مرحوم استاد آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در این سخنرانی که در شیراز ایراد شده است، به نگرش عرفانی اولیاء الهی به مشکلات زندگی و سختیهای دنیا پرداختهاند. ایشان با بیان شعر «رنج راحت دان چو شد مطلب بزرگ *** گَرد گلّه توتیای چشم گرگ» از شیخ بهایی رحمة الله علیه به تبیین جایگاه مشکلات در زندگی سالک و ارزش آنها اشاره میفرمایند. حضرت استاد با بیان این مطلب که احوال دنیا قابل پیشبینی نمی باشد، تأکید میکند آن مشکلات نباید مانع سیر سالک گردد. آیة الله طهرانی در پایان این مجلس با اشاره به مشکلات بعد از ارتحال علامه طهرانی قدس الله سره و نتیجۀ آن در درک و بینش ایشان نسبت به اوضاع و اشخاص، بیان میدارد چنانکه گرد و خاک توتیای چشم گرگ است، مشکلات نیز در راه سالک، دربردارندۀ برکات و مزایایی است که با تحمل و تأمل میتوان به آن دست یافت.
جایگاه مشکلات در مسیر سالک
توضیحات:
مرحوم استاد آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در این سخنرانی که در شیراز ایراد شده است، به نگرش عرفانی اولیاء الهی به مشکلات زندگی و سختیهای دنیا پرداختهاند. ایشان با بیان شعر «رنج راحت دان چو شد مطلب بزرگ *** گَرد گلّه توتیای چشم گرگ» از شیخ بهایی رحمة الله علیه به تبیین جایگاه مشکلات در زندگی سالک و ارزش آنها اشاره میفرمایند. حضرت استاد با بیان این مطلب که احوال دنیا قابل پیشبینی نمی باشد، تأکید میکند آن مشکلات نباید مانع سیر سالک گردد. آیة الله طهرانی در پایان این مجلس با اشاره به مشکلات بعد از ارتحال علامه طهرانی قدس الله سره و نتیجۀ آن در درک و بینش ایشان نسبت به اوضاع و اشخاص، بیان میدارد چنانکه گرد و خاک توتیای چشم گرگ است، مشکلات نیز در راه سالک، دربردارندۀ برکات و مزایایی است که با تحمل و تأمل میتوان به آن دست یافت.
جایگاه مشکلات در مسیر سالک
4ـ عجب باور نمیکنم؟! یک آقایی با این چک به من ضمانت کرده آنقدر به ما تضمین داده است، گارانتی داده است، فلان داده است ما روی آن حساب باز میکنیم، روی آن چهکار میکنیم!
میگویند: «حالا هرچه میخواهی بکنی، این چک شما [موجودی] ندارد!»
شما محکم بر سر میزنید که از یک طرف این حساب [پول] ندارد، از یک طرف شما به شخصی چکی دادید، آن چک را چهکارش کنید؟! برای آن چه بساطی است؟!
دنیا این است؛ یعنی هیچ حسابی روی دنیا نیست که آیا بر وفق مراد انسان و بر وفق مرام انسان میگردد یا نه؟ اصلاً انسان نمیداند گاهی اوقات ممکن است بر وفق مرام باشد، گاهی اوقات هم ممکن است نباشد. گاهی اوقات ممکن است آدم طبق روال عادی سیر و زندگی بکند، گاهی اوقات هم ممکن است طبق روال عادی سیر و زندگی نکند. گاهی اوقات ممکن است با زن و بچهاش اختلاف نداشته باشد و زندگیاش به خوبی و خوشی و بگو و بخند و اینها بگذرد، گاهی اوقات هم با کفگیر و ملاقه و لنگ کفش و طناب و گوشتکوب و هرچه به دست میآید! خلاصه جنگ، مغلوبه؛ یکی کلّه شکسته و یکی پای دررفته و [از این چیزها]؛ یا اینطوری. فلان چیز را من میخواهم من الآن نمیتوانم بخرم یا الآن صلاح نیست، قهر و قهرکشی شروع میشود یک روز، دو روز، سه روز، یک هفته....
ـ:فلان جا میخواهم بروم!
ـ:نه نباید بروی
ـ:عجب! چرا؟! تو بروی خانه فلانی، من نروم خانه فلانی؟!
ـ:صلاح نیست تو بروی
قهر فلان و ... . یا انسان باید تسلیم بشود ـ تسلیم بشود که قافیه را باخته و اگر قرار است انسان در هر چیزی تسلیم بشود پس بنابراین دیگر چه حسابی چه کتابی! ـ اگر هم تسلیم نشود قهر، دعوا اَخم، نمیدانم فلان و امثالذلک.
فراز و نشیب همیشگی دنیا
همیشه دنیا در این مصائب هست. همیشه دنیا در این فراز و نشیب هست. یک روز میبینید زمانه، زمانه امنیّت است و همه چیز سر جایش خوب است. مسائل، مطالب، اجتماعات، چیزهای مملکت، بیا برو، گرانی نیست، فلان نیست، اجناس، ارزاق و این حرفها همه چیز سرجایش هست. یک دفعه هم میبیند همه چیز به هم ریخت و بالا و پایین [شد]. نمیدانم امروز این نیست، فردا آن نیست. امروز و فردا آن نیست.

