگی علم پیدا میشود و معرفت، وقتی که من فرض کنید که بدانم که این چیست، متحّیر نیستم، میدانم چیست. ولی وقتی که این را باز کردم و دیدم عجب یک حیوانی زیر این است، یکدفعه برای من تحیّر پیدا میشود! و سیر در اسماء و صفات پروردگار برای رسول خدا انتها ندارد. همانطور که ذات خدا بیانتها است، سیر در اسماء و صفاتش هم بیانتها است! پس هر روز دریچهای برای پیغمبر باز میشود که باز نبوده است و تا خدا خدایی میکند باز میشود و بلکه باز نبوده چون او انتها ندارد.
