
شرح و تفسیر بیت: «عاشق شو ار نه روزی کار جهان سرآید»
نظر عرفا و بزرگان درباره فریبندگی ظواهر دنیا و عوامل انحراف از مسیر حق
شرح و تفسیر بیت معروف حافظ که میگوید: «عاشق شو ار نه روزی کار جهان سرآید»، موضوع اصلی این سخنرانی است. حضرت آیةاللّه سید محمدمحسن حسینی طهرانی رضوان اللّه علیه در این سخنرانی که در شهر شیراز برای جمعی از مشتاقان راه معرفت و حقیقت ایراد شده است، ضمن بررسی دقیق این بیت از منظر عرفان اسلامی، به بیان دیدگاههای علامه طهرانی درباره حافظ و فریبندگی ظواهر دنیا میپردازند. عوامل انحراف برخی از اصحاب و علما از مسیر حق، تفاوت تواضع واقعی و ظاهری، فرار عرفا و علمای سابق از قبول مرجعیت، اهمیت پیوند با مکتب اهلبیت، و تبیین حقیقت در برابر ظاهر دین، دیگر مباحثی است که حضرت استاد با بیان زیبا و دقیق مورد بحث قرار میدهند. ایشان همچنان با نقل حکایات زیبا از سیره علامه طهرانی در مواجهه با مرجعیت، حافظیه، و سفر به عتبات ضرورت تهذیب دل و عمل به سلوک باطنی را مورد تأکید قرار میدهند.
شرح و تفسیر بیت: «عاشق شو ار نه روزی کار جهان سرآید»
توضیحات:
شرح و تفسیر بیت معروف حافظ که میگوید: «عاشق شو ار نه روزی کار جهان سرآید»، موضوع اصلی این سخنرانی است. حضرت آیةاللّه سید محمدمحسن حسینی طهرانی رضوان اللّه علیه در این سخنرانی که در شهر شیراز برای جمعی از مشتاقان راه معرفت و حقیقت ایراد شده است، ضمن بررسی دقیق این بیت از منظر عرفان اسلامی، به بیان دیدگاههای علامه طهرانی درباره حافظ و فریبندگی ظواهر دنیا میپردازند. عوامل انحراف برخی از اصحاب و علما از مسیر حق، تفاوت تواضع واقعی و ظاهری، فرار عرفا و علمای سابق از قبول مرجعیت، اهمیت پیوند با مکتب اهلبیت، و تبیین حقیقت در برابر ظاهر دین، دیگر مباحثی است که حضرت استاد با بیان زیبا و دقیق مورد بحث قرار میدهند. ایشان همچنان با نقل حکایات زیبا از سیره علامه طهرانی در مواجهه با مرجعیت، حافظیه، و سفر به عتبات ضرورت تهذیب دل و عمل به سلوک باطنی را مورد تأکید قرار میدهند.
شرح و تفسیر بیت: «عاشق شو ار نه روزی کار جهان سرآید»
3عصر که با آقای اشکوری داشتیم میآمدیم صحبت راجع به این شعر حافظ بود:
عاشق شو ار نه روزی کار جهان سرآید *** ناخوانده درس مقصود از کارگاه هستی1 بعد من متفطّن شدم که مرحوم آقا این شعر را زیاد میخواندند؛ آقای حداد هم همینطور، ایشان هم این شعر را خیلی میخواندند؛ حدّاقل یکیدو بار که جلوی ما خواندند.
الآن هم که سنّی از ما گذشته، میبینیم مثلاینکه خواجه راست میگفت! ـ حالا دیگر ما روی سرازیری و... ـ میبینیم عجب! اینها چقدر زود به این مطلب رسیدند و سرّ حیات را چه زود درک کردند و رمز بقاء را چه زود اینها فهمیدند.
تفاوت ظاهر و باطن در مشاغل و علوم مختلف
آمدن در این دنیا، هر کسی در این دنیا میآید و خواهینخواهی به یک امری مشغول میشود؛ یکی میرود درس میخواند یکی نمیخواند، یکی بقّالی باز میکند یکی آهنگری، بالأخره در این دنیا آدم بیکار نیست؛ یکی میرود پزشک میشود، یکی میرود مهندس میشود، اما همۀ اینها را نگاه کنید برای سرگرمی همین دنیاست، شنبه به یکشنبه برسد، یکشنبه به دوشنبه برسد، دوشنبه هم به سهشنبه، فردا هم چهارشنبه، برویم درب مغازه را باز کنیم، برویم درب مطب را باز کنیم، برویم اعلان بزنیم در روزنامه: فلان پزشک آمده و این تخصّص را دارد! در فلان مجلّه تبلیغات بکنیم که ای مردم پیش ما بیایید، جای دیگر نروید، پیش ما بیایید! اگر میخواهید پولی برای [درمان] بدهید به ما بدهید، به منشی ما بدهید، یک وقت جای دیگر ندهید!
ما هم همینطور، این مسئله در همۀ قضایا و در همۀ جهات هست؛ حتی دروسی که ما هم میخوانیم، گرچه این دروس دروسی است که مربوط به اهلبیت است، مربوط به درک مطالب آنهاست و اصلاً هیچ ارتباطی با سایر علوم ندارد، این علوم علوم الهی است؛ اما چطور میشود که یک شخصی همین درسها را میخواند، مراتبی پیدا میکند، فضلی پیدا میکند ـ خُب داریم میبینیم، مشاهده میکنیم ـ مدرّس میشود، مبلّغ میشود، منبری بسیار حاذقی میشود، خوشسخن، سخنران، خوشصحبت و...
- غزلیات حافظ، غزل شمارۀ 435.
